بررسی گزاره‌های رئالیسم جادویی در رمانهای«عزاداران بَیَل» غلامحسین ساعدی و «شبهای هزار شب» نجیب محفوظ

صفحه اصلی
مرور
شماره جاری
بر اساس شماره‌های نشریه
بر اساس نویسندگان
بر اساس موضوعات
نمایه نویسندگان
نمایه کلیدواژه ها
اطلاعات نشریه
درباره نشریه
اهداف و چشم انداز
اعضای هیات تحریریه
اصول اخلاقی انتشار مقاله
بانک ها و نمایه نامه ها
پیوندهای مفید
پرسش‌های متداول
فرایند پذیرش مقالات
اخبار و اعلانات
راهنمای نویسندگان
ارسال مقاله
داوران
تماس با ما

ورود به سامانه ▼
ورود به سامانه
ثبت نام در سامانه
ENGLISH
صفحه اصلی فهرست مقالات مشخصات مقاله
ذخیره رکوردها |نسخه قابل چاپ | توصیه به دوستان | ارجاع به این مقاله ارجاع به مقاله
|اشتراک گذاری اشتراک گذاری
ادب عرب
مقالات آماده انتشار
شماره جاری
شماره‌های پیشین نشریه
دوره دوره ۸ (۱۳۹۵)
دوره دوره ۷ (۱۳۹۴)
دوره دوره ۶ (۱۳۹۳)
شماره شماره ۲
پاییز و زمستان ۱۳۹۳، صفحه ۱-۳۴۲
شماره شماره ۱
بهار و تابستان ۱۳۹۳، صفحه ۱-۲۹۳
دوره دوره ۵ (۱۳۹۲)
دوره دوره ۴ (۱۳۹۱)
دوره دوره ۳ (۱۳۹۰)
دوره دوره ۱ (۱۳۸۸)
بررسی گزاره‌های رئالیسم جادویی در رمانهای«عزاداران بَیَل» غلامحسین ساعدی و «شبهای هزار شب» نجیب محفوظ
مقاله ۸، دوره ۶، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۳، صفحه ۱۵۷-۱۷۸ XML اصل مقاله (۵۰۸ K)
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسندگان
رضا ناظمیان۱؛ علی گنجیان خناری۱؛ داوود اسپرهم۲؛ یُسرا شادمان ۳
۱دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی
۲استادیار دانشگاه علامه طباطبایی
۳دانش آموخته دکتری در رشته زبان و ادبیات عربی
چکیده
«رئالیسم جادویی» از شیوه‌های جدید داستان‌نویسی است که در آن نویسنده از شاخصه‌هایی همچون «سحر و جادو» و «وهم و خیال» در بستر «واقعیت»، چنان ماهرانه استفاده می‌کند که شخصیت‌ها و رخدادهای داستان برای خوانندگان کاملاً طبیعی و باورپذیر می‌نماید.
«غلامحسین ساعدی» و «نجیب محفوظ» از جمله پیشگامان این سبک داستان‌نویسی در ادبیات داستانی فارسی و عربی به شمار می­روند. رمان­های «عزاداران بیل» ساعدی و «شبهای هزار شب» محفوظ از نمونه‌های برجسته این شیوه داستان‌نویسی­اند، که در مقاله حاضر تلاش شده این دو اثر از نظر به‌کارگیری گزاره‌های رئالیسم جادویی، مورد مطالعه و بررسی قرار گیرند.
از میان مؤلفه­های رئالیسم جادویی، «سحر و جادو» و «وهم و خیال»، در «شبهای هزار شب» حضوری
پررنگ­تر و برجسته­تر دارد. در عین حال در «عزاداران بیل»، نمونه­های بیشتری از عناصر «دوگانگی»، «اسطوره» و «صدا و بو» دیده می­شود. ضمن آنکه غلامحسین ساعدی از «توصیفات اکسپرسیونیستی و سورئالیستی» نیز بهره برده است.
کلیدواژه ها
رئالیسم جادویی؛ غلامحسین ساعدی؛ نجیب محفوظ؛ عزاداران بیل؛ شبهای هزار شب
اصل مقاله
۱- مقدمه
سبک داستان‌نویسی «رئالیسم جادویی» در دهه‌های شصت و هفتاد قرن بیستم در ادبیات آمریکای لاتین مطرح و شکوفا شد و با کتاب «صد سال تنهایی» (۱۹۶۷) اثر «گابریل گارسیا مارکز» به سبکی جهانی در داستان‌نویسی مبدّل گشت. از دیگر نویسندگان بنام این سبک می‌توان از «خورخه لویس بورخس»، «آلخو کارپنتیر»، «ایتالو کالونیو» و «گونتر گراس» نام برد.
در ادبیات­­ فارسی و عربی می‌توان «غلامحسین ساعدی» و «نجیب محفوظ» را از نخستین داستان‌نویسانی دانست که آثاری به سبک و سیاق رئالیسم جادویی آفریده­اند. بنابراین در مقاله حاضر تلاش شده تا از رهگذر اشاره به سبک داستان‌نویسی رئالیسم جادویی و عناصر آن، به مطالعه و تحلیل رمانهای «عزاداران بیل» از غلامحسین ساعدی و «شب‌های هزار شب» از نجیب محفوظ پرداخته، مؤلفه‌های رئالیسم جادویی در آنها معرفی و بررسی شود و از نظر میزان و چگونگی به کارگیری آنها مورد مطالعه تطبیقی قرار گیرند. از این رو اصلی‌ترین پرسش‌های مطرح در این پژوهش را می‌توان چنین بیان نمود: مفهوم رئالیسم جادویی در ادبیات داستانی چیست و مؤلفه‌های آن کدام است؟ مهم‌ترین گزاره‌های رئالیسم جادویی در داستان «عزادران بیل» و «شبهای هزار شب» کدامند؟ گزاره‌های مشترک و متمایز رئالیسم جادویی در این رمانها کدامند؟ و سهم هریک از این دو اثر در استفاده از شاخصه­های سبک رئالیسم جادویی چه میزان و به چه صورت بوده است؟
از آنجا که ظهور جریان رئالیسم جادویی، به معنای مصطلح و امروزین آن در داستان‌نویسی سابقه چندانی در ادبیات مشرق زمین ندارد، در نتیجه، آثار و پژوهش‌های صورت پذیرفته در این زمینه نیز از کمیت بالایی برخوردار نیست. برای نمونه در میان منابع ادبیات فارسی در لابه‌لای کتاب‌هایی مانند: «ادبیات: قصری در تار و پود تنهایی» و «درآمدی بر داستان نویسی و روایت شناسی» (فتح‌الله بی‌نیاز) و «هویت شناسی ادبیات و نحله­های ادبی معاصر» (کامران پارسی نژاد)، اندک صفحاتی به سخن از رئالیسم جادویی اختصاص داده شده است. چند مقاله نیز در تحلیل رئالیسم جادویی در رمان‌های فارسی نگاشته شده است که عبارتند از: «بررسی رئالیسم جادویی و تحلیل رمان اهل غرق» (ناصر نیکوبخت و مریم رامین نیا)،«رئالیسم جادویی در تذکره الأولیاء»(علی خزاعی فر)۱، «بازتاب رئالیسم جادویی در داستان­های غلامحسین ساعدی» (تقی پورنامداریان و مریم سیّدان)، که در آن به مجموعه­ای از آثار داستانی ساعدی و نه یک اثر خاص وی پرداخته شده است و این آثار به دو دسته تقسیم شده­اند؛ داستانهایی که به سبک رئالیسم جادویی نوشته شده­اند – از جمله عزاداران بیل- و داستانهایی که تنها رگه­هایی از رئالیسم جادویی را می­توان در آنها یافت. و «رئالیسم جادویی در آثار غلامحسین ساعدی» (حسین مسجدی)، که در این مقاله به تعبیر نویسنده بر «فضای جانوری رئالیسم جادویی» (مسجدی، ۱۳۸۹: ۹۵) در آثار داستانی ساعدی تمرکز شده است.۲
در ادبیات داستانی عربی نیز تقریباً وضعیت به همین گونه است. برای مثال می‌توان به کتاب‌هایی نظیر: «فی الواقعیه السحریه» و «الواقعیه السحریه فی الروایه العربیه» (حامد أبو أحمد) و «الواقعیه السحریه فی الروایه العربیه» (فوزی سعد عیسی) که در این دو کتاب اخیر، رئالیسم جادویی در تعدای از آثار داستانی برخی نویسندگان عرب مورد بررسی اجمالی قرار گرفته است. و یا مقاله «الواقعیه السحریه فی أعمال إبراهیم الکونی – روایه «الورم» نموذجاً-» (صلاح‌الدین عبدی)۳ و مقاله «شبهای هزار و یک شب» (مهسان عطاری)۴ که در ۶ صفحه به معرفی داستان و تحلیل مختصر شخصیت­های آن پرداخته است، اشاره کرد. ۵
اما همانگونه که گفته شد، جریان رئالیسم جادویی در داستان‌نویسی، جریانی نوظهور است و تاکنون آنچنان که بایسته و شایسته است تحقیقات مستقلی در تحلیل و تطبیق عناصر رئالیسم جادویی به ویژه به شکل تطبیقی – میان نویسندگان ایرانی و عرب- صورت نپذیرفته است.
