سبک‌شناسی سروده های محمود درویش

صفحه اصلی
مرور
شماره جاری
بر اساس شماره‌های نشریه
بر اساس نویسندگان
بر اساس موضوعات
نمایه نویسندگان
نمایه کلیدواژه ها
اطلاعات نشریه
درباره نشریه
اهداف و چشم انداز
اعضای هیات تحریریه
اصول اخلاقی انتشار مقاله
بانک ها و نمایه نامه ها
پیوندهای مفید
پرسش‌های متداول
فرایند پذیرش مقالات
اخبار و اعلانات
راهنمای نویسندگان
ارسال مقاله
داوران
تماس با ما

ورود به سامانه ▼
ورود به سامانه
ثبت نام در سامانه
ENGLISH
صفحه اصلی فهرست مقالات مشخصات مقاله
ذخیره رکوردها |نسخه قابل چاپ | توصیه به دوستان | ارجاع به این مقاله ارجاع به مقاله
|اشتراک گذاری اشتراک گذاری
ادب عرب
مقالات آماده انتشار
شماره جاری
شماره‌های پیشین نشریه
دوره دوره ۸ (۱۳۹۵)
دوره دوره ۷ (۱۳۹۴)
دوره دوره ۶ (۱۳۹۳)
شماره شماره ۲
پاییز و زمستان ۱۳۹۳، صفحه ۱-۳۴۲
شماره شماره ۱
بهار و تابستان ۱۳۹۳، صفحه ۱-۲۹۳
دوره دوره ۵ (۱۳۹۲)
دوره دوره ۴ (۱۳۹۱)
دوره دوره ۳ (۱۳۹۰)
دوره دوره ۱ (۱۳۸۸)
سبک‌شناسی سروده های محمود درویش
مقاله ۷، دوره ۶، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۳، صفحه ۱۳۳-۱۵۶ XML اصل مقاله (۱۷۰۰ K)
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسندگان
حسن رحمانى راد ۱؛ مرضیه آباد۲؛ میثم ایمانیان بیدگلی۳
۱دانشجوی دوره دکتری در رشته زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فردوسی مشهد
۲دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد
۳کارشناس ارشد در رشته زبان و ادبیات عربی
چکیده
محمود درویش، سراینده معاصر شعر مقاومت فلسطین، بسان سرایندگان شعر سپید و آزاد فارسی، با رهایی از پایبندی به وزن و قافیه شعر سنتی، سخن رانده است؛ او که دفاع از مردم ستمدیده و دشمنی با رژیم صهیونیستی بر قصایدش سایه افکنده، به اشعارش روح حماسی و مقاومت بخشیده است. در این مقاله، سروده­های درویش، از نگاه سبک­شناسی سیروس شمیسا و بر اساس سطوح سه گانه زبانی، فکری، و ادبی مورد بررسی قرار می­گیرند؛ موسیقی برخاسته از تکرار به جای واژگان، واج آرایی و توجه به اصوات حروف، دقت در وزن و تفعیله درخور، آوردن کلمات آهنگین و گاه هم‌قافیه، آرایه‌های لفظی، نوآوری در ترکیبات دلنشین، به کارگیری الفاظ غیرعربی، وفور افعال در جهت فضای پرتکاپوی شعری، ژرف‌نگری در تداعی معانی و اصوات برخاسته از واژگان، بازی هنرمندانه با ضمایر، تنوع در موضوعات شعری با محوریت دفاع و مقاومت، رمزگرایی، گرایش به استعاره و تشبیه در آفرینش فضای خیال­پردازی، دقت نظر در طبیعت و بهره‌­گیری از عناصر آن، از جمله مهم‌ترین
شناسه­های سبک او هستند که به آنها اشاره می­گردد.
کلیدواژه ها
محمود درویش؛ سبک‌شناسی؛ شعر
اصل مقاله
مقدمه
بررسی هر نوشته ادبی و شیوه نگارش نویسنده آن، توانمندی او را در خلق نوآوری‌‌های ادبی به ما می‌نمایاند. رهآورد این شناخت، ارزیابی روش یا سبک هر نگارنده و گزینش نوشته­های برتر است. سبک‌شناسی، گونه‌ای از تحلیل ادبی است که با تکیه بر روش‌های زبان‌شناسی، جنبه‌های مؤثر زبان مجازی و زیبایی‌های صور زبانی را بررسی می‌کند و به زبان پیچیده و نفیس ادبی بیش از زبان ساده، علاقه نشان می‌دهد (فتوحی، ۱۳۹۰: ۹۵).
سبک در اصطلاح ادبی عبارت است از: «روش خاص ادراک و بیان افکار به وسیله ترکیب کلمات و انتخاب الفاظ و طرز تعبیر. سبک به یک اثر ادبی وجهه خاص خود را از لحاظ صورت و معنی القا می‌کند و آن نیز به نوبه خویش وابسته به طرز تفکر گوینده یا نویسنده، درباره حقیقت است».(بهار، ۱۳۴۹: مقدمه ج۱)
زمخشری در «أساس البلاغه»، سبک را به معنای پاک کردن نقره از ناخالصی آورده است(۱۹۵۳: ۲۰۱) و صاحب «العین» واژه «سَبَکَ» را به معنای ذوب کردن و در قالب ریختن ترجمه می‌کند. (الفراهیدی، ۱۴۰۹ق: ذیل سبک)
محمد معین در فرهنگ فارسی در ذیل واژه سبک چنین آورده است: «سبک، روشی است خاص که شاعر یا نویسنده ادراک و احساس خود را بیان می­کند، طرز بیان
مافی­الضمیر را، سبک گویند» (۱۳۸۹: ذیل سبک)، بنابراین، این واژه در گستره ادبیات به معنای طرز و شیوه است.
تجزیه و تحلیل سبک‌شناسی متون، نیازمند روشی است که ساده‌ترین راه آن، تحلیل متن از طریق سه سطح زبانی، فکری، و ادبی است تا با تجزیه متن به اجزای کوچک‌تر، به شناخت بهتری از متن دست یابیم. در سطح زبانی، که متشکل از سه سطح موسیقایی، لغوی و نحوی است به بررسی موسیقی جمله و عناصر موسیقایی آن، موسیقی درونی و بیرونی، وزن و قالب شعری، نوع الفاظ، ترکیب جمله­ها، ساختار نحوی و دستوری‌ آن و … پرداخته می‌شود. در سطح فکری، انگیزه‌های شاعر از سرودن اشعار، مهم‌ترین درون‌مایه‌ها و مضامین شعری وی، مورد تحلیل و واکاوی قرار می‌گیرد و در نهایت در سطح ادبی، مباحث بیانی و صور خیال به کار رفته در اشعار شاعر، به بوته نقد و تحلیل سپرده می‌شود.
