اشاره به دور به مثابه ابزار حفظ وجهه در قرآن و شیوه برخورد مترجمان با آن

صفحه اصلی
مرور
شماره جاری
بر اساس شماره‌های نشریه
بر اساس نویسندگان
بر اساس موضوعات
نمایه نویسندگان
نمایه کلیدواژه ها
اطلاعات نشریه
درباره نشریه
اهداف و چشم انداز
اعضای هیات تحریریه
اصول اخلاقی انتشار مقاله
بانک ها و نمایه نامه ها
پیوندهای مفید
پرسش‌های متداول
فرایند پذیرش مقالات
اخبار و اعلانات
راهنمای نویسندگان
ارسال مقاله
داوران
تماس با ما

ورود به سامانه ▼
ورود به سامانه
ثبت نام در سامانه
ENGLISH
صفحه اصلی فهرست مقالات مشخصات مقاله
ذخیره رکوردها |نسخه قابل چاپ | توصیه به دوستان | ارجاع به این مقاله ارجاع به مقاله
|اشتراک گذاری اشتراک گذاری
ادب عرب
مقالات آماده انتشار
شماره جاری
شماره‌های پیشین نشریه
دوره دوره ۸ (۱۳۹۵)
دوره دوره ۷ (۱۳۹۴)
دوره دوره ۶ (۱۳۹۳)
شماره شماره ۲
پاییز و زمستان ۱۳۹۳، صفحه ۱-۳۴۲
شماره شماره ۱
بهار و تابستان ۱۳۹۳، صفحه ۱-۲۹۳
دوره دوره ۵ (۱۳۹۲)
دوره دوره ۴ (۱۳۹۱)
دوره دوره ۳ (۱۳۹۰)
دوره دوره ۱ (۱۳۸۸)
اشاره به دور به مثابه ابزار حفظ وجهه در قرآن و شیوه برخورد مترجمان با آن
مقاله ۱۲، دوره ۶، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۳، صفحه ۲۴۳-۲۶۴ XML اصل مقاله (۴۱۴ K)
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسندگان
حسن مقیاسی؛ مهدی مقدسی نیا
استادیار دانشگاه قم
چکیده
از آنجایی که یکی از مهم­ترین عرصه­های تکریم و حفظ وجهه، زبان است، هر زبانی برای خود از مکانیزم­های مشخصی جهت تحقق این امر استفاده می­کند و از جمله این مکانیزم­ها، بهره­گیری از صفات و ضمایر اشاره است. پژوهش پیش رو در صدد است تا کاربرد صفات و ضمایر اشاره را در عرصه حفظ وجهه در قرآن کریم بررسی نماید و شیوه برخورد مترجمان با این پدیده زبانی را
ارزیابی کند.
در این پژوهش که با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی انجام گرفته، نگارندگان از نظریه استعاره­های مفهومی یا شناختی که از سوی لیکاف و جانسون مطرح شده، مدد جسته­اند و در بررسی نُه آیه­ای که در ابتدای سوره­های بقره، یونس،‌ یوسف، رعد، حجر، شعراء، نمل، قصص و لقمان قرار دارند، به این نتیجه رسیده­اند که در قرآن از صفات و ضمایر اشاره به دور به عنوان ابزاری برای حفظ وجهه استفاده شده که اساس آن یک استعاره جهتی است و در آن «شیء خوب، قدرتمند و با ارزش، دور است» که البته این دوری می­تواند در عرض یا طول باشد. برخی مترجمان قرآن در برخورد با این پدیده، با
بی­توجهی از کنار آن گذشته و به ترجمه تحت اللفظی بسنده نموده­اند و برخی دیگر نیز از راهکارهای متفاوت به پدیده فوق الذکر توجه نموده و در جهت بدست دادن ترجمه­ای صحیح برآمده­اند.
کلیدواژه ها
صفات و ضمایر اشاره؛ حفظ وجهه؛ استعاره جهتی؛ ترجمه قرآن
اصل مقاله
۱ ـ مقدمه
یکی از موضوعاتی که تمامی زبان­ها مبتلا به آن هستند، حفظ وجهه مخاطب و غایب است که امروز توسط اندیشمندان رشته کاربردشناسی و نیز جامعه شناسی زبان، مورد کنکاش و بررسی قرار می­گیرد. دلیل اهمیت موضوع حفظ وجهه و پرستیژ اجتماعی را باید در این نکته جستجو کرد که عدم رعایت آن می­تواند پیامدهای منفی به دنبال داشته باشد. تلاش پژوهشگران در این مقاله بر آن است تا به این پرسش ها پاسخ دهند که آیا صفات و ضمایر اشاره می­توانند به عنوان ساز و کاری برای حفظ وجهه قرار گیرند؟ اگر پاسخ مثبت است چطور این صفات و ضمایر اشاره، چنین کارایی را برای خود ثبت کرده­اند؟ مترجمان قرآن کریم با این پدیده زبانی چگونه برخورد کرده­اند؟ بهترین راهکار برای ترجمه صفات و ضمایر اشاره­ای که نقش تکریمی دارند، چیست؟
اهمیت این مقاله در آن است که می­تواند پرده از کارکرد اشاره­ها در زمینه حفظ وجهه بردارد و دلیل این کارکرد را نیز بیان کند. از سوی دیگر، این تحقیق می­تواند راهکاری برای مترجمان بدست دهد تا در راستای آشنایی هر چه بهتر با این پدیده زبانی و نیز شکل بهتر ترجمه آن گام بردارند.
در خصوص بررسی مکانیزم­های حفظ وجهه و رعایت ادب در قرآن، پژوهش­های مختلفی انجام گرفته است که از مهم­ترین آنها می­توان به مقاله دکتر محمد رضا فخر روحانی (۱۳۸۲)، زیر عنوان «بررسی زبان شناختی نام ها و القاب حضرت محمد (ص) در قرآن کریم» اشاره کرد.
در زمینه استعاره­های جهتی که توضیح آن در بخش­های بعدی مقاله آمده است، پژوهش­های خوبی صورت گرفته است که از آن جمله می­توان به مقاله عالیه کرد زعفرانلو و خدیجه حاجیان (۱۳۸۹) تحت عنوان «استعاره­های جهتی در قرآن با رویکرد شناختی» اشاره کرد که در مجله نقد ادبی به چاپ رسیده است و مورد دوم نیز متعلق به خانم دکتر شیرین پورابراهیم است که پایان­نامه دکتری خود را به موضوع
استعاره­های شناختی در پانزده جزء اول قرآن کریم اختصاص داده­اند که هر دو پژوهش یادشده ارزشمند و راهگشا است.
در خصوص ترجمه صفات و ضمایر اشاره می­توان به مقاله سید جلیل شاهرودی (۱۳۸۴) اشاره کرد که تحت عنوان «گروه اسمی در ویرایش و ترجمه» منتشر شده است؛ البته مقاله مذکور تنها تحقیق در این خصوص نیست، بلکه در این باب، تحقیقات گسترده­ای انجام شده است.
تفاوت مقاله پیش رو با تحقیق انجام شده توسط دکتر فخر روحانی در آن است که پژوهش پیش رو به یک مقوله خاص دستوری یعنی «اشاره­ها» و کارکرد احترام آمیز آنها پرداخته و بنیان آن را که یک استعاره جهتی است، به کنکاش گذارده است.
ویژگی بارز مقاله حاضر در مقایسه با اثر دکتر زعفرانلو و حاجیان در آن است که در این مقاله، کارکرد استعاره­های جهتی را در مکانیزم­های رعایت ادب و احترام بررسی می­کند و صفات و ضمایر اشاره را به عنوان یکی از این مکانیزم ها مورد بررسی
قرار می­دهد.