۲- رئالیسم جادویی و مؤلفه‌های آن
در سبک داستان‌نویسی رئالیسم جادویی، عناصر واقعیت و خیال چنان درهم می‌آمیزند، که در نهایت، نوعی داستان شکل می‌گیرد که به هیچ‌کدام از عناصر اولیه سازنده‌اش شبیه نیست. این تلفیق آنچنان استادانه صورت می‌پذیرد که تمامی حوادث فراواقعی و خیالی در بستر داستان، کاملاً واقعی و طبیعی جلوه می‌کنند، به گونه‌ای که خواننده به سادگی آنها را می‌پذیرد (نیکوبخت و رامین نیا، ۱۳۸۴: ۱۳۹). بنابراین می‌توان گفت رئالیسم جادویی ترکیبی است از دو عنصر واقعیت و خیال. به طوری که تشخیص و جداسازی آنها آسان نیست.۶
با بررسی نمونه‌هایی از آثار نگاشته شده در این شیوه داستان‌نویسی، می‌توان موارد زیر را به عنوان مهم‌ترین مؤلفه‌ها و شاخصه‌های سبک رئالیسم جادویی برشمرد:
۲-۱- همزیستی متعادل میان واقعیت و جادو؛ در این شیوه از داستان‌نویسی، رخدادها و شخصیت‌ها در هر دو جهان واقعی و فراواقعی زندگی می‌کنند و به هنگام انتقال از جهان واقعی به جهان فراواقعی، دچار بهت و هیجان نمی‌شوند. بنابراین در آثار نوشته شده به سبک رئالیسم جادویی از سویی نمی‌توان مرزبندی مشخصی میان جهان واقعی و جهان خیالی ترسیم کرد و از سوی دیگر در آنها رخدادها کاملاً طبیعی و باورپذیر جلوه می‌کنند (بی‌نیاز، ۱۳۸۷: ۲۵۴؛ پارسی نژاد، ۱۳۸۷: ۶۱).
۲-۲- بیان حوادث خیالی مبتنی بر واقعیت؛ در شیوه رئالیسم جادویی همان‌گونه که بیان شد، نویسنده می‌کوشد رخدادهای غیرعادی و عجیب را با بیانی مبتنی بر واقعیت توصیف کند و از لحن تردید بپرهیزد. او هرگز درصدد آن نیست که به بررسی علت حوادث خارق‌العاده بپردازد و یا آنها را توضیح دهد (کسیخان،۱۳۹۰: ۱۰۹). در واقع نویسنده جهت تقویت جنبه «باورپذیری» رخدادهای خیالی و فراواقعی هرگز در برابر اینگونه اتفاقات غافلگیر و دچار تردید و بهت و هیجان نمی­شود.
۲-۳- اسطوره و نماد؛ از دیگر مؤلفه‌های سبک رئالیسم جادویی می‌توان به حضور پررنگ اسطوره‌های محلّی و ملّی در این دسته از داستان‌ها اشاره نمود. اسطوره، گونه­ای از حکایت است که مردم آنها را از موجوداتی که از دایره عقل و تصورات عادی خارجند می­گیرند. در واقع اسطوره به نوعی پیرامون حوادث خارق العاده و خدایان می­چرخد (عیسی، ۲۰۱۲: ۱۳). جایگاه اسطوره در این رویکرد داستان‌نویسی چنان است که یکی از پژوهشگران حوزه ادبیات داستانی، «رئالیسم جادویی» را متشکل از سه عنصر و مؤلفه «وهم و خیال»، «عناصر ماوراء طبیعی» و «اسطوره» می‌داند (أبوأحمد، ۲۰۰۹: ۲۴).
در کنار عنصر اسطوره، «نماد» و نمادپردازی نیز معمولاً در اینگونه داستانها دیده می‌شود. فلسفه به‌کارگیری اسطوره‌ها و نمادها در این سبک داستان‌نویسی را می‌توان بیان رمزگونه اندیشه‌ها و انتقاد غیرمستقیم از فضای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم بر جامعه نویسنده دانست.
۲-۴- دوگانگی؛ یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های داستان‌هایی که به شیوه رئالیسم جادویی نوشته‌شده‌اند، دوگانگی موجود در آنها است. نویسندگانی که به این شیوه می‌نویسند، صحنه‌های ناهمگون را در قالب تقابل صحنه‌هایی مانند روستایی و شهری، غربی و بومی، واقعی و خیالی و طبیعی و مافوق طبیعی، به طور درهم تنیده و پیوند خورده در آثارشان می‌گنجانند (میر صادقی، ۱۳۷۷: ۲۸۱؛ نیکوبخت و رامین نیا، ۱۳۸۴: ۱۴۳).
دیگر گزاره‌ها و عناصر رئالیسم جادویی نیز عبارتند از: «درون مایه مهم و عمیق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی»؛ اساساً داستانهایی که به سبک رئالیسم جادویی نگاشته می‌شوند از درون مایه اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی برخوردارند و معمولاً نویسنده نسبت به این مقولات و در کلّ شرایط جامعه خود «رویکردی انتقادی» دارد. «بی طرفی نویسنده»؛ نویسنده در چنین داستانهایی با حفظ بی طرفی در بیان اتفاقات داستان و عدم قضاوت در درستی یا نادرستی آنها به باورداشت داستان از سوی مخاطب کمک شایانی می­کند. «صدا و بو»؛ نیز از ابزارهای مهم نویسنده در پررنگ نمودن فضای وهم آلود و اسرار آمیز اینگونه داستانها است. و «توصیفات اکسپرسیونیستی و سورئالیستی»؛ خلق تصاویر و پدیده­های ناهمگون است که نه از طریق منطق و تفکر، بلکه با ضمیر ناخودآگاه قابل کشف و دریافت است، که در ادامه نمونه‌هایی از آنها را در دو مجموعه داستانی «شبهای هزار شب» و «عزاداران بیل» خواهیم دید.
۳- خلاصه رمانهای «عزاداران بَیَل» و «شبهای هزار شب»
رمان «عزاداران بیل» نوشته «غلامحسین ساعدی»۷، از هشت داستان پیوسته تشکیل شده است. به اعتقاد برخی از محققان، «عزاداران بیل» نخستین اثری است که در داستان‌نویسی فارسی به این سبک نوشته شده است (سید حسینی،۱۳۸۱: ۳/۳۱۸).
کتاب، با مرگ و صدای زنگوله آن آغاز می‌شود (ساعدی، ۱۳۹۱: ۷) و سرانجام در داستانی دیگر، با گریز «اسلام»- یکی از شخصیت‌های اصلی داستان- به شهر به پایان می‌رسد (همان، ۲۰۶). در سه داستان اول، افرادی از روستا به بیماری‌های گوناگون مبتلا شده و از بین می­روند و اهل روستا عزادار می‌شوند. در داستان چهارم، مردی (مشدی حسن) به دنبال مرگِ گاوش چنان غمگین و متأثر می‌گردد که عقل خود را از دست داده و خود را گاو می‌پندارد.۸ در داستان پنجم سگی به ده می‌آید و آرامش آن را برهم می­زند. این سگ مرموز در روحیه کسی که به حمایت از او برمی‌خیزد، تغییرات بسیاری به وجود می‌آورد و او را از کار و زندگی بازمی‌دارد، در نهایت به دست یکی از اهالی (پسر مشدی صفر) کشته می‌شود (همان، ۱۴۰). در داستان ششم، اهالی ده، دور صندوقی که از کامیون آمریکایی‌ها افتاده، جمع می‌شوند و آن را چون امامزاده‌ای مقدس می‌پرستند و می‌ستایند.۹ در داستان هفتم یکی از اهالی به بیماری «جوع» دچار می‌شود، که از خوردن سیرمانی ندارد و تغییرات غریبی در شکل و هیکل او پیدا می‌شود و دست آخر به جانوری عجیب تبدیل می‌گردد (همان، ۱۶۳).۱۰ در آخرین داستان، تنها مرد معقول و مددکار روستا به نام «اسلام»، بر اثر شایعه و بدگویی بیلی‌ها تصمیم می‌گیرد ده را ترک گوید (همان،۲۰۶). اما در شهر دیوانه می‌شود و کارش به تیمارستان می‌کشد و به نوعی دچار و اسیر نکبت‌ها و تباهی‌ها می‌شود. تقریباً در هر داستان از مجموعه «عزاداران بیل»، از مشکلات و مصائبی سخن به میان می‌آید که بر اهالی روستای بیل نازل می‌شود و از زندگی دردناک و مشقت آور آنان حکایت دارد.