سوال پژوهش:
مهمترین مؤلفه­های سبک شعریِ درویش کدامند؟
روش تحقیق:
به علّت گستره زیاد اشعار درویش، نگارندگان با برگزیدن چهار دفتر شعری زیر، که برگرفته از جلد اول و دوم از مجموعه «الأعمال الـجدیده الکامله» است، با روشی تحلیلی ـ توصیفی، گام در میدان سبک­شناسی اشعار این سراینده فلسطینی نهاده­اند:
۱- جلد اول: «لاتعتذر عمّا فعلت» (از آنچه انجام دادی پوزش مخواه) (۲۰۰۹: ۹)، «حاله حصار» (وضعیت محاصره) (۲۰۰۹: ۱۷۳). ۲- جلد دوم: «کزهر اللوز أو أبعد» (بسان شکوفه بادام یا فراتر) (۲۰۰۹: ۱۵۷)، «أثر الفراشه» (نشانه پروانه) (۲۰۰۹: ۵۲۹)
پیشینه تحقیق
درباره محمود درویش، پژوهش‌های بسیاری صورت گرفته که اشاره به همگی آن­ها در این مجال نمی­گنجد؛ از این رو، به شکلی گذرا، تنها به چند نمونه از این پژوهش‌ها اشاره می‌گردد. در پایان‌نامه‌های «اسطوره در شعر محمود درویش»(۱) و «رمز و رمز‌گرایی در شعر محمود درویش»(۲) نویسندگان به بررسی و واکاوی انواع اسطوره‌ها و رموز به کارگرفته شده در شعر وی پرداخته‌اند. نویسندگان مقاله «الخصائص الفنیه لـمضامین شعر درویش»(۳)، مهم‌ترین مضامین ادبیات پایداری در شعر محمود‌ درویش مثل وطن، مبارزه‌طلبی، فقر و محرومیت، امید به آینده و غیره را مورد بررسی قرار داده‌اند. نویسنده در مقاله «صوره النکبه فی شعر محمود درویش»(۴) پس از بررسی مفهوم «النکبه» به بازتاب منفی و مثبت این واقعه تاریخی در شعر محمود درویش پرداخته است. در زمینه سبک‌شناسی می‌توان به مقاله «سبک‌شناختی قصیده لاعب‌ النرد» اشاره کرد که نویسندگان فقط به بررسی ویژگی‌های سبکی یک قصیده پرداخته‌اند. از این رو، پژوهش حاضر، با تلاش متفاوت از نوشته­های پیشین، می­کوشد تا در قالبی متمایز و به طور مشخص، به معرفی مهمترین سازه­های اشعار درویش بپردازد.
زندگانی
محمود درویش در مارس سال ۱۹۴۱م در روستای البروه، در فلسطین اشغالی به دنیا آمد و در خانواده‌ای پرجمعیت بزرگ شد که علاوه بر پدر و مادر، از ۵ پسر و ۳ دختر تشکیل می‌شد. (نقاش، ۱۹۷۲: ۹۷) او یکی از رانده‌ شدگان فلسطینی بود که به همراه خانواده‌اش به لبنان رفت. طولی نکشید که به زادگاهش بازگشت. درویش تنهایی و سختی زندگی در وطن را، بسی ارزشمندتر از پناهندگی در کشورهای دیگر می‌دانست. (جحا، ۱۹۹۹: ۴۶۹)
اشغال سرزمین فلسطین، از همان آغاز ذهن او را به خود مشغول کرد. به گونه‌ای که اشعار او چیزی جز رخدادهای فلسطین را بازتاب نمی‌دهد. تا آنجا که شخصی‌ترین سروده‌هایش نیز، در نهایت به فلسطین ختم می‌شود(توفیق، ۱۹۹۹: ۷۵). در واقع، شاعر در شعر محمود درویش محو می‌شود و به جای او، رؤیای فلسطینِ آزاد جایگزین می‌شود (شفیعی کدکنی، ۱۳۸۳: ۲۱۰). او سال‌ها از خون و خطر گفت، از شعر خسته شد، ولی هیچ گاه از مقاومت دست نکشید. او پرچمدار شعر مقاومت فلسطین است و نامش در کنار شاعران مقاومت همچون: فدریکو گارسیا لورکا، ناظم حکمت و پاپلو نرودا می­درخشد.
از آثار این شاعر برجسته می‌توان به دیوان‌هایی چون «أوراق الزیتون»، «عاشق مِن فلسطین»، «آخر اللیل»، «العصافیر تموت فی الجلیل»، «حبیبتی تنهض من نومها»، «أحبک أو لاأحبک»، «محاوله رقم۷» و «أعراس» اشاره کرد. از آثار منثور وی نیز می‌توان به «شیء عن الوطن»، «یومیات الحزن العادی»، «وداعا أیها الحرب وداعا أیها السلام» ، «ذاکره النسیان»، «فی وصف حالتنا»، و «الرسائل» اشاره کرد.

سبک‌شناسی اشعار محمود درویش
شناخت سبک یک اثر ادبی، گامی مؤثر در جهت بدست دادن نظرات و عقاید نسبتاً درست، درباره صاحب اثر است. تحلیل سبکی سروده­های ادبی، نیازمند روش‌هایی است که از ساده­ترین آن­ها، بررسی در سطوح سه گانه زبانی، فکری و ادبی است:
۱) سطح زبانی:
این سطح، در میان دیگر سطوح سبک‌شناسی، دارای گستردگی بیشتری است و خود در سه حیطه آوایی، لغوی و نحوی قابل بررسی است:
الف ـ آوایی:
درویش در آفرینش موسیقی شعری، از عناصر زیر یاری جسته است:
۱- تکرار در اصطلاح یعنی: «دوباره آوردن لفظ یا معنای یک کلمه یا عبارت در جای دیگر یا جاهای دیگر در یک متن ادبی» (الصباغ، ۲۰۰۱: ۲۱۱). تکرار واژگان در شعر نو، چنانچه سنجیده به­کار گرفته شود، آفریننده زیبایی و موسیقی است. هر تکراری آرایه ادبی نیست؛ مگر اینکه انتقال دهنده یک حس باشد و یا در ایجاد آهنگ کلام، تخیل و تصویر آفرینی مؤثر باشد. بهره­مندی منطقی از این آرایه، یکی از تکنییک های ضروری شعر نو است؛ از این رو، ارزش ادبی تکرار،­ در قالب شعر نو ـ در مقایسه با قالب شعر موزون سنتی ـ ملموس­تر است. «درویش از تکرار الفاظ، افزون بر آفرینش موسیقی، به منظور تداعی تصاویر ذهنی و نزدیک نمودن آن­ها به ذهن خواننده بهره می­جوید؛ گاه درویش در این باره کلماتی بر می­گزیند که آهنگ و موسیقی برخاسته از آنها با معانیی که بر آن­ها دلالت دارند هماهنگ و سازگارترند. این تکرار که در قصیده معاصر عربی، بسان گذشته، عیب به شمار نمی­آید، نقطه‌ا­ی برجسته‌ در قصیده­ است و بسیاری از افکار و دلالات با تکرار ارتباط پیدا می­کنند» (نک: ناصر، ۲۰۰۴: ۲۶). سخن کوتاه اینکه، در سروده­های درویش، تکرار، خواننده را به ستوه نمی­آورد و سراینده آن را در مسیر تصویر سازی، اثر بخشی، تأکید کلام و در نهایت تقویت موسیقی درونی، به کار گرفته است. تکرار اسم­ها یا افعال در شعر درویش بسیارند؛ بسان:
” ها هیَ الکـَلِماتُ تُرَفرِفُ فی البالِ، فی البالِ أرْضٌ سَماوِیهُ الاسْمِ، تَحْمِلها الکلِماتُ ” (آنک آن کلمات درذهن انسان پر می‌زنند، در ذهن انسان سرزمینی آسمانی نام است و آن کلمات حامل آنند).