وجه تمایز این تحقیق با مقاله سید جلیل شاهرودی در آن است که تحقیق پیش رو به بررسی موردی چند آیه اختصاص دارد که در آنها صفات و ضمایر اشاره با عمق فراوان و با توجه به بعد زبان شناختی شان به بحث گذارده شده است.
۲ ـ صفات و ضمایر اشاره
یک جمله، از گروه­های مختلف اسمی و فعلی تشکیل شده است. یک گروه اسمی از یک هسته اسمی شکل می­گیرد که می­تواند در کنار خود چند وابسته داشته باشد. وجود هسته امری الزامی است و حال آنکه حضور وابسته ها امری اختیاری محسوب می­گردد تا جایی که ممکن است یک گروه اسمی تنها از هسته ـ بدون حضور هیچ گونه وابسته­ای ـ تکوین یافته باشد. (کویپر و آلن، ۱۹۹۶: ۲۱۴ ـ ۲۱۸) هسته گروه اسمی را اسم یا عناصر شبیه اسم تشکیل می­دهند. (اکمجیان، ۱۹۹۷: ۱۹۱) که این شبه اسم­ها شامل
اسم­های عام، اسم­های خاص، ضمایر شخصی و… می­شود. (شاهرودی لنگرودی، ۱۳۸۴: ۱۱۰) وابسته­هایی که به اسم می­چسبند، برحسب جای قرار گرفتنشان به دو دسته تقسیم می­شوند: وابسته­های پیشین (معرف ها) و وابسته­های پسین. یکی از وابسته­های پیشین، صفت­های اشاره­ای است که دورترین جایگاه را در گروه­های اسمی نسبت به هسته دارد و شامل این، آن، اینها و آنها است. (همان: ۱۱۱) به این عبارت توجه کنید:
«این کتاب ارزشمند را از بازارچه کتاب خریدم»
در عبارت فوق «این کتاب ارزشمند» یک گروه اسمی است که هسته­اش «کتاب» و وابسته پیشین آن، صفت اشاره «این» است که به عنوان معرف نیز شناخته می­شود. اگر این صفت­های اشاره که در عربی با واژگانی مانند «هذا ـ هذان ـ هؤلاء ـ هذه ـ هاتان ـ هؤلاء ـ ذلک ـ ذانک ـ اولئک ـ تلک ـ تانک ـ اولئک» ذکر می­گردد، به صورت مستقل بیایند و همراه یک هسته اسمی نباشند، در نظریه­های زبان شناسی جدید، خود به عنوان ضمیر تلقی می­شوند و دیگر حکم وابسته را ندارند. صفت­ها و ضمایر اشاره به دو بخش تقسیم می­شوند. برخی از آنها صفت­های اشاره به دورند که در عربی شامل «ذلک ـ ذانک ـ اولئک ـ تلک ـ تانک ـ اولئک» می­شوند و برخی دیگر نیز صفت­های اشاره به نزدیک تلقی می­گردند که در عربی شامل «هذا ـ هذان ـ هؤلاء ـ هذه ـ هاتان ـ هؤلاء» است. بحث اصلی ما در اینجا، به هر دو حوزه صفت­ها و ضمیرهای اشاره به دور مربوط می­شود.
۳ـ وجهه
واژه وجهه که به معنای جایگاه، هویت و موقعیت اجتماعی تعریف شده و امروز به رشته­های مختلفی همچون روانشناسی، زبان شناسی اجتماعی و غیره راه یافته است، به باور برخی­ها ریشه در زبان چینی دارد. (بارگی یللا، ۲۰۰۳: ۱۴۵۳ ـ ۱۴۶۹) تعریفی که جامعه شناسان زبان از واژه وجهه بدست داده­اند، نشان می­دهد که وجهه، خودانگاره عام یک شخص است و بر آن جنبه عاطفی و اجتماعی فرد دلالت دارد که هر شخصی از آن برخوردار است و انتظار دارد دیگران آن­ را به رسمیت بشناسند. (یول، ۱۳۸۵: ۸۲)
وجهه به دو دسته مثبت و منفی تقسیم می­شود: وجهه مثبتِ (خودمانی) یک فرد عبارت از نیاز اوست مبنی بر اینکه دیگران وی را بپذیرند و به عنوان جزئی از خویشتن بدانند ؛ ولی وجهه منفی (رسمی) یک فرد، حکایت از نیازی دارد که فرد به استقلال و لحاظ قرار دادن جایگاه اجتماعیش دارد. (وارد هاف، ۲۰۱۰: ۲۹۲)
کنش­های حافظ وجهه­ای که جهت گیری آن وجهه منفی (رسمی) اشخاص است، بر این امر گرایش دارد که حرمت اشخاص را نشان دهد و در اصطلاح از آن با عنوان ادب سلبی یاد می­شود ؛ ولی در مقابل آن، کنش­های حافظ وجهه­ای که سمت­گیری آن وجهه مثبت (خودمانی) فرد است، گرایش به آن دارد که همبستگی افراد را نشان دهد. (کادار و هاف، ۲۰۱۳: ۱۸) به مثال­های ذیل توجه کنید:
الف ـ جناب آقای پرفسور حسن محمدی، عضو هیأت علمی گروه زبان انگلیسی دانشگاه سمنان / لطفا در جلسه فردا حضور به هم رسانید.
ب ـ حسن جان / جلسه فردا یادت نره.
جمله اول که دلالت بر یک کنش حافظ وجهه ـ با جهت گیری وجهه منفی (رسمی) ـ دارد، نشانگر فاصله اجتماعی مخاطب با متکلم است ؛ ولی جمله دوم که حکایت از یک کنش حافظ وجهه ـ با جهت گیری وجهه مثبت ـ دارد، بازتاب دهنده صمیمیت میان متکلم و مخاطب است. اگر فردی، یک نامه رسمی خطاب به «حسن محمدی» می­نویسد، نمی­تواند در هنگام خطاب قرار دادن وی، از عبارت «حسن جان» استفاده کند ؛ چرا که اگر فردی در هنگام خطاب از عبارتی استفاده کند که تعریف نامناسب از هویت مخاطب را با خود به دنبال داشته باشد، مرتکب کنشی شده است که به وجهه منفی (رسمی) شنونده لطمه وارد می­کند. (برون و لیونسن، ۱۹۸۷: ۶۸ ـ ۶۹) حال اگر فرد در جمعی در مورد «حسن محمدی» سخن می­گوید، نباید از عبارتی استفاده کند که در غیاب وی، وجهه منفی (رسمی) او را هدف قرار دهد. به مثال ذیل توجه کنید:
الف ـ پرفسور حسن محمدی، استاد دانشگاه سمنان معتقد است که …
ب ـ حسن معتقد است که …
عبارت «الف» حکایت از آن دارد که گوینده وجهه منفی (رسمی) شخصی که در موردش سخن می گوید، حفظ می­کند ؛ ولی در عبارت «ب» وجهه مثبت (خودمانی) فرد مد نظر است.
با توجه به نمونه الف و ب، کنش­های حافظ وجهه منفی (رسمی) فقط در هنگام خطاب مورد توجه نیستند ؛ بلکه فرد در هنگام ذکر نام یک فرد یا یک شیء مقدس نیز باید این موضوع را مد نظر داشته باشد. (بیمن، ۱۹۸۶: ۱۵۳) برای نمونه فردی که در مورد پیامبر مکرم اسلام سخن می گوید، سعی می کند تا وجهه رسمی او را با استفاده از عباراتی همچون «پیامبر اسلام»، «حضرت محمد»، «رسول مکرم اسلام» و … حفظ کند.