رمان «شبهای هزار شب» نوشته «نجیب محفوظ»،۱۱ از نظر ساختاری، متشکل از یک درآمد – که در حدود دو تا سه صفحه است و در آن درباره سه تن از شخصیت‌های داستان یعنی «شهریار، شهرزاد و شیخ عبدالله بلخی» و یک مکان یعنی «قهوه خانه امیران» خلاصه وار گفتگو می‌شود – و سیزده اپیزود یا داستان است و هر کدام از آنها به یکی از شخصیت‌های داستان اختصاص داده شده است. «شبهای هزار شب» از نقطه پایانی داستان «هزار و یک شب» یعنی از شب هزار و دوم آغاز می‌شود. به طوری که «شهریار» تصمیم می‌گیرد از قتل «شهرزاد» درگذرد و با او ازدواج کند (نجیب محفوظ،
بی تا: ۳-۶). این امر خود نشان از آغاز تحوّل شخصیت خونخوار و سلطه­جوی شهریار و بازگشت از اشتباهاتش دارد. از سوی دیگر شخصیت‌هایی از داستان مانند «صنعان جمالی» و «جمصه بلطی» و «عبدالله حمّال» به تحریک و کمک عفریت‌هایی به نام‌های «قمقام» و «سنجام» به مبارزه علیه بی‌عدالتی و ستم برخاسته و به قتل حاکمان ستمگر شهر (علی سلولی و خلیل حمدانی) دست می­زنند (همان، ۱۳-۹۱). تا اینکه سرانجام شهریار نیز چنان از کرده‌های خود و عاملان حکومتی پشیمان می‌شود که تاج و تخت سلطانی را رها کرده و به زندگی صوفیانه روی می‌آورد (همان، ۲۶۳-۲۷۱).
۴- گزاره‌های رئالیسم جادویی در «عزاداران بیل» و «شبهای هزار شب»
۴-۱- سحر و جادو؛ سحر و جادو از بنیادی­ترین گزاره­های شکل دهنده داستانهای رئالیسم جادویی است.به‌کارگیری مؤلفه سحر و جادو در «عزاداران بیل» را می‌توان چنین تبیین نمود که انس روستاییان با طبیعت و مظاهر آن، همچون صدای رودخانه، آواز پرندگان، زوزه باد، جهل و بی‌تجربگی آنان۱۲ در شناخت هستی و حقیقت رویدادهایی همچون طوفان، قحطی، مرگ و … و نسبت دادن آنها به قدرتهای جادویی مانند سیاهان، ابرها، جنّ و پریان و در نهایت پناه بردن به اعمال و حرکاتی عجیب همچون دهل کوبیدن، جارو به دست گرفتن، آب تربت پاشیدن ۱۳و … همه و همه موجب شده است که داستان سبک و سیاقی سحرآمیز و جادویی و وهم‌آلود داشته باشد (پورنامداریان و سیدیان،۱۳۸۸: ۶۴).
شاید مهم‌ترین صورت به‌کارگیری گزاره سحر و جادو در «عزاداران بیل» را ‌بتوان در «مسخ» برخی شخصیت‌ها دید. ساعدی هرچند به مفهوم «جن زدگی» تصریح نمی‌کند اما فضای روستایی ترسیم‌شده و توصیفاتی که از پاره‌ای شخصیت‌ها بدست می‌دهد، ما را به این نتیجه می‌رساند که اینان به نوعی «جن زده» شده­اند. نمونه اول این افراد «مشدی حسن» است. در داستان چهارم وقتی مشدی حسن گاو خود را از دست می‌دهد بر اثر فشارهای روانی، دیوانه می­شود و طی یک استحاله روانی و درونی، خود را گاو می‌انگارد و حرکات و رفتارهای گاو را از خود نشان می‌دهد: «مشدی حسن همچنانکه نشخوار می­کرد، گفت: من مشد حسن نیستم، من گاوم، من گاو مشد حسنم» (ساعدی،۱۳۹۱: ۱۰۶).
نمونه دیگر مسخ شخصیت­های رمان، «موسرخه» در اپیزود هفتم است که به موجودی (حیوانی) عجیب و غریب تبدیل شده است. او پس از ابتلا به بیماری «جوع الکلب» (سیرمونی نداشتن) آنچنان می‌خورد که رفته‌رفته تغییر شکل می‌دهد: «جانور عجیبی آمده بود به بیل و زده بود به خرمن. شبیه هیچ حیوانی نبود. پوزه­اش مثل پوزه موش دراز بود. گوشهایش مثل گوش گاو راست و ایستاده بود. دست و پایش سم داشت. دم کوتاه و مثلثی­اش آویزان بود. دو تا شاخ کوتاه که تازه می­خواست از زیر پوست بزند بیرون، پایین گوشها دیده می­شد … چشم هایش که مثل چشم قورباغه بالا را نگاه می­کرد از زیر شاخها پیدا می­شد. چند تکه کهنه از اندام هایش آویزان بود» (همان،۱۷۶). موسرخه از فرط خوردن، روستا را به فقر جانکاهی می‌کشاند. سهل و ممتنع نبودن توصیفات و شخصیت‌پردازی ساعدی در این مجموعه داستان، تا آنجا باورپذیر شده است که برخی به سبب آن، ساعدی را پیشکسوت مارکِز در «صد سال تنهایی» خوانده‌اند (علوی ایلخچی، ۱۳۹۲: ۲۳).
نجیب محفوظ در «شبهای هزار شب» از عنصر سحر و جادو به کثرت و قوت بیشتری نسبت به ساعدی در «عزاداران بیل» بهره جسته است،که اساساً در وجود پریان و تصرفات آنان در برخی از شخصیت­های داستان جلوه می­کند. رخدادهای داستان «شبهای هزار شب» با حکایت شخصی به نام «صنعان جمالی» که تاجری اهل دیانت و عبادت است، آغاز می‌شود. زمانیکه وی برای اقامه نماز صبح از خواب برمی‌خیزد، ناگهان با جسمی سخت و خشن برخورد می‌کند و صدایی عجیب می­شنود. صدا متعلق به پریی به نام «قمقام»۱۴ بود (نجیب محفوظ، بی تا: ۱۲). او از صنعان می‌خواهد که «علی سلولی» حاکم شهر را بکشد تا مردم از ستم او برهند و قمقام نیز از جادوی سیاه سلولی که به وسیله آن او را تحت سیطره خود گرفته بود، آزاد شود. تلاش صنعان جمالی برای سرپیچی از خواسته قمقام بی‌فایده است. اخلاق و رفتار صنعان دچار تغییر می‌شود و با تهدیدها و فشارهای قمقام و در فرصتی مناسب، علی سلولی را می­کشد. بدین ترتیب با دخالت نیرویی از ماورای طبیعت، حاکم مستبد شهر از بین رفته و قمقام از جادوی سیاه او رهایی می‌یابد (همان، ۱۵-۳۴).
نمونه دیگر را درباره نقش جن و پریان و سحر و جادوی آنها در خلق اتفاقات داستان و به حرکت درآوردن شخصیت‌ها می‌توان در داستان مربوط به «جمصه بلطی» دید. جمصه بلطی درحالی‌که دارد ماهی می­گیرد، ناگهان می­بیند که تور سنگین است و به جای ماهی، گویی فلزی در آن می‌یابد. آن را در دستان خود بالا و پایین کرده و به کف قایق پرتاب می‌کند. صدایی شبیه انفجار از آن برخاسته و غباری متراکم ایجاد می‌شود. در همین لحظه عفریتی به نام «سنجام» از درون گوی بیرون می‌آید و از او درباره گذشته بازخواست می­کند. سرانجام سنجام، جمصه را متقاعد می‌سازد که از حاکم شهر «خلیل همدانی» انتقام بگیرد. جمصه بلطی، خلیل همدانی را به قتل می‌رساند و شهریار پس از اعتراف جمصه بلطی، دستور می­دهد گردنش را بزنند. در این زمان نیز «سنجام» مداخله می‌کند و هنگام اجرای حکم شهریار، روح جمصه بلطی را در کالبد شخص دیگری به نام «عبدالله حمّال» متجسّد می‌سازد. جمصه بلطی پیشین به مجازات عملش می‌رسد و جمصه بلطی حاضر دچار استحاله و تناسخ شده و در قالب شخصی به نام «عبدالله حمّال» به زندگی خود ادامه می‌دهد (همان،۳۵-۶۱ ).
بنابراین یکی از مصادیق و نمونه­های سحر و جادو در داستانهای رئالیسم جادویی حضور غیرمستقیم پریان و اجنه و تصرفات آنها در عالم واقع است. هرچندگاهی این موجودات مانند آنچه در شبهای هزار شب شاهد آنیم، حضوری مستقیم در واقعیت زندگی شخصیت­های رمان «عزادارن بیل» ندارند. اما گاهی به طور غیرمستقیم – بنا بر باورهای مردم در جوامع روستایی و سنتی مانند بیل- با ورود به روح و روان برخی شخصیت­ها – مانند موسرخه و مشدی حسن- و استحاله و مسخ آنان، حضور خود را نشان می­دهند.