گاه با تکرار بیش از سه واژه، موسیقی به طور بسیار ملموس­تر احساس می­شود:
” وَ قال فتیً: وَ لکنَّ السَّماءَ الْیَومَ کامِلهٌ، لأنَّ السَّروْهَ انکَسَرَتْ وَقلتُ أنا، لِنَفْسی: لا غُموضَ وَلا وُضُوحَ، السَّرْوَهُ انکَسَرَتْ، وَ هذا کلُّ ما فی الأمرِ: إنَّ السَّرْوَهَ انکَسَرَتْ!” (همان: ۱/۶۸)
(و جوانمردی گفت: ولی امروز آسمان کامل است، چرا که درخت سرو شکسته است و به خود گفتم: هیچ نشانی از ابهام و وضوح نیست، درخت سرو شکست، و این تمامی ماجرا است: یقینا درخت سرو شکست)
۲ـ صدای برخاسته از هر حرف الفبایی می­تواند آفریننده عاطفه، شور و احساسى خاص باشد. درویش با پایبندی بدین موضوع، از موسیقی حروف به خوبی بهره جسته است؛ او با تکرار برخی از حروف الفبایی، وارد میدان واج آرایی شده است.
حروف (راء، باء، نون، لام و دال) از جمله حروفی است که بیشتر در شعر عربی به کار رفته‌اند؛ محمود درویش، از حرف «لام» در ۴۷ قصیده، از حرف «میم» در ۴۱، از «دال» در ۳۴، از «باء» در ۳۳، از «راء» در ۳۱ و از حرف «نون» در ۲۰ قصیده بهره جسته است (ن.ک: مرتاض،۲۰۰۴: ۹۱). برای نمونه به کاربرد حروف «نون» و «سین»
اشاره­ می­کنیم:
«نون»، صوتی است هیجانی که برای ناله، توجّع و دردمندی مناسب است. آوای آن از صمیم دل برخاسته و آهنگش بر حروف همجوار همان تأثیری می­نهد که زنان
خوش­سیمای با ادب بر جان و احساسات مردم می­نهند.(عباس، ۱۹۹۸: ۱۶۸ – ۱۶۹). درویش نیز اندوه خود را که برخاسته از ستم دشمن اسرائیلی بر پناهندگان فلسطینی در بیروت است، به گونه­ای بیان می­دارد که صدای «نون» در ساختار کلامش به روشنی شنیده می­شود: “… زوجا یمام أبیضان، یتسامران علی غصون السندیانْ …” (درویش، ۲۰۰۹: ۱/۴۱) (یک جفت کبوتر به رنگ سفید، شب هنگام بر روی شاخه‌های درخت بلوط، به گفت و گو با یکدیگر مشغولند.)
و نیز در قصیده «لاینظرون وراءهم»، موسیقی ملموس برخاسته از «نون» احساس می­شود: “یَخرجون من الـحکایه للتنفّس والتشمّس، یَحلُمُونَ بفکره الطَّیَرانِ أعلی …ثم أعلی، یصعدون ویهبطون. ویذهبون ویرجعون،‌ ویقفزون من السیرامیک القدیم إلی النجوم، ویرجعون إلی الـحکایه … لا نهایه للبدایه …” (همان: ۱/۶۲) (برای استراحت و تفریح در زیر نور خورشید از داستان خارج شدند، به رؤیای پرواز به بلندی‌ها … و باز به بلندی‌ها، فکر می‌کنند، اوج می‌گیرند و فرو می‌نشینند، رهسپار شده و باز می‌گردند، از سرامیک‌های قدیمی به سوی ستارگان می‌پرند، و سپس به داستان بازمی‌گردند … هیچ انتهایی برای آغاز نیست …)
همچنین، این سراینده در لطافت بخشیدن به موسیقی شعر، به صدای حرف «سین» که از لطیف­ترین أَصوات است، توجه داشته است؛ بسان قطعه زیر از قصیده «السروه انکسرتْ»:
“وَ قال فتیً: وَ لکنَّ السَّماءَ الْیَومَ کامِلهٌ، لأنَّ السَّروْهَ انکَسَرَتْ وَقلتُ أنا، لِنَفْسی: لا غُموضَ وَلا وُضُوحَ، السَّرْوَهُ انکَسَرَتْ، وَ هذا کلُّ ما فی الأمرِ: إنَّ السَّرْوَهَ انکَسَرَتْ!” (همان: ۱/۶۸)
۳ـ برگزیدن وزن شعری مناسب، یاور سراینده در انتقال بهتر اندیشه و عواطف شاعرانه است؛ شاد یا اندوهگین کردن فضای عاطفی یک سروده، می­تواند با گزینش یکی از بحور شانزده­گانه شعر عربی بدست آید. وزن سروده­های درویش، موسیقی غم و اندوه را در دل و جان خواننده شعر مقاومت می­نوازد. سروده­های او دربردارنده مقاطع و اوزان بلند و کوتاه است؛ آنجا که شاعر به شدت احساس غربت و دلتنگی می­کند کلام را به درازا می­کشاند و بر تفعیله­ها می­افزاید؛ در قصیده «قلی کوکباً» می­خوانیم: “… هل کلّ هذا أنت؟، صیف فی الشتاء وفی الخریف ربیعُ نفسکِ، تکبرین وتصغرین علی وتیره نایک السحریِّ، یخضرُّ الهواءُ علی مهبِّک، یضحکُ الـماءُ البعیدُ إذا نظرتِ إلی السحابِ، ویفرحُ الحَجَرُ الحزینُ إذا مررتِ بکعبکَ العالی…” (همان: ۲/۶۸۴)
(آیا تمامی اینها تو هستی؟ در زمستان، چون تابستانی و در پاییز، چون بهار جانت، همچون نیِ‌ جادویی‌ات بزرگ و کوچک می‌شوی، هوا در مسیر وزش عطر تو، سرسبز می‌شود؛ آب­های دوردست، بدان هنگام که تو به ابرها می‌نگری، می‌خندند و سنگ­های غمگین آنگاه که تو با پاشنه‌های بلندت می‌گذری، خوشحال می‌شوند)
از سوی دیگر آنجا که چاشنی سلاست، روانی و سادگی را به سخنش می­افزاید، کلام را صریح و کوتاه رها می‌کند و در این هنگام از تعداد تفعیله کاسته می­شود: “فجرّب الآن الحیاهَ لکی تُدرِّبکَ الحیاهُ، علی الحیاهِ، وخفّف الذکری عن الأنثی،‌وأنزلْ، ها هنا، والآن، عن کتفیکَ، … قبرک ” (همان: ۱/۳۴) (اکنون زندگی را تجربه کن تا زندگی، تو را برای زیستن، بیاموزد. زنان را کم به یاد آر. همین­جا، هم اکنون، از دو شانه­ات، به گور خود فرود آی)
۴ـ پس از وزن، قافیه، دومین عنصر مهمی است که موسیقی شعر را می­آفریند؛ شاعر می‌تواند با آوردن کلمات آهنگین و همسان، کلامش را دلنشین و مخاطب را به شنیدن اشعارش برانگیزد.
«قافیه­ها، اصواتی هستند که در پایان مصراع­ها یا بیت­های قصیده تکرار می­شوند و تکرار آن­ها، بخش مهمی از موسیقی شعری را تشکیل می­دهد؛ به منزله فواصل موسیقیایی هستند که شنونده انتظار تکرار آن­ها را می‌کشد و به این تکراری که گوش­ها را در دوره­های زمانی منظم می­نوازد، با جان دل گوش فرا می­دهد». (انیس،۱۹۸۱: ۲۴۶)
درویش در آفرینش موسیقی به عنصر قافیه و آوردن کلمات آهنگین بسیار توجه داشته و گویی، گاه آن را مقدم بر وزن می­داند. او در چیدمان قافیه، به تأثیر آهنگ و موسیقی کلمات در گوش خواننده توجه دارد؛ درویش می­گوید: «مردم را در حال خواندن در نظر نمی­گیرم، بلکه آنان را در حال گوش فرا دادن می­بینم» (الرمانی: ۲۱۹).