۴ ـ صفات و ضمایر اشاره به دور به مثابه مکانیزم حفظ وجهه
پیش از ادامه بحث باید به این نکته مهم اشاره کرد که صفات و ضمایر اشاره می­توانند یک کاربرد خنثی و یک کاربرد غیر خنثی داشته باشند. منظور از کاربرد خنثی آن جایی است که صفات و ضمایر اشاره صرفا کارکرد تعیین یا همان نقش معرف را دارند.
برای نمونه، وقتی می­گوییم «آن کتاب را می­خواهم.» صفت یا ضمیر اشاره، کارکرد تعیینی دارد، یعنی مشخص می­کند که یک کتاب خاص مد نظر است؛ ولی آنچه پژوهشگران در این تحقیق، دنبال می­کنند، همانا تبیین مواضعی است که در آنها، صفات و ضمایر اشاره کارکردی فراتر از کارکرد عادی خود دارند، یعنی استفاده از آنها برای القای مقصود خاصی به کار رفته است. در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه چطور
می­توان تشخیص داد که این اسم اشاره کارکرد خنثی دارد یا غیر خنثی، باید گفت که در تشخیص، مرجع یابی از اهمیت فراوانی برخوردار است. برای نمونه در آیات مورد بحث ما در این مقاله، صفات و ضمایر اشاره به دور، در ابتدای سوره ذکر شده،
یعنی اینکه پیش از این بحثی در مورد «ما یشار إلیه» به میان نیامده است، ضمن آنکه ارجاع به چیزی در خارج از متن نمی­تواند باشد؛ زیرا در تعیین موردی که به آن
اشاره می­شود، خلط پیش می­آید و هر کسی ارجاع را به کتاب مورد علاقه خود نسبت می­دهد. با توجه به این موضوع، صفات و ضمایر اشاره به کار رفته نه می­تواند ارجاع داخل متنی داشته باشد و نه ارجاع خارج متنی. از سوی دیگر، آیات مورد بحث در این پژوهش، آیات ابتدایی هستند و همان طور که در هر کتابی مرسوم است، در ابتدا توضیحاتی درباره خود کتاب بدست داده می­شود و در اوایل هر بخش از کتاب تلاش می­شود تا ضمن بدست دادن مقدمه­ای کوتاه درباره آن بخش، بحث آغاز گردد. در قرآن نیز موضوع به همین منوال است. در ابتدای سوره بقره، توضیحاتی درباره خود قرآن می­آید و در ابتدای دیگر سوره­ها نیز موضوع به همین شکل دنبال می­شود. پس با توجه به توضیحات بدست داده شده، جایی برای تلقی اینکه ارجاع به خارج متن یا چیزی در داخل متن باشد، وجود ندارد.
با توجه به آنچه در بخش پیشین آمد، هنگام سخن گفتن درباره افراد و اشیاء مقدس نیز، باید از واژه­ای که می­تواند وجهه رسمی آن فرد یا شیء را بر هم بزند، اجتناب نمود و باید در هنگام ذکر نام آن، موضوع احترام را رعایت کرد. یکی از مکانیزم های حفظ وجهه، استفاده از صفات و ضمایر اشاره به دور، در هنگام ذکر نام فرد، یا شیء مقدس است. سکاکی در مفتاح العلوم خود می گوید: «برخی مواقع از اشاره به دور برای تعظیم یک چیز استفاده می­شود، برای نمونه، می­توان از عبارت ذلک الفاضل، اولئک الفحول و نیز کلام خداوند یاد کرد که می­گوید: ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین.» (سکاکی،۱۴۲۰: ۲۷۷)
نمونه این امر را در زبان فارسی نیز شاهدیم. برای مثال در تمامی بخش­های کتاب تذکرهالأولیای عطار که هر کدام به زندگی یکی از عرفا اختصاص دارد، هیچ موردی را نمی­یابیم که با چیزی غیر از صفت اشاره «آن» شروع شده باشد. استفاده از این صفت اشاره هنگام شروع سخن گفتن درباره زندگی عرفا، حکایت از آن مکانیزمی دارد که در گذشته برای بیان احترام مورد استفاده قرار می­گرفته است. برای نمونه می­توان به عبارت ذیل اشاره کرد: «آن سلطان العارفین، آن برهان المحققین، آن خلیفه الهی، آن دعامه نامتناهی، آن پخته جهان ناکامی، شیخ وقت أبویزید بسطامی ـ رحمه الله علیه ـ اکبر مشایخ بود.» (عطار، ۱۳۶۳: ۱۶۰)
امروزه نیز در هنگام نگارش نامه­های اداری در زبان فارسی، از مکانیزم مذکور استفاده می­شود. برای نمونه در نامه چنین نوشته می­شود که «از آن مقام محترم، تقاضا می­شود تا در جلسه حضور به هم رسانند»
در زبان عربی به غیر از صفت­های اشاره، حروف ندا نیز از همین حالت برخوردارند؛ یعنی اگر چیزی دارای اهمیت بیشتری باشد، بهتر است در هنگام خطاب قرار دادن آن، حروف ندایی را به کار ببریم که برای خطاب قرار دادن اشیای در فاصله بیشتر به کار می­رود. به دیگر سخن، در حالت مذکور «منادای قریب(نزدیک) را به منزله بعید فرض می­کنند و از ادوات مورد استفاده در مورد منادای بعید بهره می­گیرند که این امر برای نشان دادن عظمت شأن و رفعت رتبه منادا و بیان این مطلب است که جایگاه منادا، بعید از جایگاه متکلم است. در این حالت، بُعد در جایگاه اجتماعی را به منزله بُعد حسی می­گیرند و از ادوات ندای بعید استفاده می­کنند.» (ر.ک: آق اولی، ۱۳۷۳: ۵۲)
درباره چرایی استفاده از صفت اشاره به دور، به عنوان مکانیزمی برای حفظ وجهه باید گفت اساس این امر باید در یک استعاره جهتی جستجو شود که در آن، فرد یا شیء با ارزش، دور، و فرد یا شیء کم ارزش، نزدیک است.
باید به این نکته مهم اشاره کرد که منظور، کاربرد غیر خنثای صفات و ضمایر اشاره است. به دیگر سخن، در بسیاری از آیات قرآنی، از اسم اشاره نزدیک، برای قرآن استفاده شده که در آنجا صرفا کارکرد خنثی و اشاره ای مطرح بوده است و به هیچ وجه معنای استفاده از اشاره به نزدیک، در حکم کم اهمیت جلوه دادن کتاب الله نیست.