۴-۲- وهم و خیال؛ مطالعه این دو اثر نشان می­دهد که گزاره وهم و خیال همچون عنصر سحر و جادو، در رمان «شبهای هزار شب» نسبت به «عزاداران بیل» حضوری پررنگ تر و چشم گیرتر دارد. در واقع رمان «شبهای هزار شب» دارای فضایی جادویی­تر و وهم آلودتر است. یکی از جنبه­های وهم آلود این رمان، حضور برجسته «پریان» است. حال آنکهعنصر وهم و خیال در رمان «عزاداران بیل» بیشتر به شکل شنیده شدن صداهای عجیب و نامعلومی ظاهر می‌شود. برای نمونه صدای زنگوله بر سرتاسر داستان نخست سایه افکنده است. هنگامی‌که «ننه رمضان» را سوار بر گاری به سمت جاده می‌برند، همگی صدای زنگوله می‌شنوند. بحث بر سر چیستی صدا ادامه می‌یابد و نهایتاً ننه رمضان می‌گوید: «دارم می­میرم» (ساعدی، ۱۳۹۱: ۱۱). در مریض‌خانه نیز هنگامی‌که دکتر گوشی را بر سینه مریض می‌گذارد، صدای زنگوله می­شنود (همان، ۱۹).
در قصه سوم نیز، هنگامی‌که «حسنی» و «مشدی جبار» برای دزدی به روستای «پوروس» می­رسند، ناگهان گاری بی سرنشینی رد می‌شود و هم زمان صدای زنگوله در فضا می‌پیچد. پس از آن نیز هنگامی که بر سر چاهی می­روند که پوروسی‌ها اموال دزدی‌شان را آنجا می‌گذارند، مشدی جبار از ته چاه بوی گوسفند می­شنود، اما هنگامی که حسنی داخل چاه می­رود، گوسفندی نمی‌بیند. با این همه هنگام بازگشتن از پوروس: «صدای ناله گوسفندی از ته چاه می­شنوند» (همان، ۷۶).
در اپیزود ششم نیز، بیلی‌ها صندوقی در دره می‌یابند و هنگامی که هر یک سر خود را به آن می‌چسباند، صدایی می­شنود: صدای باد، صدای آب، صدای گریه و…
(همان، ۱۵۴).
این در حالی است که نجیب محفوظ از عنصر وهم و خیال بهره بیشتری برده است، به ویژه در قالب حضور «پریان» در داستان. نقش پریان تنها به انتقام‌جویی از اشرار و حاکمان ظالم محدود نمی‌شود. در اپیزودی با عنوان «نورالدین و دنیازاد»، عفریت و عفریته‌ای به نام‌های «سخربوط» و «زرمباحه» با یکدیگر نقشه ازدواج خیالی نورالدین و دنیازاد، خواهر شهرزاد را طراحی می‌کنند (محفوظ، بی تا: ۹۳). زرمباحه این ازدواج وهمی را «عشق ناممکن» می‌نامد، که تاکنون مانند آن میان انسان‌ها رخ نداده است (همان، ۹۶). اما این ازدواج خیالی به وقوع می‌پیوندد و حتی به باردار شدن دنیازاد نیز می‌انجامد (همان، ۱۰۱). در واقع در این داستان، نجیب محفوظ با به‌کارگیری تکنیک جریان سیّال ذهن، خوانندگان را در فضایی میان رؤیا و خیال قرار می‌دهد.
نمونه برجسته دیگر مؤلفه وهم و خیال در این داستان مربوط به قصه‌ای با عنوان «نیروی غیب شدن» (طاقیه الإخفاء) است. در این داستان یکی از عفریت‌ها در چهره مردی ظاهرشده و به یکی از شخصیت‌های داستان به نام «فاضل صنعان» نیروی
غیب­شدن می‌بخشد. او قادر است به هر مکانی که اراده می‌کند سر بزند، بی آنکه کسی بتواند او را ببیند (همان: ۲۱۴-۲۳۰)
داستان «معروف اسکافی» نیز از دیگر نمونه‌های به‌کارگیری وهم و خیال در داستان «شبهای هزار شب» است. معروف اسکافی یک شب که با دوستانش در «قهوه خانه امیران» جمع شده بودند، ادّعا می‌کند که صاحب انگشتر حضرت سلیمان است. دوستانش او را به تمسخر می‌گیرند. اما وقتی بر ادّعای خود پافشاری می‌کند، از او نشانه‌ای برای اثبات آن می‌خواهند و به او پیشنهاد می‌کنند که به سمت آسمان پرواز کند و پس از آن به زمین بازگردد. معروف اسکافی نیز با حالت نجوا می‌گوید: «ای انگشتر سلیمان مرا به آسمان ببر!» طولی نمی‌کشد که نیرویی او را از زمین جدا ساخته، به آرامی بالا می‌برد. معروف اسکافی به سمت درِ قهوه‌خانه حرکت می‌کند. سپس به سمت آسمان می‌رود تا اینکه در تاریکی شب ناپدید می‌شود. پس از آن کم‌کم فرود می‌آید و شبحی از او در تاریکی پدیدار می‌گردد و در نهایت در مکان خود به حالت نخست می‌نشیند (همان، ۲۳۱-۲۳۲).
در داستان دیگری با عنوان «سندباد» نیز شاهد کاربست عنصر وهم و خیال از سوی نجیب محفوظ هستیم. سندباد که خود از شخصیت­های داستان «هزار و یک شب» است، پس از قرنها دوباره در این داستان زنده شده و حضور پیدا می­کند: «… بیگانه­ای لاغر اندام و بلند قامت، با ریشی سیاه و عبایی بغدادی بر تن، دستاری دمشقی بر سر، کفش­هایی مغربی در پا و تسبیحی با مروارید های گرانبهای ایرانی در دست وارد قهوه خانه امراء شد … ناگهان رجب حمال از جا پرید و فریاد کشید: سبحان الله، تو سندبادی! شملون احدب از او پرسید: چند سال غیبت داشتی؟ سندباد با حیرت و سرگردانی گفت: در واقع من مفهوم زمان را از دست داده­ام. عجر حلاق گفت: فکر کنم ده قرنی باشد» (همان، ۲۴۷). که این امر خود نمونه بارز به کار بستن عنصر «خیال» در این رمان است.
در ادامه این داستان، سندباد در یکی از سفرهای خیالی خود هنگامی که زیر سایه تخته سنگی به خواب رفته، پس از بیداری متوجه می‌شود که صخره در حقیقت، تخمی به اندازه خانه‌ای بزرگ است. پرنده‌ای مانند عقاب اما صدها برابر بزرگ‌تر از آن بالای تخم فرود می‌آید (همان، ۲۵۲). سندباد در می‌یابد که پرنده قصد دارد پرواز کند، خود را به پای پرنده می‌بندد و در قله کوهی به زمین می‌نشیند. سندباد در پایان داستانش بیان می‌کند که به جزیره‌ای که باید آن را «جزیره رؤیاها» خواند، پناه می‌برد و شیفته یکی از زنان زیباروی آن جزیره می‌شود و با او ازدواج می‌کند. زمانیکه ساکنان جزیره به سندباد اعتماد پیدا می‌کنند، زیر کتف او پری می‌گذارند و به او می‌گویند می‌تواند هر زمان که اراده کند، به پرواز درآید. سندباد خرسند می‌شود، اما از طریق همسرش در می‌یابد که خون شیطانی در رگهای آنها جاری است. بنابراین از ترس آنان به پرواز درمی‌آید و به شهر و دیارش بازمی‌گردد (همان، ۲۵۵-۲۵۶)۱۵.
۴-۳- دوگانگی؛ در هر دو رمان مورد بررسی در این نوشتار، می‌توان شاهد نمونه­هایی از عنصر «دوگانگی» بود، هرچند «عزاداران بیل» در این مورد، دارای عناصر دوگانه بیشتری است. به طوری که می­توان عزاداران بیل را مجموعه‌ای از جدال‌ها و تقابل‌ها دانست که دست به دستِ هم ماجراهای داستان را شکل داده و پیش می‌برند. این تقابل‌ها را در یک نگاه کلی می‌توان در تقابل بیلی­ها و پوروسی­ها، تقابل سنت و مدرنیته و تقابل روستا و شهر دید (مهدی پور عمرانی، ۱۳۸۲: ۱۸۳). توصیفات اکسپرسیونیستی و سورئالیستی مانند «رنگ پریدگی ماه» یا «بادکردگی آن» از دیگر جلوه­های دوگانگی در این رمان است که به دلیل اهمیت و جایگاه آن در داستانهای رئالیسم جادویی مستقلاً نیز بدان پرداخته خواهد شد.