در اشعار درویش قافیه پیرو مضمون و درون مایه است؛ به دیگر سخن، او در آوردن قافیه، تنها به لفظ واژگان توجه نداشته، بلکه متناسب با فضای عاطفی و نیز موضوع شعر، به چیدمان قافیه پرداخته است. از این رو، در این زمینه گام در تکلّف ننهاده است:
” الـمَشْیُ فَوْقَ الغَمامِ. دَمٌ فی النَّهارِ، دَمٌ فی الظَّلامِ. دَمٌ فی الْکَلامِ، یَقُولُ: القَصیدهُ قَد تَستضیفُ الـخَسارهَ، خَیْطاً مِنَ الضَّوْءِ یَلمعُ فی قَلْبِ جیتارهٍ ” (درویش، ۲۰۰۹: ۲/۳۴۵)
(راه رفتن روی ابر، خونی در روشنی است، خونی در تاریکی. خونی در سخن، می‌گوید: قصیده میزبان خسارت است، این قصیده به شکل رشته­ای از جنس نور که در گیتار می‌درخشد پذیرا و میزبان خسارت است.)
همچنین سروده زیر نمایانگر توانمندی او در قافیه­آرایی در شعر معاصر عربی است:
” … وَ ثَمهَ زَیتونَتانِ، تُلمّاننی مِن جِهاتٍ ثلاثٍ، وَ یَحملنی طائِرانِ، إلی الـجههِ الـخالِیهِ، مِن الأوجِ وَ الهاویهِ، لئلَّا أقولَ: انتصرتُ، لئلا أقولَ: خَسرتُ الرَّهانَ!” (همان: ۲/۵۶۲)
(دو زیتون هست، از سه طرف مرا در بر گرفته‌اند، و دو پرنده مرا حمل می‌کنند، به سوی افقی نامنتها، از فراز و از فرود، تا نگویم: پیروز شدم، تا نگویم: شرط را باختم!، )
با نگاهی به دامنه قافیه در اشعار درویش، به نظر می‌رسد که شاعر در آوردن حروف روی، حروفی را برگزیده که تکرار آنها، دارای ریتم و موسیقی مخصوصی است. برای نمونه، گاه در اشعارش همراهی حروفِ روی با حروف مدی (آ ــ ى ــ و) به چشم می­خورد:
” لایُبالی بِشیءٍ، إذا قَطعُوا الـماءَ، عَن بیتِه قالَ: لابأسَ! إنَّ الشِّتاءَ قَریبٌ. وَإنْ أوْقَفُوا ساعَهً الکَهرباءَ، تثاءَبَ: لا بأس، فالشّمس یکفی … “(درویش، ۲۰۰۹: ۲/۶۶۹)
(به هیچ چیزی اهمیت نمی­دهد حتی اگر آب را از خانه­اش قطع کنند، می­گوید: عیبی ندارد! زمستان، نزدیک است، واگر لحظه­ای برق را از او باز دارند، خمیازه­ای کشیده و می­گوید: مشکلی نیست. آفتاب باشد کافی است…)
یا در قصیده «أثر الفراشه» می­گوید: “هُوَ جاذِبیّهُ غامضٍ، یَسْتدرِجُ الـمَعْنی وَ یرحَلُ، حینَ یتَّضحُ السَّبیلُ، هُو خِفَّهُ الأبدیُّ فی الیَومیّ، أشواقٌ إلی أعْلی، وَإشراقٌ جَمیلٌ” (همان: ۲/۶۵۵)
(او نیروی جاذبه‌ای مبهم است، معنا را با خود می‌آورد و سپس می‌رود، زمانی که راه نمایان می‌شود، او آرامش و آسودگی ابدی در زندگی روزمره من است، عشق و شوری به سوی فرازها و نوری زیبا.)
۵ ـ برخی آرایه­های لفظی بر شعرش جامه موسیقی پوشانده است؛ افزون بر واج­آرایی حروف که به طور ضمنی در شماره یک بدان اشاره گردید، سجع آرایه دیگری است که به وفور دیده می­شود؛ بسان کلمات «مؤتلفین» و «مختلفین»: “… بِلاغایَهٍ وَضعتْنا السَّماءُ، عَلی الأرضِ إلفینِ مُؤتَلفینِ وَ بِاسْمینِ مُخْتَلفینِ” (همان: ۲/۱۰۲)
(آسمان، بی‌هدف ما را به روی زمین قرار داد، در روح و جان یکی بودیم اما در اسم دو تا) یا سجع میان واژگان «الجنود» و «الوجود»:
” یُنقَبُ عَن دَوْلهٍ نائمهٍ، تَحتَ أنقاضِ طَروادهِ القادِمهِ، یَقیسُ الجُنودُ المَسافهَ بَینَ الوُجودِ وَ بَینَ العَدمِ… ” (همان: ۱/ ۱۸۴) (در جستجوی حالتی خفته، در زیر آواره‌های شهر تروای بعدی، سپاهیان مسافت بین هستی و نیستی را اندازه می‌گیرند)
همچنین درویش در موسیقی لفظی از جناس بهره جسته است؛ بسان «النهایهًْ» و «البدایهًْ»: “… قالَ لیکاتِبٌ ساخِرٌ:، لو عرفت النهایه، منذ البدایه، لَمْ یبقَ لی عَملٌ فی اللُّغهِ…” (همان، ۱/۱۸۸)
(طنز نویسی به من گفت: اگر از ابتدا، انتها را می‌دانستم، برایم کاری در زمینه بیان باقی نمی ماند.)
یا بسان ابیات زیر که افعال «أمشیٍْ» و «یمشیٍْ»، «أجلس» و «یجلس»، «أرکض» و «یرکض» با هم تجانس دارند و تنها در یک حرف اختلاف دارند:
“… یتبعُنی، وَیکبرُ ثُمَّ یَصغرُ، کنتُ أمشی. کانَ یَمشی، کنتُ أجْلِسُ. کانَ یَجلسُ، کُنتُ أرْکضُ. کانَ یرکضُ … “(همان: ۱/۸۸) به دنبال من می‌آمد، بزرگ می‌شد و سپس کوچک می‌شد، راه می‌رفتم. راه می‌رفت، می‌نشستم. می‌نشست، می‌دویدم. می‌دوید)
بنا بر آنچه گفته شد، می­توان دریافت سراینده به خوبی توانسته مضامین شعری را با چاشنی موسیقی در آمیزد و موسیقی را ابزاری موثر برای جذب خواننده به شنیدن شعر مقاومت قرار دهد. رجاء نقاش درباره موسیقی موجود در شعر درویش می‌گوید: «درویش توانسته است به توازن دقیق و روشن میان موسیقی خارجی و داخلی برسد، صدای قصیده‌اش، برخلاف موسیقی پنهان و سستی آهنگ، که در شمار زیادی از شعرهای نوین عربی است، شنیده می‌شود؛ به طوری که بر قلب و وجدان مخاطب اثرگذار است» (النقاش، ۱۹۷۲: ۲۲۲).