۵ ـ استعاره­های جهتی، بنیان کارکرد تکریمی صفت ها و ضمایر اشاره
پیش از ورود به بحث درباره استعاره­های جهتی، باید توضیحاتی هر چند مختصر درباره استعاره­های مفهومی بدست داده شود که اعم از ساختاری، جهتی و هستی شناسانه­اند. لیکاف و جانسون از پیشگامان زبان شناسی شناختی، در کتاب خود تحت عنوان «استعاره­هایی که با آن زندگی می­کنیم» از دیدگاه­های بلاغت پژوهان گذشته که استعاره را یکی از روش­های خیال پردازی شاعرانه می­دانستند و کاربرد اصلی آن را در آراستن گفتار خلاصه می­کردند، انتقاد می­کنند. (ر.ک: لیکاف و جانسون، ۱۹۸۰: ۴) در بلاغت سنتی، استعاره تنها یک ابزار زبانی بود که شاعر و نویسنده برای زیبا ساختن کلام، آن را به کار می­برده است ؛ اما در دوره معاصر «استعاره شناسان شناختی معتقدند که استعاره، فرآیندی ذهنی و شناختی است و استعاره­های زبانی، تنها نمود و شاهد استعاره­های ذهنی محسوب می­شوند و این فرآیند ذهنی و شناختی، عنصری بنیادین در مقوله بندی و درک انسان از جهان خارج و فرآیند اندیشیدن است.» (یوسف آبادی و فرضی شوب، ۱۳۹۰: ۱۰۴) امروزه می­بینیم که استعاره­ها به قدری طبیعی و خودانگیخته وارد زندگی بشر می­شوند که ممکن است در عمل، توجهی را به خود جلب نکنند و مانند بسیاری از پدیده­ها و فرآیندهای روانی و ارتباطی دیگر، ساده و بی­نیاز از توصیف و تبیین جلوه کنند. (همان: ۱۰۵)
در دیدگاه لیکاف و جانسون، استعاره جزئی جدایی ناپذیر از ادراک انسانی است و در حقیقت وقتی ما استعاره­ای را به کار می بریم، یک نظام فکری را از عنصری به عنصر دیگر منتقل می­کنیم. ذهن سازنده استعاره با استفاده از این ابزار، در کنار ابزارها و مصالح زبانی دیگر، موفق می­شود رویه جدیدی از جهان اطراف خود را تصور کند و به تصویر درآورد و مخاطب او نیز با رمزگشایی مضمون استعاره، می­تواند در این فرآیند آفرینندگی مشارکت جوید و سهیم شود. (ر.ک: لیکاف و جانسون، ۱۹۸۰) نویسندگان کتاب «استعاره­هایی که با آن زندگی می­کنیم = Metaphors We live by » استعاره را به انواع مختلف تقسیم می کنند که عبارتند از استعاره­های ساختاری، استعاره­های هستی شناسانه و استعاره­های جهتی.
در استعاره­های ساختاری، در ابتدا یک استعاره ایجاد می­شود، سپس تمامی واژه مربوط به حوزه مستعار منه، برای مستعار له به کار می­رود. برای نمونه، وقتی می گوییم «بحث کردن، جنگ است» علاوه بر خود واژه جنگ، از ادوات آن جنگ یعنی سپر، سنگر، حمله، دفاع و غیره نیز استفاده می­کنیم. در استعاره هستی شناسانه، برای یک مفهوم انتزاعی همچون زمان از یک استعاره خاص استفاده می کند برای مثال می گوید: «داریم به عید نزدیک می شویم» در اینجا به عید که یک مفهوم انتزاعی است، یک چهره مکانی بخشیده شده است. صرفا در استعاره­های جهتی، نظامی کلی از مفاهیم با توجه به مفاهیمی دیگر سازمان بندی می­شوند. استعاره­های جهتی، مفاهیم را با اعطای
صورت­های مکانی، در جهت­های متقابل با یکدیگر، مرتبط می­سازند. وظیفه این نوع استعاره­ها بیش از هر چیز، برقراری انسجام در نظام مفهومی ماست. (لیکاف و جانسون،­۱۹۸۰: ۱۴ ـ ۱۸)

Y

X

Z

استعاره­های جهتی با مفاهیمی که نشان دهنده جهت و موقعیت مکانی هستند نظیر بالا ـ پایین، درون ـ بیرون، جلو ـ عقب، عمق ـ سطح و مرکز ـ حاشیه در ارتباطند. برای نمونه می­توان از استعاره «خوبی بالا است و بدی پایین»، «خوشحالی بالا است و ناراحتی پایین» و مواردی از این دست اشاره کرد. (لیکاف و جانسون، همان منبع) در زبان های مختلف، از جمله زبان عربی، برای بیان ارزش و جایگاه اجتماعی، از یک استعاره جهتی مدد گرفته شده که بر اساس آن هر شیء دور (چه در خط طولی و چه در خط عرضی) با ارزش است و هر شیء نزدیک (چه در خط طولی و چه در خط عرضی) از ارزش و اهمیت کمتری برخوردار است. به مدل زیر توجه کنید:

در شکل فوق، اگر X را به عنوان نزدیک ترین نقطه به حوزه دید یا عرصه دسترسی فرد در نظر بگیریم هر چه یک شیء در محورهای Y و Z از نقطه X فاصله بگیرد، از اهمیت بیشتری بهره مند است.
«بی شک، بازنمایی­های استعاری مذکور، تصادفی یا اتفاقی نیستند؛ بلکه بر مبنای تجربه، فرهنگ و ساختار بدنی انسان شکل می­گیرند همچنین بر اساس اینکه ما چگونه به لحاظ فیزیکی در یک محیط خاص یا فرهنگ متفاوت در تعامل هستیم، ساخته
می­شوند. استعاره­های جهتی با تصویر فضای هندسیی که در ذهن به وجود می­آورند، مفهومی جدید و در نتیجه درکی جدید می­آفرینند. گویی در این دسته از استعاره­ها با یک مبنای مفهومی سر و کار داریم که اجزای درونیش با استفاده از حوزه مقصد
پر می­شود.» (کرد زعفرانلو کامبوزیا و حاجیان، ۱۳۸۹: ۱۲۵)
به گذشته باز می­گردیم، یعنی همان زمانی که فرد مجبور بود تا برای تأمین آب منزل خود، از خانه خارج شود و مسافتی را طی کند تا به چشمه آبی برسد، یا اینکه برای تأمین علوفه و نیازهای خود راه دشت را پیش گیرد و مسیری را بپیماید، یا اینکه برای کار کردن و کسب درآمد، ترک دیار گزیند و راهی سرزمین­های دور شود. مطمئنا اگر فرد برای یافتن موارد مذکور متحمل مشکل و دردسری نمی­شد، دیگر آن چیزها برایش ارزشی پیدا نمی­کردند. از آنجایی که برای حصول یک شیء در فاصله دور باید زحمت کشید و رنج را تحمل کرد، پس قرار گرفتن یک شیء در فاصله دورـ در عرض ـ حکایت از اهمیت آن داشت. در جوامع گذشته که اساس و بنیان کار آنها کشاورزی بود آسمان به عنوان منبع تأمین آب مورد نیاز جهت کشت محصولات به شمار می­رفت و از این رو، همیشه آسمان که یک فضای دور از ما ـ در طول ـ قرار داشت از اهمیت فراوانی برخوردار بود. در جوامع مذکور همیشه آسمان ها و اجرام موجود در آن برای بشر ابهام انگیز بود تا جایی که این اجرام مقام الوهی می­یافتند و در محل پرستش افراد قرار می­گرفتند که البته نقش پدیده­های طبیعی همچون سیل، تگرگ و… را که ریشه بروز آنها در آسمان ها قرار داشت، نباید از نظر دور داشت.
به همین جهت، آسمان به عنوان یک منبع قدرت که دور از ما است مورد توجه قرار گرفته است؛ ولی اگر ورود به آسمان­ها کار آسانی می­نمود، مطمئنا دیگر از آنچنان ابهتی در نزد افراد برخوردار نبود. آنچه گذشت مربوط به رابطه انسان با طبیعت بود. اگر به رابطه انسان ـ به عنوان یک موجود عاقل و برتر ـ با حیوانات از جمله چهارپایان نگاه کنیم، می­بینیم که انسان به جهت سوار شدن بر این حیوانات و موقعیت مکانی بالاتری که نسبت به سواری­دهندگان به خویش دارد، خویشتن را برتر می­بیند. به دیگر سخن، موقعیت فیزیکیی که فرد هنگام سوار شدن بر حیوانات دارد، باعث شده است تا احساس کند که قرار گرفتن در چنان شرایط فیزیکی از اهمیت بیشتری برخوردار است.
اگر به رابطه فرمانده با سربازانش نگاه کنیم می­بینیم که کنترل و نظارت، مستلزم قرار گرفتن در یک موقعیت فیزیکی عالی است و از آنجایی که رهبران و فرماندهان برای انجام کار کنترل و نظارت در چنین موقعیتی قرار می­گرفتند، قرار گرفتن در یک فاصله مکانی ـ در طول ـ باعث اهمیت می­شد. به طور کلی مفهوم کنترل در ارتباط با موقعیت فیزیکی بالا است.