از سوی دیگر مؤلفه دوگانگی در رمان «شبهای هزار شب» را می­توان در وجود موازی دو جهان واقعی و فراواقعی دید. در دو داستان پایانی این اثر یعنی «سندباد» و «گریه­کنندگان»، دو شخصیت محوری یعنی سندباد و شهریار، در دو جهان واقعی و فراواقعی زندگی می­کنند و هرکدام اتفاقات و رخدادهای غیرطبیعی را تجربه می­کنند و نهایتاً به جهان واقعی خود باز می­گردند. برای نمونه سندباد سوار بر کشتیی به جزیره­ای که خود آن را «جزیره رؤیاها» می­نامد می­رود … در عین حال متوجه می­شود در رگهای ساکنان آن جزیره خون شیطانی جاری است و … (محفوظ، بی تا: ۲۵۵-۲۵۶). شهریار نیز یک شب که قصر خود را ترک می­کند و به سوی بیرون شهر رهسپار می­شود … نزدیک صخره­ای می­شود، صدایی رسا از درون صخره به گوشش می­رسد و دری زیر صخره گشوده می­شود، به درون صخره می­رود و وارد دنیایی عجیب و فراواقعی می­شود (همان، ۲۶۳-۲۶۴).
بنابراین در مجموع می‌توان «تقابل» را یکی از اساسی­ترین گزاره­های رئالیسم جادویی در داستان «عزاداران بیل» به شمار آورد، در حالی که این شاخصه در «شبهای هزار شب» به عنوان یکی از گزاره­های درجه دو و فرعی دیده می­شود.
۴-۴- اسطوره و نماد؛ یکی دیگر از گزاره­های مشترک رئالیسم جادویی در این دو رمان، به کارگیری عنصر «اسطوره» است. به عبارت دیگر هر دو اثر فضاسازی
اسطوره­ای دارند. و شاهد کاربست اسطوره­های ملّی – محلّی از سوی ساعدی هستیم. برای نمونه «گاو» یکی از این اسطوره­ها است که به عنوان اسطوره زایندگی شناخته می­شود (ر.ک: هینلز، ۱۳۸۳: ۵۸، ۴۵۷-۴۵۸؛ عفیفی، ۱۳۷۴: ۶۰۱-۶۰۲). به تعبیر «آل احمد» گاو در یک دِه، رابطه انسان با زمین است و قدیمی‌ترین و اساطیری‌ترین چارپای عالم است. این اسطوره، به حدّی قوی است که در گات‌های اوستا، بعضی از بندها با سوگند به نام گاو آغاز شده است(آل احمد،۱۳۴۴: ۹).
«موش­ها» نیز در داستان «عزاداران بیل» نماد و سمبلی هستند از افرادی بی‌خاصیت که جز تخریب و تباهی اموال دیگران، کار آیی دیگری ندارند و در همه جا ریشه دوانده و حضور دارند. بیل و جاده‌ها و مزرعه‌هایش را موش پر کرده است. هر جا که بروی موش سرش را از سوراخ بیرون آورده و تو را می‌پاید. چقدر هم بزرگ، پررو و فضولند و به همه جا سر می‌کشند (ساعدی،۱۳۹۱: ۸۵).
نجیب محفوظ نیز هرچند اثر خود را بر پایه رخدادها و شخصیت­های اسطوره­ای داستان «هزار و یک شب» بنا نهاده، اما خواننده در طول خواندن «شبهای هزار شب» آنگونه که در ابتدا تصور می‌کند با اسطوره و اسطوره پردازی مواجه نمی­شود. هرچند نجیب محفوظ از سویی با استفاده از شخصیت‌های اسطوره‌ای داستان هزار و یک شب مانند شهرزاد، شهریار، سندباد، علاءالدین، معروف اسکافی و …، و با الهام از رخدادهای آن، مانند سفرهای سندباد و حوادث عجیب و غریبی که با آنها روبرو می‌شود (محفوظ، بی تا: ۲۴۶-۲۶۲)، فضایی اسطوره‌ای به داستان خود بخشیده است، و از سوی دیگر تلاش نموده خود نیز به نوعی اسطوره پردازی کند. برای مثال می‌توان به شخصیت «جمصه بلطی» اشاره کرد که با حلول در شخصیت‌های مختلفی مانند «عبدالله حمّال» و «عبدالله برّی»، به انتقام‌جویی و قتل افراد شرور و حاکمان ظالم می‌پردازد و در پایان شخصیتی شبه اسطوره‌ای در رویارویی با ظلم و پلیدی به خود می‌گیرد، و به هنگام بازداشت در حضور شهریار اینچنین اعتراف می‌کند که «او مأموریت داشته تا اراده خداوند را در برقراری عدالت محقق سازد» (همان، ۵۷).
یکی دیگر از مؤلفه‌های رئالیسم جادویی در داستان‌های ساعدی «نمادگرایی» و به‌کارگیری سمبل و تمثیل است. مکان‌ها و نام­های شخصیت‌ها، نمونه‌های بارز نمادگرایی و تمثیل در رمان «عزاداران بیل» هستند. روستای «بیل» خود تمثیلی است از روستاهای مرگ زده و اسیر بیماری‌های کشنده در آن روز و روستاییان غافل و غارت ‌شده که اغلب در تباهی دست و پا می‌زنند و مرگ را به انتظار نشسته‌اند. شهرها نیز به نوعی امتداد روستاها و به عبارتی دیگر، روستاهایی بزک‌کرده و نماد فقر و پناهگاهی ناامن برای روستاییان فراری و ناتوان – مانند شخصیت «اسلام»- هستند. در شهرها آنچه به عنوان چهره‌های برجسته خودنمایی می‌کند فقر گدایان است و نکبت بیمارستان‌ها (زرشناس، ۱۳۸۷: ۴۸). گفتگوها و مسائل و مشکلات اهالی «بیل» مانند سخن گفتن از آب، گاو، دزدی شبانه «پوروسی ها»، بیماری عمومی روستای مجاور، کشت و کار و … همگی نمادی از مشکلات اصلی جامعه است (مهدی پور عمرانی، ۱۳۸۲: ۹۶).
بیلی‌ها یک «عَلَم خانه» هم دارند که عَلَم­های فراوانی را در آنجا پنهان کرده‌اند. علم‌ها به انتظار دست‌هایی هستند که آنها را از تاریکی بیرون آورند و بلند کنند. شمایل بزرگی از حضرت هم آنجاست. شمایل حضرت چنین وصف شده است: «پرده را کنار زدند حضرت پیدا شد که با دو شمشیرش سرپا ایستاده بود» (ساعدی، ۱۳۹۱: ۴۸).
اما برخلاف حضور پررنگ نماد و نمادپردازی در عزاردارن بیل، به نظر می­رسد نجیب محفوظ از این گزاره چندان بهره نبرده باشد. به طوری که این امر «عزاداران بیل» را از این لحاظ از «شبهای هزار شب» متمایز می‌سازد.
۴-۵- صدا و بو؛ از دیگر مؤلفه‌های رئالیسم جادویی در «عزاداران بیل» وجود عناصر «صدا» و «بو» است. مانند «صدای نوحه پیرزن‌ها و اهالی بیل در نیمه شب» (همان، ۸۳)، «صدای چرخهایی که می­چرخیدند و صدای نفس نفس گرسنه‌هایی که به خاتون آباد نزدیک می­شدند» (همان، ۸۲) «صدای زوزه و واق واق سگ‌های بیل»، «صدای باد، صدای آب و صدای گریه» (همان، ۱۵۴)، «صدای گوسفندی که از ته چاهی در پوروس شنیده می‌شود» و یا «بوی گوسفندی که از چاه به مشام می­رسد» (همان، ۷۶) و به ویژه «صدای هراسناک زنگوله» که در سراسر داستان به گوش می‌رسد (همان، ۷، ۱۱-۱۴، ۲۶ و ۸۲) و در واقع پیام‌آور مرگ است.
در اپیزودی دیگر از داستان، «مشدی حسن» وقتی قحطی در ده بیداد می‌کند و «باد کثیف و تندی» کفن پاره‌های پوسیده بر بیل می‌بارد و از قبرستان «بوی مرده» می‌آورد و مردم از گرسنگی لاشه الاغ مرده‌ای می‌خورند، او همچنان به فکر گاوش است و نمی‌خواهد مرگ گاوش را باور کند، حتی نمی‌خواهد صدای کاه خوردنش را نشنود، مثل گاو کاه می‌خورد و صدای گاو درمی‌آورد۱۶(همان، ۱۱۳).
نجیب محفوظ در یک مورد و در داستان پایانی «شبهای هزار شب» با عنوان
«گریه کنندگان»، از عنصر صدا و بو بهره می‌برد. آنجا که شهریار پس از ترک قصر، در حالی که خارج از شهر به سمت جزیره «زبان سبز» در حرکت است، صدای گریه افرادی را می­شنود و صاحبان برخی از صداها را که از رعیت‌های او بوده‌اند می­شناسد. کنجکاو می‌شود تا مصدر صدا را بیابد. نزدیک صخره ای می‌شود و چندبار بر صخره می‌کوبد. صدای محکم و رسایی از آن بر می­خیزد و نور ملایمی فضا را روشن می­کند و بوی مطبوعی از درون صخره به مشام می­رسد (محفوظ، بی تا: ۲۶۳-۲۶۴). بنابراین این مؤلفه نیز در «عزاداران بیل» با کمیت و کیفیت بیشتری نسبت به «شبهای هزار شب»
دیده می­شود.