ب- سطح لغوی یا سبک‌شناسی واژه­ها:
روانی یا پیچیدگی متن شعری، بر خاسته از عملکرد شاعر در گزینش واژگان، بکارگیری آن­ها و چگونگی چیدمان الفاظ در کنار یکدیگر است. در بررسی اشعار درویش در می­یابیم:
۱ـ درویش در قصاید خود، با اضافه کردن کلمات به یکدیگر و در نتیجه آوردن ترکیبات، حس وطن دوستی خواننده را برمی­انگیزد؛ در سروده­هایش ترکیب­هایی دیده می­شود که نمایانگر هنر وی در آفرینش ترکیبات نو و بدیع است؛ ترکیباتی چون
«حریرصدر»، «عطش الرمال»، «أعصاب المواقد»، «شفاه الیاسمین»، «عروق الرخام»، «فاتوره الماء»، «فم البحر»، «أحابیل البلاغ»، «لسعه النار»، «عانق الموت»، «صیف الخریف»، «رخام الزمن» و «وشمه الظلال» از آن جمله­اند.
۲ـ روشنی و سادگی الفاظ در سروده­های درویش به خوبی نمایان است؛ این امر، از یک سوی، سروده‌هایش را برای عامه مردم قابل فهم نموده و از سوی دیگر ناقد را به رابطه نزدیک و صمیمی شاعر با مردم ستمدیده فلسطین رهنمون می­سازد؛ چنانکه گویی وی لفظ را از زبان ساده و عامیانه مردم بر گرفته و با عاطفه و هنر شاعرانه در آمیخته است. بسان قطعه زیر که بیانگر سادگی الفاظ و واژگان در اشعار اوست: ” قُلْ ما تشاءُ. ضَعِ النقاطَ علی الـحُروفِ، ضَعِ الـحُروفَ مَعَ الـحروفِ لتولدَ الکلماتِ، غامضهً وَ واضحهً، وَ یبتدئُ الکَلامَ ” (درویش، ۲۰۰۹: ۱/۱۰۰) (هر آنچه دوست داری بگوی،
نقطه­ها را روی حروف قرار بده و حروف را در کنار حروف قرار بده تا واژگان بیافرینی، چه مبهم و چه روشن؛ و {این گونه} سخن آغاز می­گردد).
و نیز در ابیات آغازین قصیده «لاأعرف الشخص الغریب» می­خوانیم: “لاأعرف الشخص الغریب ولامآثره…، رأیتُ جنازهً فمشیتُ خلف النعش، مثل الآخرین مطأطیء الرأس احتراماً، لم أجد سبباً لأسأل: من هو الشخصُ الغریبُ؟ …” (همان: ۲/۲۱۹)
(نه آن شخص غریب و نه مفاخر او را می‌شناسم …، جنازه‌ای را دیدم و از پشت تابوتش حرکت کردم، همانند دیگران برای احترام سرم را به پایین انداختم، دلیلی ندیدم تا بپرسم: آن شخص غریب کیست؟)
۳ـ سروده­های درویش بسیاری از الفاظ غیر عربی را در خود گنجانده است؛ دلیل آن را می‌توان در نزدیکی شعر این سراینده به زبان امروزین و اصطلاحات نوظهور آن در حوزه زبان عربی جستجو کرد؛ بسان واژه «جنرال»: “… حیاتُنا عِبءٌ عَلی الـجِنرالِ: «کیفَ یسیلُ مِن شبحٍ دمٌ»؟ ” (همان: ۱/۶۳)
زندگی ما باری است بر دوش ِژنرال: «چگونه از یک شبح خون جاری می‌شود.»
همچنین واژگان «مکیاج» و «کامیرا» در قطعه زیر: “… أتذکُرُ حافرَ الفَرَس الـحرونِ على جبینکَ، أمْ مَسحتَ الـجُرحَ بالـمکیاجِ کیْ تَبدُو وَسیمَالشَّکلِ فی الکامیرا؟…”(همان: ۱/۲۸) (آیا اثر لگد اسب چموش را بر پیشانیت به یاد می‌آورییا آنکه جراحتت را با گریم پاک کرده‌ای،تا چهره‌ای زیبا در جلو دوربین داشته باشی؟)
افزون بر آنچه گفته شد، واژگانی مانند: «نوفمبر»، «سینما»، «إولمب»، «باص»، «فیدیو»، «مترو» و … از آن جمله­اند.
۴ـ فضای پرتکاپو و متلاطم شعری، می­تواند با به کارگیری هنرمندانه افعال در پیکره یک سروده حاصل گردد؛ بهره­گیری فراوان و گاه پی در پی افعال، در ساختار قصایدش آشکار است. این شیوه، سراینده را در برانگیختن عواطف مخاطبش و تأثیرپذیری بیشتر بر او از مضامین شعر مقاومت یاری رسانده است؛ سروده زیر گواهی بر این مطلب است: “… سَأعلِّمکَ الانتِظارَ، عَلی بابِ مَقهی، فَتسمعُ دَقاتِ قلبِکَ أبْطأ، أسرِعْ، قدْ تَعرفُ القُشعریرهَ ِمثلی، تَمهَّلْ، لَعلَّکَ مِثلی تَصْفرُّ لَحْناً یُهاجِرُ، أندلسیُّ الأسی، فارِسیُّ الـمَدارِ، فَیُوجِعُکَ الیاسِمینَ وَتَرحلُ … ” (همان: ۱/۲۳۷) (یادت خواهم داد انتظار چیست، نزدیک در قهوه‌خانه، خواهی شنید که ضربان قلبت کندتر شده است، بشتاب،‌ تو نیز مثل من تب و لرز را می‌شناسی، صبر کن، شاید تو نیز مثل من بانگ هجرت سر می‌دهی، غم و بانگی که اندهش اندلسی وار و مدارش به سمت سرزمین پارس‌هاست. گل یاسمن تو را می‌آزارد و تو از اینجا می‌روی).
۵ ـ درویش در سروده­هایش برای تداعی اصوات، به خوبی از واژگان بهره جسته است؛ برای نمونه با واژگان «خریر»، «هدیل» و «أزیز»، صداهای شرشر آب رودخانه، بغبغوی کبوتر و غرش گلوله در ذهن خواننده نقش می­بندد:
“… هکذا یَکبُر الشَّجَرُ وَ یذوبُ الـحَصی، رُویْداً رُوَیْداً، مِن خَریرِ النَّهرِ!” (همان: ۲/۲۶۵)
(اینچنین درخت بزرگ می‌شود، و سنگ ریزه‌ها ذوب می‌شوند، کم‌کم، کم‌کم، از صدای شُرشُر آب رودخانه)
“کُلَّما أصْغیتَ لِلحَجَرِ اسْتَمعتَ إلى هَدیلِ یمامهٍ بیضاءَ … ” (همان: ۱۹/۱) (هر بار که به سنگ گوش می‌سپاری، گویی به صدای کبوتر چاهی سپیدی گوش می‌دهی…)
“…لاتَخفْ مِن أزیزِ الرِّصاصِ! التَصِقْ بِالتُّرابِ لِتَنْجُو! سَنَنجُو وَنَعلُو عَلى جَبلٍ فی الشَّمال، وَنَرجعُ حینَ یَعودُ الـجُنودُ إلى أهْلِهم فی البَعیدِ وَ… ” (همان: ۱/۲۹۷) (از صدای تیرها نترس! به خاک پناه ببر تا نجات یابی! نجات خواهیم یافت و به بالای کوهی در شمال شهر خواهیم رفت، و زمانی که سپاهیان در آینده دور به نزد خانواده‌هایشان بازگردند، باز خواهیم گشت)

ج ـ سطح نحوی یا سبک شناسی جمله:
در گستره نحوی، مواردی مانند: ساختار دستور زبانی و ترکیب بندی جمله­ها، طول عبارات و زمان افعال و دیگر موضوعات نحوی قابل بررسی است؛ مهمترین شناسه­های سبک درویش در این حوزه عبارتند از:
۱ـ نگاهی به اشعار درویش، این حقیقت را به ما می­نمایاند که عملکرد وی در عطف جمله­های همسان (اسمیه با اسمیه و بر عکس) قابل تحسین است؛ مثلاً در قطعه شعری زیر، جمله «یشرب …» به «یختار …» عطف شده که ساختار نحوی همسانی دارند (فعل + فاعل+ مفعول متصل به ضمیر + جار و مجرور)؛ همچنین در ادامه، «و فی الریح …» به جمله «علی الریح …» عطف گردیده که ترکیبشان متشابه است؛ البته این امر به وزن و موسیقیایی نمودن سطور شعری هم کمک کرده است:
“.. وَیَختارُ بَدلتَه بأناقهِ دیکٍ وَیشربُ قَهوتَه بالـحلیبِ، وَیصْرُخُ فی الفَجْرِ: لاتَتَلکأ، عَلى الرِّیحِ یَمشی، وَفی الرِّیحِ یَعرفُ مَن هُو، لا سَقْفَ للرِّیحِ … ”
(همان: ۲/۳۳۴) (لباسش را به سان زیبایی خروس انتخاب می‌کند، و قهوه‌اش را با شیر می‌نوشد، و در بامدادان فریاد برمی‌آورد که: سریع باش! بر روی باد راه می‌رود. در وزش باد او را می‌شناسد، باد را سقفی نیست…).