تیلر و ایوانز (۲۰۰۳: ۱۴۱) برای نمونه یک نبرد انسانی را ذکر می­کنند که در آن، شخص پیروز در بالا و شخص مقهور در پایین قرار داد. این دو نویسنده، به حیات وحش نیز اشاره داشته و می گویند حتی در حیات وحش نیز حیوان پیروز، سر خود را بالا می برد و حیوان مقهور سر خود را پایین تر از آن نگاه می دارد.
کوتاه سخن آنکه تجربه­های فرد با طبیعت، حیوانات زیردست و افراد بالا دست که کار کنترل و نظارت بر افراد را بر عهده داشتند، او را به آن سمت سوق داد که احساس کند هر چیز با فاصله مکانی دور ـ در طول یا عرض ـ می­تواند اهمیت وافری داشته باشد. این موضوع کمک کرد تا استعاره «چیزهای با ارزش، دور و چیزهای بی ارزش، نزدیکند» شکل گیرد. نباید فراموش کرد که این استعاره بازتاب عجیبی در رفتارهای ما دارد. برای نمونه، استادی که در صدد تدریس است بر روی سن قرار می­گیرد. فرد روحانی که می­خواهد سخنرانی کند بر بالای منبر یا سکوی خطابه می­رود. فرماندهی که می­خواهد از نیروهای خود سان ببیند، در جایگاه قرار می­گیرد.
۶ ـ اجرای نظریه
با توجه به آنچه گذشت مطالبی که در باب حفظ وجهه گفته شد، فقط منحصر به لحظه خطاب نیست ؛ بلکه می­تواند در هنگام ذکر نام یک شخص یا یک شیء مقدس از سوی گوینده مورد استفاده قرار گیرد که یکی از این موارد مقدس، قرآن مجید و آیات این کتاب آسمانی است. تعداد آیاتی که در آنها از صفت­ها و ضمایر اشاره به عنوان مکانیزمی برای احترام استفاده شده و در این تحقیق مورد بررسی قرار می­گیرد، به ۹ مورد می­رسد که یک مورد آن «ذلک» بوده و در سوره بقره مورد استفاده قرار گرفته و بقیه «تلک» است که موارد استفاده آن در دیگر سوره­ها است. از میان آیات مذکور تنها «ذلک» به عنوان صفت اشاره به کار رفته ؛ ولی بقیه به عنوان ضمیر اشاره مورد استفاده قرار گرفته­اند؛ البته برخی از افراد اعتقاد دارند که «ذلک» مبتدا و «الکتاب» خبر است (صافی، ۱۴۱۸: ۳۳) و اگر این گونه باشد تمامی موارد، ضمیر تلقی می­شود: (بقره:۲) ـ (یونس:۱) ـ (یوسف:۱) ـ (رعد:۱) ـ (حجر:۱) ـ (شعراء:۲) ـ (نمل:۱) ـ (قصص:۲) ـ (لقمان:۲)
با توجه به آنچه در بخش کاربرد صفات و ضمایر اشاره به عنوان مکانیزم حفظ وجهه گفته شد، هر چقدر یک شیء از نقطه x فاصله گرفته و در محور Y و Z حرکت کند، ارزش بیشتری پیدا می­کند که با توجه به این موضوع، در بررسی آیات فوق
می­بینیم این صفات و ضمایر اشاره ـ آن هم در ابتدای سوره­ها ـ کارکردی احترام آمیز دارد.
نکته­ای که نباید از نظر دور داشت این است که این عبارات ـ در هر سوره ـ اولین یا دومین آیه را تشکیل می­دهند یعنی جایگاهی که برای آنها در نظر گرفته شده، در ابتدای سوره­ها است. با توجه به این مطلب می­توان گفت در صورتی این کلمات کارایی احترام آمیز دارند که در ابتدای کلام ذکر شوند. اگر به نمونه­های فارسی
(تذکره الأولیاء عطار) نگاهی بیاندازیم می­بینیم که در منابع فارسی نیز کارایی اسم اشاره به دور ـ البته به عنوان مکانیزم حفظ وجهه ـ در ابتدای کلام بوده است. شاید بتوان گفت که اگر همین عبارات در وسط کلام ذکر می­شدند شاید این کارایی را نداشتند؛ زیرا این امکان می­رفت که ارجاع «ذلک» به کتابی باشد که پیش از این مورد بحث قرار گرفته است. در یک سخن، شاید بتوان این قاعده را وضع کرد که اگر در ابتدای متنی، اشاره به دوری در مورد یک شیء یا شخص مقدس مورد استفاده قرار گرفت این اشاره با هدف حفظ وجهه بوده یعنی مرجعش همان کتاب پیش روی خواننده است.
۷ ـ مترجمان در برخورد با پدیده زبانی مذکور
مترجمان(۱) در برخورد با این پدیده از مکانیزم­های مختلفی سود برده­اند. در آیه دوم سوره بقره یعنی «ذلک الکتابُ لا ریبَ فیه هُدًی لِلمُتّقینَ» افراد چهار مکانیزم متفاوت را پیش گرفته­اند:
دسته اول در هنگام ترجمه «ذلک الکتاب» از عبارت «این کتاب» استفاده کرده­اند که نشان می­دهد افراد پی به این نکته برده بودند که منظور از کتاب مورد بحث، همان قرآن است. این افراد که تعدادشان به ۳۲ نفر می­رسد، به کارکرد تکریمی «ذلک» توجه نداشته­اند. از جمله مترجمانی که این راهکار را پیش گرفته­اند، می­توان به ترجمه کاظم پورجوادی اشاره کرد که در آن آمده است: بی تردید این کتاب، راهنمای
پرهیزکاران است.
دسته دوم در برخورد با «ذلک الکتاب» عبارت «آن کتاب» را پیش گرفته­اند که تعداد این افراد به ده نفر می­رسد. از جمله این مترجمان می­توان به جلال الدین فارسی اشاره کرد که آیه فوق را این گونه ترجمه کرده است: «آن کتاب شکی در آن نیست که هدایت برای پرهیزکاران است.»‌
دسته سوم، در کنار استفاده از ضمیر اشاره «این»، از یک صفت نیز استفاده کرده­اند یعنی اینکه در ترجمه از عبارت­های «این کتاب (بلند مرتبه ـ با عظمت ـ والا رتبه)» استفاده نموده اند. تعداد این افراد به ۴ مورد می­رسد. این نوع ترجمه حکایت از توجه صاحبانش به دو نکته مهم دارد: اول اینکه منظور از «ذلک الکتاب» همین قرآن است و دوم اینکه «ذلک» در اینجا کارکرد احترام آمیز دارد. از جمله ترجمه­هایی که در گروه سوم قرار می گیرند می­توان به ترجمه موسوم به «پرتوی از قرآن» اثر سید محمود علائی طالقانی اشاره داشت که در آن آمده است: «این کتاب بلند مرتبه موجب شکی در آن نیست هدایت است برای پروا پیشگان»
دسته چهارم، از همان ضمیر اشاره «آن» استفاده نموده­اند؛ ولی در کنار آن، یک صفت را نیز در ترجمه به کار بسته­اند که این صفت­ها عبارتند از «بلند مرتبه ـ با عظمت». تعداد این افراد نیز مشابه گروه پیشین است. این نوع ترجمه حکایت از توجه صاحبانش به کارکرد احترام آمیز صفت (ضمیر) اشاره دارد. از جمله مترجمانی که در گروه چهارم قرار می­گیرد، محمد علی رضایی اصفهانی است که در ترجمه این آیه آورده است: «آن کتاب با عظمت هیچ تردیدی در آن نیست و راهنمای پارسایان خودنگهدار است.»