۴-۶- توصیفات اکسپرسیونیستی و سورئالیستی؛ ساعدی در واقع بیشتر نویسنده‌ای رئالیستی است و مایه‌های سورئال در بعضی آثار او – از جمله عزاداران بیل- اساساً به صورت جلوه‌های وهم‌آلود و رؤیا گونه ظاهر گردیده است (زرشناس، ۱۳۸۷: ۴۹؛ میرصادقی، ۱۳۸۲: ۲۲۴). توصیفاتی مانند «رنگ‌پریدگی ماه» یا «بادکردگی آن» در قسمت‌هایی از داستان عزاداران بیل (ساعدی، ۱۳۹۱: ۴۷)، توصیفاتی اکسپرسیونیستی و سورئالیستی است که در آن نویسنده می­کوشد تصاویر و پدیده­های ناهمگون بیافریند و در کنار یکدیگر بنهد. اما رابطه میان این تصاویر و پدیده­ها نه از راه تفکر منطقی بلکه با بخش ناخودآگاه ذهن کشف می­شود. این مورد از ویژگی‌ها و گزاره‌های رئالیسم جادویی در رمان عزاداران بیل به شمار می­رود که در شبهای هزار شب شاهدی برای آن یافت نمی­شود.
در پایان این قسمت لازم است علاوه بر مؤلفه‌های یاد شده، به مؤلفه‌های دیگری نیز در رمانهای «عزاداران بیل» و «شبهای هزار شب» اشاره کرد که مجموع آنها از این دو رمان، نمونه‌هایی برجسته در شیوه داستان‌نویسی رئالیسم جادویی در ادبیات داستانی فارسی و عربی ساخته است. هر دو رمان از «درون مایه اجتماعی» مهمی بهره‌مند است. ساعدی با به تصویر کشیدن شرایط سخت اقتصادی و فقر فرهنگی روستای بیل، و به نوعی همه روستاها، از اوضاع نابسامان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فساد فراگیر در جامعه واقعی خود انتقاد می­کند. نجیب محفوظ نیز در شبهای هزار شب رویکردی مانند ساعدی داشته و در قالب داستان از شرایط سیاسی، اجتماعی و امنیتی آن روز مصر انتقاد می‌کند. بنابراین هر دو داستان در جوهر خود «رویکردی انتقادی» نیز دارند. سرانجام اینکه هردو نویسنده با نگاهی «بی طرفانه» به رخدادها و عدم واکنش و جهت‌گیری در برابر رویدادهای غیرعادی و یا شرح و توجیه آنها، ضمن رعایت اصل «خموشی نویسنده» به خوانندگان در باور داشت داستان نیز کمک شایانی کرده­اند. در واقع در چنین داستانهایی نویسنده به مثابه یک راوی بی طرف، در برابر اتفاقات داستان و درستی یا نادرستی آنها هیچ گونه اظهار نظر صریحی نمی­کند.
نتیجه
مطالعه رمانهای «عزاداران بیلِ» غلامحسین ساعدی و «شبهای هزار شبِ» نجیب محفوظ و جستجوی مؤلفه‌های «رئالیسم جادویی» در آنها و بررسی تطبیقی میان آن دو، ما را به این نتیجه می‌رساند که بی‌گمان این داستان‌ها در زمره داستان‌هایی هستند که به شیوه «رئالیسم جادویی» نگاشته شده‌اند. از سویی هر دو نویسنده در این داستان‌ها، به مانند دیگر آثارشان، مشکلات سیاسی- اجتماعی جامعه خود را خمیرمایه آفرینش رمان خود قرار داده‌ و هر دو یک شیوه – یعنی «رئالیسم جادویی»- را برای آفرینش هنری خود برگزیده‌اند. بر این پایه «سحر و جادو» و «وهم و خیال» پس از عنصر «واقعیت» شالوده و اساس این داستان‌ها را شکل می‌دهد. هر دو نویسنده افزون بر دو عنصر یاد شده، از عناصر دیگری همچون «دوگانگی»، «اسطوره» و «صدا و بو» نیز به عنوان دیگر مؤلفه‌های رئالیسم جادویی بهره برده‌اند. «درون مایه اجتماعی»، «رویکرد انتقادی» و «بی طرفی نویسنده» نیز از دیگر مؤلفه‌های مشترک رئالیسم جادویی میان دو داستان است.
در این میان «شبهای هزار شب» از نظر کاربست عناصر «سحر و جادو» و «وهم و خیال»، پررنگ تر و برجسته تر از «عزاداران بیل» است. در عین حال در «عزاداران بیل» نمونه­های بیشتری از مؤلفه­های «دوگانگی»، «اسطوره» و «صدا و بو» دیده می­شود. ضمناً ساعدی از «توصیفات اکسپرسیونیستی و سورئالیستی» نیز بهره برده است.
پی­نوشت­ها
۱- خزاعی فر، علی، «رئالیسم جادویی در تذکره الأولیاء»، نامه فرهنگستان، سال۷ ، دوره ۱،
صص ۶-۱۲.
۲- البته آثار دیگری نیز در بررسی، تحلیل و نقد آثار غلامحسین ساعدی به رشته تحریر درآمده است. هرچند که در آنها به مسأله مورد نظر مقاله حاضر یعنی «رئالیسم جادویی» اشاره­ای نرفته است. مانند: نقد و تحلیل و گزیده داستانهای غلامحسین ساعدی (روح الله مهدی پور عمرانی)، نقد آثار غلامحسین ساعدی (دستغیب، عبدالعلی، تهران، انتشارات چاپار، چاپ دوم، ۱۳۵۴ش)، شناختنامه ساعدی (جواد مجابی) و بختک نگار قوم: نقد آثار غلامحسین ساعدی از نگاه نویسندگان (علیرضا سیف الدینی).
۳- عبدی، صلاح الدین، «الواقعیه السحریه فی أعمال إبراهیم الکونی (روایه الورم نموذجاً)»، مجله العلوم الإنسانیه الدولیه، العدد ۱۹، ۲۰۱۲/۱۴۳۳، صص ۸۹-۱۰۸
۴- عطاری، مهسان، «شبهای هزار و یک شب»، کتاب ماه ادبیات و فلسفه، مرداد ۱۳۸۳، شماره ۸۲، صص ۶۰-۶۵
۵ – آثار بسیاری نیز در بررسی و تحلیل آثار داستانی نجیب محفوظ نگاشته شده است. از جمله: توظیف التراث فی روایات نجیب محفوظ (محمد سلیمان، سعید، القاهره، الدار العربیه للنشر و التوزیع، الطبعه الأولی، ۲۰۰۰م)، نجیب محفوظ الثوره و التصوف (عبدالغنی، مصطفی، مصر، مکتبه الأسره)، نجیب محفوظ و الروایه العالمیه (أبو أحمد، حامد، القاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب، الطبعه الأولی، ۲۰۰۹م)، نجیب محفوظ من الجمالیه إلی نوبل (الألفی، أسامه، القاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب، الطبعه الأولی، ۲۰۱۲م) و … که در آنها ابعادی از داستانها و ادبیات نجیب محفوظ – و نه بحث رئالیسم جادویی – پرداخته شده است.
۶ – در بیان تشابه و تفاوت میان این سبک داستان نویسی با دیگر سبک­های مشابه، از جمله «سوررئالیسم» باید توجه داشت که مسأله مشترک میان این دو سبک داستان نویسی، اتحاد تناقضات است. بدین معنا که در متون رئالیسم جادویی، نویسنده با استفاده از تکنیک داستان نویسی، جادو و خیال و واقعیت را یکی نشان می­دهد و در متون یا نقاشی های سوررئالیستی اشیائی معمولی در فضایی غیر معمول تصویر می‌شوند. بنابراین درهم آمیختگی عناصر واقعی و عناصر خیالی مفهومی است مشترک میان رئالیسم جادویی و سوررئالیسم. «فرانس روه» (Franz Roh) نیز هنگامی که مفهوم رئالیسم جادویی را مطرح کرد، زمانی بود که مکتب سوررئالیسم بر هنر و ادبیات اروپا غلبه داشت. وی متأثر از آن به طرح رئالیسم جادویی پرداخت. بسیاری از نویسندگانی مانند مایکل آنجل استوریاس و آلخو کارپنتیر و دیگران که به شیوه رئالیسم جادویی آثاری آفریده­اند معترفند که متأثر از سوررئالیسم فرانسوی بوده‌اند (ابواحمد، ۲۰۰۲: ۴۱؛ سعد عیسی، ۲۰۱۲: ۱۲). بنابراین سوررئالیسم پایه و اساس رئالیسم جادویی است. اما باید توجه داشت که امور فراواقعی موجود در این دو سبک، یک تفاوت ماهوی دارند، به طوری که برخلاف رئالیسم جادویی، جوانبی که در سوررئالیسم بررسی می­شود به واقعیت مربوط نمی­شود بلکه تصورات و ذهنیات را شامل می­گردد. همچنین در رئالیسم جادویی، حوادث خارق العاده از سویی تفسیر منطقی ندارند و از سوی دیگر نیازی به توجیه نیز ندارند (ابواحمد، ۲۰۰۲: ۴۳-۴۴).