و یا عطف «تنظیف …» به «تخفیف …» که با یکدیگر از نظر ساختار و چیدمان همسان و هماهنگند: “… قلیلٌ مِن الـمُطلقِ الأزْرقِ اللانهائیِّ، یَکفی، لِتخفیفِ وَطأهِ هذا الزَّمانِ، وَتنظیفِ حُمأهِ هذا الـمکانِ ” (همان: ۱/۲۲۱) (اندکی از آن آبی پُر بی‌نهایت، کافی است برای کاستن از فشار این روزگار، و پاک کردن باتلاق این مکان)
۲ـ طول جمله، مصراع یا ابیات، از جمله موضوعاتی است که می­تواند در سطح نحوی مورد توجه قرار گیرد؛ گاه سراینده در بیان اندیشه و عواطف خود، سخن را به درازا می­کشاند و چه بسا باعث خستگی خواننده می­شود؛ در مقابل، گاه نیز احساس و عاطفه درونی خویش را در قالب جمله­های کوتاه بیان می­کند و در نتیجه، سروده­اش رنگ ایجاز به خود می­گیرد. سراینده باید بتواند تشخیص دهد که چگونه از این دو اسلوب به طور هنرمندانه بهره گیرد. لازمه آن، شناخت ویژگی مخاطب و موقعیت اوست. درویش درون‌مایه بیشتر اشعارش، مقاومت و موضوعات حماسی است، برای سروده‌هایش زبانی برگزیده که آمیزه­ای از این دو اسلوب است؛ افزون بر این، وی به ساختار درست نحوی عبارات توجه داشته است. او متناسب با موضوع شعری ، سلسله کلمات را بر زبان جاری ساخته و آنجا که سطر شعری به درازا کشانده می­شود، برای رهایی از خستگی خواننده، کلمات آهنگین و مسجع را چاشنی آن قرار می­دهد. اما گاه چنان بر سطر شعری می­افزاید که ادب او رنگ نثر ساده به خود می­گیرد؛ بسان قطعه ادبی زیر: “… أرضُ إسرائیلَ هی تلکَ الأرضُ الواقعهُ بینَ البحرِ الـمُتوسطِ غَرباً، والصَّحراءِ شرقاً، بَینَ سَیناءَ جَنوباً وَ مَعادنِ الأردنِ شَمالاً” (همان: ۳/۴۱۱) (سرزمین اسرائیل همان سرزمینی است که از غرب به دریای مدیترانه، از شرق به صحرای آفریقا، از جنوب به شبه جزیره سیناء و از شمال به معادن اردن متصل است).
۳ـ گوناگونی زمان افعال و جمله­ها، در سروده­های محمود درویش به روشنی نمایان است؛ از جمله آنکه درویش برای نشان دادن زمان گذشته، از فعل ناقص «کان» به وفور بهره جسته است؛ تکرار این فعل در فواصل نزدیک، گواهی بر این مدعاست:
“… کُنتُ أمشی. کانَ یَمشی، کُنتُ أجْلِسْ. کانَ یَجْلِسْ، کنتُ أرکضْ. کانَ یرکضْ… “(همان: ۱/۸۸) (راه می‌رفتم. راه می‌رفت، می‌نشستم. می‌نشست، می‌دویدم. می‌دوید)
درویش آنجا که آینده­ای خوش را به خواننده، نوید می­دهد، روند شعر را به زمان آینده پیوند می­دهد؛ وی در ضمن قصیده «حاله الحصار» می­آورد: “نُحبّ الـحیاهَ غداً، عندما یصلُ الغدُ سوفَ نُحبُّ الـحیاهَ، کما هی عادهً ماکرهْ، رمادیّه أو ملوّنهً، لاقیامهَ فیها ولاآخره”. (همان: ۱/۱۹۶) (فردا زندگی را دوست خواهیم داشت همان زندگی که معمولاً فریبنده است، خاکستری یا رنگارنگ است که نه قیامت و نه آخرتی در آن است).
گاهی نیز، سخن را در زمان حال جاری می­کند و در نتیجه، کلام شاعر قالب جمله­های خبری به خود می­گیرد: “… إن الهویّهََ بنتُ الولاده لکنها، فی النهایه إبداع صاحبها ولا، وراثه ماضٍ. أنا متجدّد. فی داخلی، خارجی الـمتعدّد. لکنّنی، أنتمی لسؤال الضحیّه. لو لم أکن من هناک لدرّبتُ قلبی، علی أن یربّی هناک غزال الکنایه”. (همان: ۲/۳۳۵) (بی‌تردید هویت زاده می‌شود، امّا در نهایت، ابتکار دارنده آن است و نه میراث گذشته. من چندین هویت دارم. در درون خود، بیرونی مدرن دارم، من متعلق به پرسش آن قربانی هستم؛ اگر از آنجا نبودم، دلم را چنان می­پروردم که در اینجا آهوی کنایه را پرورش دهد).
۴ـ وفور ضمایر منفصل در ساختار شعری درویش به روشنی نمایان است. بازی با ضمایر، رویکرد خوش سراینده نسبت به ضمایر را به ما می­نمایاند؛ بسان سروده زیر:
“… وَیا ضَیفی… أأنْتَ أنا کَما کُنّا؟، فمَن منا تنصّل من ملامـحِهِ؟ … أأنتَ أنا؟ أتذکُرُ قلبَکَ الـمثقوبَ، بالنایِ القدیمِ، ریشهِ العَنقاءِ؟، أم غیّرتَ قلبکَ عِندما غیّرتَ دَربَکَ؟، قلتُ: یا هذا، أنا هُو أنتَ… “(همان: ۱/۲۸) (و ای میهمانم! … آیا توهم مثل من، آنگونه که بودیم بدون تغییر باقی ماندی؟ کدام یک از ما از ویژگی­هایش دست شسته است؟ آیا قلب شکافته­ات به نی قدیمی و پر سیمرغ را به یاد می­آوری؟ آیا وقتی راهت را تغییر دادی، قلبت را نیز تغییر دادی؟ می‌گویم: آری من همان توام!