در آیه یکم سوره یونس آمده است: «الر تلک آیات الکتاب الحکیم» در ترجمه این آیه از سه راهکار استفاده شده است که بیشترین مورد مربوط به استفاده از عبارت «این آیات» در ترجمه است. گروه دوم از عبارت «آن آیات» سود برده­اند و گروه سوم نیز عبارت «آن آیات که مقامی بس بلند دارد» را به کار بسته­اند. تعداد مترجمانی که راهکار اول را در ترجمه انتخاب کرده­اند، ۴۳ نفرند و سهم ترجمه­های دوم و سوم در به کارگیری از سوی مترجمان به ترتیب ۶ و ۱ مورد بوده است.
مترجمان در برخورد با سوره یونس تنها دو راهکار را پیش گرفته­اند. ۴۰ نفر از اشاره به نزدیک استفاده کرده­اند. دسته دوم که تعداد آنها به ده نفر می رسد از اشاره به دور استفاده کرده­اند.
در آیه یکم سوره رعد آمده است: «المر تلک آیاتُ الکتاب والذی أنزل إلیک من ربک الحق ولکن أکثر الناس لا یؤمنون» مترجمان در ترجمه این آیه نیز تنها دو راهکار را مورد استفاده قرار داده­اند که سهم استفاده از صفات و ضمایر اشاره به نزدیک، ۴۵ مورد و سهم اشاره به دور، ۵ مورد بوده است.
در آیه یکم سوره حجر آمده است: «الر تلک آیات الکتاب وقرآن مبین» در ترجمه این آیه، سه راهکار استفاده شده است که اولین مورد استفاده از اشاره به نزدیک و سهم آن ۴۴ مورد است. استفاده از اشاره به دور ۵ مورد بوده و تنها یک نفر عبارت «این آیات بلند مرتبه» را به کار بسته است که آن هم مربوط به حسین انصاریان است.
در آیه دوم سوره شعرا آمده است: «تلک آیات الکتاب المبین» که در ترجمه آن، سه راهکار مورد استفاده قرار گرفته که سهم راهکار اولی یعنی استفاده از اشاره به نزدیک ۴۲ مورد بوده است. ۷ مورد از ترجمه ها، اشاره به دور را انتخاب کرده­اند؛ ولی دسته سوم که تعداد آنها یک نفر است استفاده از عبارت «این آیات با عظمت» را ترجیح داده­اند که متعلق به انصاریان است.
در آیه یکم سوره نمل آمده است: «طس تلک آیات القرآن وکتاب مبین» که در ۴۲ مورد از ترجمه­های انجام گرفته، اشاره به نزدیک به کار رفته و در چهار مورد دیگر نیز اشاره به دور استفاده شده بود. در یک مورد نیز عبارت «این آیات با عظمت» به کار رفته بود که آن هم متعلق به آقای مسعود انصاری بود. ضمنا در ۲ ترجمه، افراد به جای استفاده از صفت یا ضمیر اشاره و واژه «آیات» ترجیح داده بودند که نام قرآن را به کار ببرند. در یک مورد نیز در ترجمه «تلک الآیات» از عبارت «آیات مذکور» استفاده شده بود.
در آیه دوم سوره قصص آمده است: «تلک آیات الکتاب المبین» که مترجمان در برخورد با آن سه راهکار را پیش گرفته­اند که عبارتند از: استفاده از اشاره به نزدیک، اشاره به دور و استفاده از اشاره به نزدیک در کنار یک صفت (این آیات با عظمت) که هر کدام به ترتیب ۴۴، ۳ و ۱ مورد را به خود اختصاص داده اند که آن یک مورد هم مربوط به ترجمه حسین انصاریان است. در یک مورد نیز مترجم استفاده از عبارت مذکور را در برگردان این عبارت ترجیح داده بود و در یکی از ترجمه­ها نیز این عبارت به فارسی منتقل نشده بود.
در آیه دوم سوره لقمان آمده است: «تلک آیات الکتاب الحکیم» که مترجمان سه رویه را در ترجمه آن پیش گرفته­اند. تعدادی از اشاره به نزدیک استفاده نموده­اند. دسته­ای از افراد اشاره به دور را پسندیده و عده ای نیز راه سوم را پیش گرفته اند یعنی از اسم اشاره به نزدیک در کنار یک صفت استفاده کرده اند. تعداد این افراد به ترتیب ۴۴، ۵ و ۱ مورد است. آن یک مورد هم مربوط به ترجمه آقای مسعود انصاری است.
در مجموع مواردی که مورد بررسی قرار گرفت، ۳۹۵ مورد در قالب ۹ آیه بود که از مجموع آنها اشاره به نزدیک با ۳۳۲ مورد در رتبه اول و اشاره به دور با ۵۰ مورد و اشاره به نزدیک همراه یک صفت با ۸ مورد و اشاره به دور همراه با یک صفت با ۵ مورد در رتبه­های بعد قرار گرفتند.
۸ ـ پیشنهاد نگارندگان در خصوص ترجمه آیات فوق
نگارندگان از میان چهار شیوه­ای که مترجمان در پیش گرفته اند، راهکار سوم (استفاده از اشاره به نزدیک + همراه یک صفت که نشانگر اعتلای شأن باشد) را در میان چهار راهکار موجود ترجیح می­دهند و معتقدند که از این میان، راهکار دوم و چهارم (به کارگیری اشاره به دور و نیز استفاده از اشاره به دور همراه یک صفت) قابل قبول نیست ؛ چرا که در راهکار دوم ذکر عبارت «آن» در اولین عبارتی که متن با آن آغاز می­شود، فرد را به این تصور می­اندازد که ارجاع عبارت «آن کتاب» یا «آن آیات» به چیزی خارج از متن پیش رو است یعنی این عبارت ارجاع خارج متنی دارد. این امکان می­رود که مخاطب با شنیدن دو عبارت فوق، بپرسد: «کدام کتاب؟» یا «کدام آیه؟» بهترین گواهی که بر تصور نگارندگان از طرح سوال احتمالی از سوی مخاطب وجود دارد، اقدام برخی مترجمان است که در هنگام برگردان آیات فوق از عبارت «آیات مذکور» استفاده نموده­اند. به کارگیری چنین عبارتی نشان می­دهد که مترجم احتمال طرح چنین سوالی را از سوی مخاطب می­داده و برای همین از صفت «مذکور» استفاده کرده است که این ترجمه نیز خواننده را به تردید می­اندازد که منظور از صفت مذکور، آیاتی است که پیش از این نازل شده است. به دیگر سخن، برای آنکه مخاطب گمان نکند که عبارت «آن کتاب یا آن آیات» ارجاع خارج متنی دارد، بهتر است در ترجمه، از صفت یا ضمیر اشاره «این» استفاده شود یعنی چنین گفته شود: «این کتاب یا این آیات»
با توجه به توضیحی که در مورد به کارگیری اسم اشاره به دور و تصورات ناشی از آن برای خواننده داده شد، راهکار چهارم نیز قابل قبول نیست ؛ به ویژه آنکه اگر صفت دال بر اعتلای شأن همراه یک اشاره به دور به کار رود، خواننده را به تکاپو می­اندازد تا ببیند کتاب مذکور که از چنین شأنی برخوردار است، چیست و این کدام کتاب است که قرآن با چنین توصیفی بدان اشاره می­نماید؟
در خصوص درستی راهکار اول یعنی به کارگیری اشاره به نزدیک باید گفت که منظور از «ذلک الکتاب» یا «تلک آیات»، قرآن و آیات آن است که با توجه به این مطلب، استفاده از عبارت «این کتاب یا این آیات» می­تواند این مفهوم را منتقل کند؛ ولی اشکالی که در استفاده از اشاره به نزدیک (بدون ذکر یک صفت نشانگر اعتلای شأن وجود دارد) این است که آن مفهوم مورد نظر خداوند یعنی حفظ وجهه این کتاب الهی و آیاتش محقق نمی­شود.