۷ – «غلامحسین ساعدی» متولد سال ۱۳۱۴ ش در شهرستان تبریز است. دوران تحصیلات ابتدایی و عالی خود را در تبریز گذراند و وارد دانشکده پزشکی تبریز شد (مجابی، ۱۳۷۸: ۷-۸) و سرانجام تحصیلات خود را با درجه دکترای پزشکی، گرایش روانپزشکی در دانشگاه تهران به پایان رساند (سیف‌الدینی، بی‌تا: ۲۹۷-۳۱۰).
۸ – «… اسلام سرفه کرد و در حالیکه مواظب حرفهایش بود گفت: مشد حسن، سلام علیکم، اومدیم ببینیم دماغت چاقه؟ احوالت خوبه؟ مشدی حسن همچنانکه نشخوار می‌کرد گفت: من مشد حسن نیستم، من گاوم، من گاو مشد حسن هستم» (ساعدی، ۱۳۹۱: ۱۰۶).
۹ – «ننه خانوم گفت: این چیه مشد اسلام؟ اسلام گفت: این … این یه امام زادس مشدی خانم. ننه فاطمه گفت: چی؟ امامزاده؟ اسلام گفت: آره، این ضریحه، یه آقاس، یه امامزاده س» (همان، ۱۵۵).
۱۰ – «کدخدا گفت: من که عقلم قد نمی ده. همه چیز دیده بودم جز این که آدمیزاد مات و مبهوت می مونه که چرا اصلاً سیرمونی نداره. پسر مشدی صفر گفت: چه جوریه که این همه می خوره و نمی ترکه؟ … پسر مشدی صفر دست موسرخه را گرفت تو دستش و نگاه کرد و گفت: پشم درآورده و پهن شده، درست مثل پنجه خرس» (همان، ۱۶۳). جانور عجیبی آمده بود به بیل و زده بود به خرمن، شبیه هیچ حیوانی نبود. پوزه‌اش مثل پوزه موش دراز بود و گوشهایش مثل گوش گاو راست ایستاده بود اما دست و پایش سم داشت. دم کوتاه و مثلثی‌اش آویزان بود، دو تا شاخ کوچک که تازه می‌خواست از زیر پوست بزند بیرون، پایین گوشهایش دیده می‌شد …. (همان، ۱۷۶).
۱۱ – «نجیب محفوظ» در ۱۱ دسامبر ۱۹۱۱م در خانواده‌ای متوسط در محلّه «الحسین» قاهره به دنیا آمد. او یکی از بزرگ‌ترین داستان‌نویسان معاصر عرب است که در سال ۱۹۸۸م موفق به کسب جایزه نوبل ادبی شد. بیش از ۳۳ رمان، ۱۵۰ داستان، ۳ مجموعه داستان کوتاه و ۳۰۰ مقاله از او برجای مانده است. نجیب محفوظ سرانجام در سال ۲۰۰۶ درگذشت (نقاش، ۱۹۹۵: ۱۷).
۱۲ – نمونه بارز رفتار بیلی‌ها که ناشی از جهل آنان بوده، چگونگی برخورد آنان با صندوقچه ای است که از کامیون آمریکایی­ها بیرون می­افتد و بیلی­ها آن را ضریح امامزاده­ای تلقی کرده و تقدیس می­کنند (همان، ۱۵۵).
۱۳ – «ننه فاطمه جاروی کوچکی را که دستش بود می‌زد به آب تربت و می‌پاشید به در و دیوار خانه­ها، و دعا می­خواند» (همان، ۶۰).
۱۴ – قمقام یکی از شخصیت‌های داستان «هزار و یک شب» است.
۱۵ – نمونه های دیگری از مؤلفه «وهم و خیال» را نیز می‌توان در داستانهایی با عنوان «قوت القلوب» (نجیب محفوظ، بی تا: ۱۷۴) و آخرین داستان کتاب با عنوان «البکاؤون» ملاحظه نمود (همان،
۲۶۰-۲۶۹).
۱۶ – «مشدی جبار گفت: دیگه حرفم که نمی­زنه. اسلام گفت: حرف هم که باهاش می­زنی صدای گاو درمی آره. مشدی جبار گفت: همه‌اش هم یونجه و علوفه می خوره» ( ساعدی، ۱۳۹۱: ۱۱۳).
مراجع
منابع
آل احمد، جلال، «عزاداری گوهر مراد برای اهالی بیل»، کلک، شماره ۱۲، صفحات ۹-۱۰، ۱۳۴۴ش.
أبوأحمد، حامد، «فی الواقعیه السحریه»، القاهره: دار سندباد للنشر و التوزیع، الطبعه الأولی، ۲۰۰۲م.
ــــــــــــــــــــ، «الواقعیه السحریه فی الروایه العربیه»، القاهره: المجلس الأعلی للثقافه، الطبعه الأولی، ۲۰۰۹م.
بی نیاز، فتح الله، «درآمدی بر داستان نویسی و روایت شناسی»، تهران: انتشارات افراز، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
پارسی نژاد، کامران، «هویت شناسی ادبیات و نحله­های ادبی معاصر»، تهران: کانون اندیشه جوان، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
پورنامداریان، تقی و سیدان، مریم، «بازتاب رئالیسم جادویی در داستانهای غلامحسین ساعدی»، تهران: مجله زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت معلم تهران، سال ۱۷، شماره ۶۴، صفحات ۴۵-۶۴، ۱۳۸۸ش.
زرشناس، شهریار، «جستارهایی در ادبیات داستانی معاصر»، تهران: کانون اندیشه جوان، چاپ اول، ۱۳۸۷.
ساعدی، غلامحسین، «عزاداران بیل»، تهران: مؤسسه انتشارات نگاه، چاپ دوم، ۱۳۹۱ش.
سید حسینی، رضا، «مکتبهای ادبی» (جلد دوم)، تهران: مؤسسه انتشارات نگاه، چاپ دوازدهم، ۱۳۸۱ش.
سیف الدینی، علیرضا، «نقد آثار غلامحسین ساعدی از نگاه نویسندگان»، تهران: نشر اشاره، بی جا، بی تا.
عفیفی، رحیم، «اساطیر و فرهنگ ایران»، تهران: انتشارات توس، ۱۳۷۴ش.
علوی ایلخچی، الهام، «مطالعه تطبیقی رئالیسم جادویی در آثار ساعدی و مارکز»، کتاب ماه ادبیات، سال شانزدهم، شماره ۶، صفحات ۲۱-۳۱، ۱۳۹۲ش.
عیسی، فوزی سعد، «الواقعیه السحریه فی الروایه العربیه»، مصر: دارالمصریه للطباعه و النشر، الطبعه الأولی، ۲۰۱۲م.
کسیخان، حمیدرضا، «بررسی تطبیقی مؤلفه های رئالیسم جادویی در طبل حلبی از گونترگراس و یکصد سال تنهایی از گابریل گارسیا مارکز»، دوفصلنامه زبان پژوهی دانشگاه الزهراء (س)، سال دوم، شماره ۴، صفحات ۱۰۵-۱۲۶، ۱۳۹۰ش.
مجابی، جواد، «شناختنامه ساعدی»، تهران: نشر آتیه، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.
محفوظ، نجیب، «لیالی ألف لیله»، القاهره: دار مصر للطباعه، د.ط، د.ت.
مسجدی، حسین، «رئالیسم جادویی در آثار غلامحسین ساعدی» مجله پژوهشهای زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، شماره ۴، صفحات ۹۲ -۱۰۴، ۱۳۸۹ش.
مهدی پور عمرانی، روح الله، «نقد و تحلیل و گزیده داستانهای غلامحسین ساعدی»، تهران: نشر روزگار، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش.
میرصادقی، جمال، «واژه نامه هنر داستان نویسی»، تهران: مهناز، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
ـــــــــــــــــ، «داستان نویس­های نام آور معاصر ایران»، تهران: نشر اشاره، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
نقاش، رجاء، «فی حب نجیب محفوظ»، القاهره: دار الشروق، الطبعه الأولی، ۱۹۹۵م.
نیکوبخت، ناصر و رامین نیا، مریم، «بررسی رئالیسم جادویی و تحلیل رمان اهل غرق»، فصلنامه پژوهشهای ادبی، شماره ۸، صفحات ۱۳۹-۱۵۴، ۱۳۸۴ش.
هینلز، جان راسل، «شناخت اساطیر ایران»، ترجمه عبدالحسین شریفیان، تهران: انتشارات اساطیر، ۱۳۸۳ش.