درویش در بسیاری موارد در تأکید کلام، از تأکید لفظی با ضمیر منفصل بهره می‌جوید؛ بسان این قطعه شعری که ضمیر «أنا»، تأکید لفظی برای ضمیر متصل «یاء» است:
“… هلْ أطلبُ الإذنَ مِن غرباءَ، یَنامونَ فَوقَ سَریری أنا فی زیارهِ نفسی، لـخمسِ دَقائقَ…” (همان، ۲/۳۴۳) (آیا از بیگانگانی اجازه بگیرم که بر بالین من آرمیده‌اند، من پنج دقیقه به دیدار خود می‌روم.)
درویش در برخی موارد ضمیر عاقل را برای غیر عاقل به کار می­گیرد؛ مانند سروده زیر که به شکوفه بادام جان می­بخشد و با ضمیر «هو» بدان اشاره می­کند:
“… وَهُوَ الشَّفیفُ کضَحکهٍ مائیهٍ نَبتتْ، عَلى الأغْصانِ مِنخَفَرِ النَّدى…، وَهُوَ الـخَفیفُ کَجُملهٍ بَیضاءَ مُوسیقیهٍ…وَهُوَ الضَّعیفُ کَلَمْحِ خاطِرهٍ، تُطِّلُ عَلى أصابِعنا … ” (همان: ۲/۱۹۹)
(شفافیت او بسان لبخندی آبکی است که از شرمساری شبنم، بر روی شاخه‌ها نقش بسته است …، و او در سبکی مثل یک عبارت آهنگین سپید است، و در ضعف و ناتوانی، بسان نگاهی سریع و گذرا است که به انگشتان ما می‌نگرد.)
۲) سطح فکری:
تاریخ زندگانی محمود درویش، یک تاریخ پر رنج و غم ‌بار است، با کشتارها و قتل‌عام­های فراوان؛ او شعرش را وقف وطن و مسائل مربوط به آن کرد، تا جایی که می‌توان او را تاریخ‌نگار سرزمینش، با ابزار شعر نامید. شرایط زمانه، او را به میدان سیاست کشانید و از این رو تجزیه و تحلیل حوادث فلسطین بر اندیشه­اش تأثیر گذارده است. در بررسی افکار درویش، در می‌یابیم:
۱ـ اشعار او نمایانگر زندگی پر درد مردم فلسطین است. او ظلم رژیم صهیونیستی را در فضایی بسیار عاطفی بازگو می­کند؛ مانند توصیف زیر که شرایط نامطلوب جامعه شاعر را تصویر می­کند:
“بلادٌ علی أهبَه الفجر، صرنا أقلّ ذکاءً، لأنّا نُحملقُ فی ساعه النصر: لا لیلَ فی لیلنا المتلألئ بالمدفعیه، أعداءنا یسهرون، وأعداءنا یشعلون لنا النور، فی حلکه الأقبیه” (همان: ۱/۱۷۸)
(سرزمینی است در آستانه سپیده دم، کم نور گشته‌ایم، زیرا به هنگام پیروزی، به همدیگر زُل
می­زنیم: در شبِ ما که با توپ، روشن گشته، شبی وجود ندارد؛ دشمنان ما بیدارند و برای ما در سیاهی جامه­هایشان، آتش روشن می­کنند).
همچنین سروده زیر، که بازگوکننده فضای جامعه فلسطینیِ آکنده از ناآرامی است:
“… خسائرنا: مِن شهیدیْن حتی ثمانیه، کّل یوم، وعشره جرحی، وعشرون بیتاً، وخمسون زیتونه، بالإضافه للخلل البنیویّ الّذی، سیصیب القصیدهَ الـمسرحیهَ واللوحه الناقصه” (همان: ۱/۲۰۶) (زیان‌های ما چنین است: هر روز دو تا هشت شهید، ده زخمی، بیست خانه ویران و پنجاه درخت زیتون تباه شده، اضافه بر نقص شکلی که به نمایشنامه شعری و تابلوی ناقص می‌رسد.
۲ـ شاعر بخشی از اشعارش را در برانگیختن روحیه حماسی و دفاعی مردم فلسطین در برابر دشمن سروده است. در این بخش او از فضای اندوه کاسته و بر شور و اشتیاق هموطنانش افزوده است؛ به جهت گستردگی اشعارش در این مجال، به نمونه زیر بسنده می­کنیم:
“…سَیَمتدُّ هذا الـحِصارُ إلی أنْ نَعْلَمَ أعداءَنا، نَماذِجُ مِن شِعْرِنا الـجاهِلیِّ ” (همان: ۱/۱۷۹) (تا زمانی که ما دشمنان خود را بشناسیم، این محاصره ادامه خواهد داشت، نمونه‌هایی از شعر دوران جاهلی)
در ادامه می­آورد:
“هُنا، عِنْدَ مُرْتَفعاتِ الدُّخانِ، عَلی دَرَجِ الْبَیتِ، لا وَقتَ للوَقتِ، نَفعلُ ما یَفعلُالصاعِدونَ إلی اللهِ: نَنْسی الألَمَ” (همان؛ ۱۸۳) (اینجا، در ارتفاعات دود، در پله خانه، اصلا هیچ وقتی باقی نمانده است، همان کنیم که سالکان إلی الله کنند: درد را فراموش می‌کنیم)
۳ـ درویش، قدس را متعلق به مردم فلسطین می­داند؛ او به خوبی آگاه است که دشمن صهیونیستی با بیرون راندن فلسطینیان از سرزمینشان، آهنگ یهودی­سازی آنجا را در ذهن می­پروراند. از این رو موضوع قدس، اندیشه­اش را به خود مشغول ساخته و می­سراید:
” لِبِلادِنا، وَهی القَریبهُ مِن کَلامِ اللهِ، سَقفٌ مِن سَحابٍ، لِبلادِنا، وَهی البَعیدهُ عَن صِفاتِ الاسمِ، خارِطَهُ الغِیابِ، لِبلادِنا، وَهی الصَّغیرَهُ مِثْلُ حَبَّهِ سِمْسِمٍ، أفقٌ سماویٌّ… وَهاویهٌ خفیهٌ، لِبلادِنا، وَهی الفقیرهُ مثلُ أجْنحهِ القَطا، کُتبٌ سَماویهٌ …، وَجُرحٌ فی الهُویَّهِ” (همان: ۱/۴۳)
(سرزمین ما، که به کلام خداوند نزدیک است، سقفی از جنس ابر دارد، سرزمینی که از داشتن ویژگی‌های یک اسم دور است، نقشه­ای ناپیدا دارد که در کوچکی بسان دانه کنجدی است، افقی آسمانی… و پرتگاهی پنهان دارد. زمینی که همچون بال مرغ سنگ خوار، تهی از نشان است، کتاب‌هایی آسمانی دارد و البته زخمهایی در هویّت راستین خود.)