در یک جمع بندی باید گفت از آنجایی که منظور از «ذلک الکتاب و تلک آیات» همین قرآن و همین آیات الهی است، استفاده از صفت ها و ضمایر اشاره به نزدیک ترجیح داده می شود تا مبادا برای خواننده این تصور حاصل شود که این عبارت ارجاع خارج متنی ندارد. ضمنا از آنجایی که استفاده از اشاره به دور در متن عربی به منظور احترام بوده است، بهتر آن است که مترجم با ذکر یک صفت، این اعتلای شأن را مد نظر قرار دهد. آمارهایی که از انواع ترجمه بدست داده شده، حکایت از آن دارد که بیشتر مترجمان به این نکته توجه داشته­اند که منظور از «ذلک الکتاب یا تلک الآیات» همین کتاب آسمانی و همین آیات الهی است ؛ اما نکته­ای که تعداد اندکی از افراد به آن بذل عنایت داشته اند، همان کارکرد احترام آمیز این پدیده زبانی است.
۹ ـ نتیجه گیری
وجهه به معنای حفظ جایگاه یک شیء یا یک شخص از جمله موضوعات مبتلا به تمامی زبان­های دنیا است و زبان عربی و متن مقدسی که به این زبان نگاشته شده، نیز این موضوع را مورد توجه قرار داده است، به ویژه آنجایی که گفتگو درباره این کتاب مقدس و آیات آن به میان می­آید. صفت یا ضمیر اشاره به عنوان مکانیزمی برای حفظ وجهه در قرآن استفاده شده است که البته اساس آن یک استعاره جهتی است. در این استعاره جهتی اشیائی که از ارزش برخوردارند، دور بوده و اشیایی که از ارزش کمتری برخوردارند، در فاصله کمتری قرار دارند.
استفاده از این مکانیزم در مورد نُه آیه از قرآن کریم بررسی شد و مشخص گردید که جایگاه صفت یا ضمیر اشاره­ای که کارکرد حفظ وجهه دارند در ابتدای کلام است و در صورت انتقال به اواسط کلام، کارکرد گذشته از دست می­رود.
چگونگی برخورد مترجمان با نه آیه مذکور متفاوت بوده ؛ ولی بیشتر آنها از صفات و ضمایر اشاره به نزدیک استفاده کرده­اند و به این موضوع توجه داشته اند که منظور از «کتاب و آیات»، همین کتاب و همین آیات بوده است. برخی مترجمان به ترجمه تحت اللفظی بسنده کرده و از صفات و ضمایر اشاره به دور استفاده نموده­اند. بهترین راهکار برای ترجمه چنین پدیده­ای استفاده از اشاره به نزدیک به همراه صفتی است که دلالت بر اعتلای شأن مشار إلیه دارد. ضرورت استفاده از اشاره به نزدیک آن است که مخاطب در تعیین مرجع اسم اشاره که در واقع از نوع خارج متنی نیست، دچار اشتباه نشود و ذکر یک صفت دال بر اعتلای شأن به جهت کارکرد احترام آمیز استفاده از اشاره به دور در این آیات است.

پی نوشت
(۱) منبع ترجمه­های فارسی، لوح فشرده­ای است که به نام «جامع تفاسیر نور ۲» توسط «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی» تولید شده است.
مراجع
فهرست منابع
Akmajian, A., Demers, R. A., Farmer, A.K., and Hanrish, R.M. Linguistics. Cambridge,Ma: The MIT Press. 1997.
Bargiela-Chiappini, F. (2003). Face and Politeness. Journal of Pragmatics, 35, 1453 – 1469
Beeman William. Language, status and power. Bloomington: Indiana University Press. 1986.
Brown, P., and Levinson S.C. Politeness: Some universals in language usage. Cambridge: Cambridge University Press. 1987.
Kadar D., and Haugh M. Understanding Politeness. Cambridge: Cambridge University Press. 2013.
Kuiper, K., and Alan, W.S. An Introduction to English Language. London: MacMillan Press, Ltd. 1996.
Lakoff, G., and Johnson, M. Metaphors We Live By. Chicago: Chicago University Press. 1980.
Tayler, A., and Evans, V. The Semantics of English Prepositions. Cambridge: Cambridge University Press. 2003.
Wardhaugh Ronald. An Introduction to Sociolinguistics. MA: Blackwell Ltd. 2010.
آق اولی، عبدالحسین، درر الأدب در فن معانی، بیان، بدیع، تهران، نشر هجرت، ۱۳۷۳.
السکاکی، مفتاح العلوم، (حققه و قدم له عبدالحمید هنداوی)، بیروت ـ لبنان، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۰.
شاهرودی لنگرودی، سید جلیل، گروه اسمی در ویرایش و ترجمه، فرهنگ، ش۵۵، صص۱۰۷ ـ ۱۴۷، ۱۳۸۴ش.
صافی، محمود بن عبد الرحیم، الجدول فی إعراب القرآن‏ (ج ۱)، دمشق: دار الرشید مؤسسه الإیمان، ۱۴۱۸ق.
عطار، فریدالدین، تذکره الأولیاء، شرح: محمد استعلامی، تهران: انتشارات زوار ، ۱۳۶۳ش.
فخر روحانی، محمد رضا، بررسی زبان شناختی نام ها و القاب پیامبر (ص) در قرآن کریم،
پژوهش­نامه قرآن و حدیث، پیش شماره ۲، صص۷۱ ـ ۷۶، ۱۳۸۲ش.
کرد زعفرانلو کامبوزیا، عالیه و حاجیان خدیجه، استعاره­های جهتی در قرآن با رویکرد شناختی، نقد ادبی، ۹، صص۱۱۵ ـ ۱۳۹، ۱۳۸۹ش.
لوح فشرده
مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، جامع تفاسیر نور ۲: دائره المعارف چند رسانه ای قرآن کریم [لوح فشرده]، قم. مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، ۱۳۸۵.
آمار
تعداد مشاهده مقاله: ۲,۵۴۷
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: ۶۳۳
صفحه اصلی | واژه نامه اختصاصی | اخبار و اعلانات | اهداف و چشم انداز | نقشه سایت
ابتدای صفحه ابتدای صفحه

Journal Management System. Designed by sinaweb.

تهیه شده توسط تیم تیتز اس اس (titrss)

منبع/resource

Related Posts
  • پرداخت بیمه در دوران سربازی چگونه است؟
  • تجزیه عراق سیاست کشورهای غربی برای ایجاد ناامنی در خاورمیانه است
  • تعداد گالری‌های صنایع دستی افزایش می‌یابد/ ارائه تسهیلات حمایتی
  • کارنامه علمی داوطلبان آزمون سراسری ۹۶ منتشر شد
  • اگر سردار سلیمانی نبود بغداد به وسیله داعش سقوط می کرد
  • مراسم جشن شکوفه ها آغاز شد
  • حمید شاه آبادی معاون صدای رسانه ملی شد
  • انتقاد لاوروف از اظهارات ضد ایرانی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل
  • اهمیت استراتژیک استان «الأنبار» عراق/ پیروزی جدید در راه است
  • کوچ سپرده های بانکی به بازارمسکن تا چندماه آینده/شوک قیمتی نداریم
  • لحن و رفتار ترامپ همه زمینه‌های مثبت را از بین می‌برد
  • مزاحمت‌های پیامکی متوقف نشد/اهمال در اجرای مصوبه شورای فضای مجازی
  • کدام سریال ها در محرم ۹۶ پخش می شوند؟ + تصاویر
  • وزارت اطلاعات سرویس‌های خارجی غیرعلمی را شناسایی می‌کند
  • آمانو در مقام خود ابقا شد
  • کشف تریاک از معده مسافر پرواز زاهدان – مشهد
  • تهدید مضحک ترامپ: از برجام خارج می‌شویم!