آمار
تعداد مشاهده مقاله: ۴,۶۷۴
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: ۱,۲۵۶
صفحه اصلی | واژه نامه اختصاصی | اخبار و اعلانات | اهداف و چشم انداز | نقشه سایت
ابتدای صفحه ابتدای صفحه

Journal Management System. Designed by sinaweb.

تهیه شده توسط تیم تیتز اس اس (titrss)

منبع/resource

Related Posts
  • پرداخت بیمه در دوران سربازی چگونه است؟
  • تجزیه عراق سیاست کشورهای غربی برای ایجاد ناامنی در خاورمیانه است
  • تعداد گالری‌های صنایع دستی افزایش می‌یابد/ ارائه تسهیلات حمایتی
  • کارنامه علمی داوطلبان آزمون سراسری ۹۶ منتشر شد
  • اگر سردار سلیمانی نبود بغداد به وسیله داعش سقوط می کرد
  • مراسم جشن شکوفه ها آغاز شد
  • حمید شاه آبادی معاون صدای رسانه ملی شد
  • انتقاد لاوروف از اظهارات ضد ایرانی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل
  • اهمیت استراتژیک استان «الأنبار» عراق/ پیروزی جدید در راه است
  • کوچ سپرده های بانکی به بازارمسکن تا چندماه آینده/شوک قیمتی نداریم
  • لحن و رفتار ترامپ همه زمینه‌های مثبت را از بین می‌برد
  • مزاحمت‌های پیامکی متوقف نشد/اهمال در اجرای مصوبه شورای فضای مجازی
  • کدام سریال ها در محرم ۹۶ پخش می شوند؟ + تصاویر
  • وزارت اطلاعات سرویس‌های خارجی غیرعلمی را شناسایی می‌کند
  • آمانو در مقام خود ابقا شد
  • کشف تریاک از معده مسافر پرواز زاهدان – مشهد
  • تهدید مضحک ترامپ: از برجام خارج می‌شویم!
  • سیاست برجامی ترامپ؛ از خروجی تخیلی تا شرط و شروط برای ماندن + تصاویر
  • فهرست سخنرانان روز نخست مجمع عمومی سازمان ملل
  • از اولتیماتوم ترامپ به آمانو تا افزایش تنش در شبه جزیره کره
  • قانون شکنی در استقلال از نوع وتوی مصوبات/نخستین مدال جهانی والیبال ایران/جانشین اصلی منصوریان پس از برکناری
  • سه شهر ایران ثبت جهانی شدند
  • مرگ وحشتناک اپراتور بر اثر سقوط جرثقیل + فیلم
  • جنگ آمریکا و ایران تا چه حد محتمل است؟
  • تعداد بیکاران کشور به ۳میلیون و سه هزار نفر رسید
  • بازتاب هشدار رهبر معظم انقلاب به آمریکا درباره هرگونه حرکت اشتباه در قبال برجام
  • خون در خیابان‌های راخین جاری است/ مسلمانان میانمار روزهای سختی در پیش دارند
  • تیلرسون: در صورت کارساز نبودن تلاش‌های دیپلماتیک، اقدام نظامی تنها راه حل مقابله با کره شمالی است!
  • استراتژی جمهوری اسلامی تعامل گسترده با جهان است
  • فرمول ویژه نتانیاهو به ترامپ درباره لغو یا تغییر برجام
  • کاهش اختیارات شهردار تازه کار تهران
  • زنگنه نمی‌تواند پتروشیمی را به مجموعه‌ای ارزآور برای ایران تبدیل کند
  • تخلفات آمریکا در خصوص برجام
  • هیچ‌ مرجعی اجتهاد حسن خمینی را تأیید نکرده بود
  • دیدارهای دوستانه تیم ملی در ورزشگاه امام رضا(ع)
  • «دیرالزور»؛ نقطه ثقل رقابتی پیچیده در سوریه
  • برخی حرف‌های روحانی، صرفا برای رأی بود
  • واکنش سینماگر ایرانی به فاجعه کشتار مسلمانان در میانمار
  • تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران نشان‌دهنده زوال و نابودی قدرت این کشور است
  • «جلال طالبانی» درباره «مسعود بارزانی» چه گفته بود؟
  • دم با این اختلاس و حقوق‌های نجومی بالا می‌آورد
  • قاسمی حملات تروریستی در جنوب عراق را محکوم کرد
  • تکراری سلفی جنجالی «لیست امیدی»ها با کیک جشن تولد!
  • علی عسکری: ایران در قله جنگ فرهنگی قرار دارد
  • مناطق آزاد زیرمجموعه وزارت اقتصاد شد
  • ترامپ: ایران روح توافق هسته‌ای را نقض کرده
  • اولین محموله از کمک‌های بشردوستانه ایران برای مسلمانان میانمار
  • شهادت ۳ زائر ایرانی و زخمی شدن ۴ زائر دیگر در حمله تروریستی در عراق
  • ممنوعیت فروش هواپیما به ایران نقض برجام است
  • گفتگوی تلفنی سرلشکر باقری با رئیس ستاد ارتش ترکیه درباره همه‌پرسی استقلال کردستان عراق + جزئیات
  • پاسخ روابط عمومی وزارت امور خارجه به اظهارات پورمختار
  • ماموریت محرمانه سردار هور به دستور محسن رضایی
  • پسر بن لادن آماده رهبری القاعده می شود
  • متن پیام مهم بشار اسد رئیس جمهوری سوریه به رهبر معظم انقلاب
  • کره شمالی: آمریکا و ژاپن را به تلی از خاکستر و تاریکی تبدیل می‌کنیم
  • تور مجازی: میامی
  • با جوان ترین ورزشکار ایران در المپیک آشنا شوید
  • ایران در هر ساعت یک میلیون دلار از صنعت گردشگری درآمد کسب می کند
  • شروع صدور ویزای الکترونیک از امروز
  • تجربیات بی نظیر سفر قبل از سی سالگی
  • پارک ژوراسیک تهران را بشناسید
  • سرکنسول ترکیه:ایران ممنوعیت سفر به ترکیه را برداشته است
  • روزشمار: ۱۲ مرداد؛ درگذشت «مرشد ترابی» از نقال‌های برجسته تئاتر ایران
  • جزیره‌ ایستر کجاست؟
  • خانه ترمه ایران، میزبان دوست‌داران هنر هزار و یک رنگ پارسی
  • راهنمای سفر به کاستاریکا
  • پارک ملی سالوک؛ متنوع‌ ترین زیستگاه شمال شرق ایران
  • با شگفت انگیزترین تونل های جهان آشنا شوید
  • آخر هفته کجا بریم؟ از دریاچه اوان و کلکچال تا روستای فیلبند و دریاچه مارمیشو
  • سفرهای شگفت انگیز در جاده‌ های آمریکای جنوبی
  • اماکن گردشگری در روزهای شهادت تعطیل نمی شوند
  • با ۱۰ روستای پلکانی ایران آشنا شوید
  • آیا واقعا رشد صنعت گردشگری ایران مناسب است
  • روزشمار: ۱۳ مرداد؛ افتتاح فرودگاه بین‌‏ المللی «مهرآباد» در تهران
  • آشنایی با چند مقصد دیدنی در ویتنام
  • آشنایی با محتشم کاشانی، پدر مرثیه سرایی ایران
  • ترس و خشونت در ماجرای جادوگران سِیلِم
  • قلعه لمبسر؛ دژ پر رمز و راز سرزمین الموت
  • آن روی تاریک بازی «پوکمون گو» و مواجه شدن با اجساد و ارواح
  • معنی ضرب المثل فارسی؛ نرود میخ آهنین در سنگ
  • داعش ایتالیا را تهدید کرد؛ تشدید تدابیر امنیتی در ایتالیا
  • ورود هر گردشگر خارجی معادل فروش ۳۰ بشکه نفت سود دارد
  • ساخت یکی از عجیب ترین خطوط راه آهن جهان در اکوادور
  • پارک پلیس تهران را بشناسید
  • برگزاری مخفیانه تورهای ترکیه
  • میناکاری؛ هنر تزیین فلزات با مواد رنگین
  • مونووی؛ شهری که فقط یک نفر جمعیت دارد
  • عکاسباشی سری چهاردهم: طلوع طبیعت تا برگشته
  • چرا نباید به این شهرهای اروپایی سفر کنیم
  • سوغات فرانسه چیست؟
  • سفر به ترکیه همچنان ممنوع است
  • بهترین کشورهای جنوب شرقی آسیا برای سفر
  • مسجد جامع کاشان ، قدیمی ترین بنای تاریخی شهر
  • اطلاعاتی درباره افتتاحیه المپیک ریو
  • بهترین سرسره های آبی طبیعی در آمریکا
  • کلیسای نور، شاعرانه‌ ترین کلیسای جهان
  • معبد آب،‌ رمزآلود و بی نظیر میان نیلوفرهای آبی
  • روستای جواهر ده، جواهری در رامسر
  • نمایش صنایع دستی ایران در شانگهای
  • ضیافت کاشی ها در حرم رضوی