  • سیاست برجامی ترامپ؛ از خروجی تخیلی تا شرط و شروط برای ماندن + تصاویر
  • فهرست سخنرانان روز نخست مجمع عمومی سازمان ملل
  • از اولتیماتوم ترامپ به آمانو تا افزایش تنش در شبه جزیره کره
  • قانون شکنی در استقلال از نوع وتوی مصوبات/نخستین مدال جهانی والیبال ایران/جانشین اصلی منصوریان پس از برکناری
  • سه شهر ایران ثبت جهانی شدند
  • مرگ وحشتناک اپراتور بر اثر سقوط جرثقیل + فیلم
  • جنگ آمریکا و ایران تا چه حد محتمل است؟
  • تعداد بیکاران کشور به ۳میلیون و سه هزار نفر رسید
  • بازتاب هشدار رهبر معظم انقلاب به آمریکا درباره هرگونه حرکت اشتباه در قبال برجام
  • خون در خیابان‌های راخین جاری است/ مسلمانان میانمار روزهای سختی در پیش دارند
  • تیلرسون: در صورت کارساز نبودن تلاش‌های دیپلماتیک، اقدام نظامی تنها راه حل مقابله با کره شمالی است!
  • استراتژی جمهوری اسلامی تعامل گسترده با جهان است
  • فرمول ویژه نتانیاهو به ترامپ درباره لغو یا تغییر برجام
  • کاهش اختیارات شهردار تازه کار تهران
  • زنگنه نمی‌تواند پتروشیمی را به مجموعه‌ای ارزآور برای ایران تبدیل کند
  • تخلفات آمریکا در خصوص برجام
  • هیچ‌ مرجعی اجتهاد حسن خمینی را تأیید نکرده بود
  • دیدارهای دوستانه تیم ملی در ورزشگاه امام رضا(ع)
  • «دیرالزور»؛ نقطه ثقل رقابتی پیچیده در سوریه
  • برخی حرف‌های روحانی، صرفا برای رأی بود
  • واکنش سینماگر ایرانی به فاجعه کشتار مسلمانان در میانمار
  • تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران نشان‌دهنده زوال و نابودی قدرت این کشور است
  • «جلال طالبانی» درباره «مسعود بارزانی» چه گفته بود؟
  • دم با این اختلاس و حقوق‌های نجومی بالا می‌آورد
  • قاسمی حملات تروریستی در جنوب عراق را محکوم کرد
  • تکراری سلفی جنجالی «لیست امیدی»ها با کیک جشن تولد!
  • علی عسکری: ایران در قله جنگ فرهنگی قرار دارد
  • مناطق آزاد زیرمجموعه وزارت اقتصاد شد
  • ترامپ: ایران روح توافق هسته‌ای را نقض کرده
  • اولین محموله از کمک‌های بشردوستانه ایران برای مسلمانان میانمار
  • شهادت ۳ زائر ایرانی و زخمی شدن ۴ زائر دیگر در حمله تروریستی در عراق
  • ممنوعیت فروش هواپیما به ایران نقض برجام است
  • گفتگوی تلفنی سرلشکر باقری با رئیس ستاد ارتش ترکیه درباره همه‌پرسی استقلال کردستان عراق + جزئیات
  • پاسخ روابط عمومی وزارت امور خارجه به اظهارات پورمختار
  • ماموریت محرمانه سردار هور به دستور محسن رضایی
  • پسر بن لادن آماده رهبری القاعده می شود
  • متن پیام مهم بشار اسد رئیس جمهوری سوریه به رهبر معظم انقلاب
  • کره شمالی: آمریکا و ژاپن را به تلی از خاکستر و تاریکی تبدیل می‌کنیم
  • تور مجازی: میامی
  • با جوان ترین ورزشکار ایران در المپیک آشنا شوید
  • ایران در هر ساعت یک میلیون دلار از صنعت گردشگری درآمد کسب می کند
  • شروع صدور ویزای الکترونیک از امروز
  • تجربیات بی نظیر سفر قبل از سی سالگی
  • پارک ژوراسیک تهران را بشناسید
  • سرکنسول ترکیه:ایران ممنوعیت سفر به ترکیه را برداشته است
  • روزشمار: ۱۲ مرداد؛ درگذشت «مرشد ترابی» از نقال‌های برجسته تئاتر ایران
  • جزیره‌ ایستر کجاست؟
  • خانه ترمه ایران، میزبان دوست‌داران هنر هزار و یک رنگ پارسی
  • راهنمای سفر به کاستاریکا
  • پارک ملی سالوک؛ متنوع‌ ترین زیستگاه شمال شرق ایران
  • با شگفت انگیزترین تونل های جهان آشنا شوید
  • آخر هفته کجا بریم؟ از دریاچه اوان و کلکچال تا روستای فیلبند و دریاچه مارمیشو
  • سفرهای شگفت انگیز در جاده‌ های آمریکای جنوبی
  • اماکن گردشگری در روزهای شهادت تعطیل نمی شوند
  • با ۱۰ روستای پلکانی ایران آشنا شوید
  • آیا واقعا رشد صنعت گردشگری ایران مناسب است
  • روزشمار: ۱۳ مرداد؛ افتتاح فرودگاه بین‌‏ المللی «مهرآباد» در تهران
  • آشنایی با چند مقصد دیدنی در ویتنام
  • آشنایی با محتشم کاشانی، پدر مرثیه سرایی ایران
  • ترس و خشونت در ماجرای جادوگران سِیلِم
  • قلعه لمبسر؛ دژ پر رمز و راز سرزمین الموت
  • آن روی تاریک بازی «پوکمون گو» و مواجه شدن با اجساد و ارواح
  • معنی ضرب المثل فارسی؛ نرود میخ آهنین در سنگ
  • داعش ایتالیا را تهدید کرد؛ تشدید تدابیر امنیتی در ایتالیا
  • ورود هر گردشگر خارجی معادل فروش ۳۰ بشکه نفت سود دارد
  • ساخت یکی از عجیب ترین خطوط راه آهن جهان در اکوادور
  • پارک پلیس تهران را بشناسید
  • برگزاری مخفیانه تورهای ترکیه
  • میناکاری؛ هنر تزیین فلزات با مواد رنگین
  • مونووی؛ شهری که فقط یک نفر جمعیت دارد
  • عکاسباشی سری چهاردهم: طلوع طبیعت تا برگشته
  • چرا نباید به این شهرهای اروپایی سفر کنیم
  • سوغات فرانسه چیست؟
  • سفر به ترکیه همچنان ممنوع است
  • بهترین کشورهای جنوب شرقی آسیا برای سفر
  • مسجد جامع کاشان ، قدیمی ترین بنای تاریخی شهر
  • اطلاعاتی درباره افتتاحیه المپیک ریو
  • بهترین سرسره های آبی طبیعی در آمریکا
  • کلیسای نور، شاعرانه‌ ترین کلیسای جهان
  • معبد آب،‌ رمزآلود و بی نظیر میان نیلوفرهای آبی
  • روستای جواهر ده، جواهری در رامسر
  • نمایش صنایع دستی ایران در شانگهای
  • ضیافت کاشی ها در حرم رضوی