۴ـ گرایش به صلح و دوستی در پاره­ای از اشعار درویش به خوبی نمایان است؛ سراینده با پیوند دادن تاریخ قدس با تاریخ پیامبرانی که در آنجا اقامت گزیدند، افزون بر اینکه مردم را به صلح و آرامش فرا می‌خواند، حس وطن دوستی و تعصب به اصالت عربی را برای خواننده نمایان می‌سازد. سروده زیر گواهی بر این ادعاست:
” فی القُدْسِ، أعْنی داخِلَ السُّورِ القَدیمِ/ أسیرُ مِن زَمنٍ إلی زَمَنٍ بِلا ذِکرى/ فَإنَّ الأنْبیاءَ هُناک یَقْتِسمونَ/ تاریخَ الـمُقدَّسِ … یَصعَدونَ إلی السَّماءِ/ وَ یَرْجِعونَ أقلَّ إحْباطاً وَحُزْناً، فَالـمَحبَّهُ/ وَ السَّلامُ مُقدَّسانِ وَقادِمانِ إلی الْمَدینهِ/ کُنْتُ أمْشی فَوْقَ مُنْحَدرٍ وَأهْمَسُ: /کَیْفَ یَخْتَلِفُ الرُّواهُ عَلی کَلامِ الضَّوْءِ
فی حَجَرٍ؟/ أسیرُ فی نَوْمی، أُحَمْلِقُ فی مَنامی/ لاأری أحَداً وَرائی، لاأری أحَداً أمامی/ کُلُّ هذا الضَّوءِ لی، أمْشی، أَخفُّ، أطیرُ/ أنا لا أنا فی حَضْرَهِ الـمِعْراجِ. لکنَّی/ أفَکِّرُ: وَحْدَهُ، کانَ النَبیَّ مُحمَّد/ یتکلمُ العربیهَ الفُصحی … ” (همان: ۱/۵۱)
(در قدس؛ یعنی درون حصار کهن/ از زمانی به زمانی راه می‌سپردم؛ بی‌خاطره‌ای دمساز/ در آنجا پیامبران تاریخ مقدس را تقسیم می‌کنند/ … به آسمان بَر می‌شوند/ و با یأس و اندوهی کمتر بازمی‌گردند/ زیرا که عشق و صلح مقدسند و رو سوی شهر نهاده‌اند/ من در سراشیبی راه می‌رفتم و در این اندیشه بودم:/ چگونه راویان در سخن نور (شاید منظور وحی باشد) درباره سنگی، اختلاف پیدا می­کنند؟ / در خوابم ره می‌سپارم. در خوابم خیره می‌شوم./ نه کسی را در پس خود می‌بینم، نه کسی را در پیش خود،/ تمامی این پرتو از آنِ من است. راه می‌روم. سبکبال می‌شوم،/ پرواز می‌کنم. من به آستانِ معراج، من نیستم. اما می‌اندیشم: تنها او، تنها محمد پیامبر (ص) بود/ که به عربی فصیح سخن می‌گفت.)
۵ ـ درد و رنج برآمده از تبعید در بخشی از سروده­های درویش نمایان است. او بیزاری از احوال خود در تبعیدگاه را بر زبان جاری می­سازد؛ صدای اندوه در فضای این نوع از اشعارش طنین انداز است. بسان:
“… الآنَ فی الْمَنْفی … نَعَم فی الْبَیْتِ/ فِی السِّتینَ مِن عُمرٍ سَریعٍ/ یُوقِدُونَ الشَّمْعَ لَک/ فَافْرَحْ، بأقْصی ما اسْتَطَعْتَ مِنْ الهُدُوءِ/ لأنَّ مَوْتاً طائِشاً ضَلَّ الطَّریقَ إلیک …” (همان: ۲/۱۶۹)
(… الآن در تبعیدگاه …. بله در خانه/ در شصت سالگی از عمری سریع/ شمع را برای تو روشن کردند/ پس شاد باش، با آرامش کامل/ چرا که مرگی بی­هدف، راه به سوی تو را گم کرده است.)
۳) سطح ادبی
۱ـ بررسی سروده­های درویش، هنر و توانمندی سرشار وی را در بکارگیری عناصر و آرایه­های ادبی به ما می­نمایاند. عملکرد ادبی درویش دو گونه است؛ بدین ترتیب که از یک سو، روشنی و سادگی را برمی­گزیند تا اشعارش برای مردم عامه به خوبی قابل درک باشد که البته این قسم اندک است؛ از سوی دیگر گام در میدان پیچیدگی و رمزگرایی می­نهد و در این هنگام خواننده را به تأمل و دقت نظر بیشتر در سروده­هایش وامی­دارد. بیشتر اشعار درویش، در زمره اشعار تصویری و کنایی یا غیرمستقیم قرار می­گیرد؛ زیرا در اشعار وی تخیل و تصویرپردازی، نقش اول را دارد و شاعر بیشتر، از قدرت هنری و تصویر پردازی خود کمک گرفته است. اشعار این سراینده، عموماً در زمره اشعار حماسی غنایی است؛ زیرا اشعار وی از یک سو بیانگر احساسات
وطن­دوستانه خویش و از سوی دیگر، بازتاب عواطف و احساسات برخاسته از تأملات درونی او است. درویش از میان صنایع علم بیان، بیشترین توجه را به استعاره داشته است. استعاره‌هایی که تعداد قابل توجهی از آن رمز و نمادند. البته میان استعاره و رمز تفاوت است و هر رمزی را نمی‌توان استعاره دانست.
دیکتاتوری و ظلمی که در فلسطین اشغالی حاکم است، اجازه هر گونه صراحت بیان را از انسان سلب می‌کند. درویش نیز از این قاعده مستثنی نیست. او در شرایطی زندگی می‌کند که نمی‌تواند از زبان صریح استفاده کند، بنابراین به ناچار، برای بیان عواطف و اندیشه‌های خود از زبان رمز و کنایه استفاده می‌کند. خواننده برای فهم اشعار درویش باید با گفتمان شعری او، آراء، اندیشه‌ها و شرایط حاکم بر زندگی وی آشنا باشد. به طوری که اگر بدون زمینه قبلی به این اشعار نظر کند، به مشکلات زیادی برخورد می‌کند.کوتاه سخن آنکه، ادبیات وی سرشار از عناصر ادبی است که شاعر را در راستای خیال و تصویرپردازی یاری می‌رسانند؛ اینک به برخی از مهمترین آن­ها اشاره می­کنیم:
۲ـ شکل و قالب یک سروده، به اندیشه و احساسات نویسنده سر و سامان می­بخشد و او را وادار می­سازد الفاظ را نه بطور دلخواه، بلکه قانونمند و در ردیف و چینشی منطقی و منظم ادا کند. گاه نگارنده با برگزیدن یک نوع قالب، انتقال مضامین و افکار شاعرانه را به مخاطب، بر خود آسان و هموار، و گاهی نیز دشوار می­گرداند؛ درویش که معنا را بر لفظ و شکل ظاهر مقدم می­دارد، با در هم شکستن ساختار سنتی شعر عرب، که سراینده را در وزن و تفعیله، و ردیف و قافیه اسیر خویشتن می­­نماید،
می­رهاند و اصطلاح همان شعر «نو و آزاد» زبان فارسی را برمی­گزیند. این بدان معنا نیست که او به طور کلی وزن و قافیه را انکار و فراموش می­کند بلکه به طور دلخواه، در فواصل کوتاه و بلند، کلمات هماهنگ را در پی هم می­آورد.
۳ـ انواع استعاره – به ویژه استعاره مکنیه – یاور درویش در تصویرپردازی­های بدیع شاعرانه است؛ او به این آرایه -که در زبان فارسی صنعت تشخیص نامیده می­شود- بسیار روی خوش نشان داده است. جان بخشیدن به اشیاء در ابیات زیر، گواهی روشن بر این مطلب است: “… فَتاهٌ علی النَّبع تَملؤُ جرّتَها،بِحَلیبِ السَّحابِ، وَتَبکی وَتضْحَکُ مِن نَحْلهٍ،لسعت قلبهافی مهبِّ الغیابِ …” (همان: ۲/۳۴۰) (دختر جوانی در کنار چشمه، کوزه‌اش را پر می‌کند، با شیر ابر (باران)، و برای زنبوری گریه می‌کند و می‌خندد که قلبش را در هنگام غروب خورشید گزیده است). افزون بر استعاره، او از انواع تشبیه به نوع بلیغ آن روی بسیار خوشی نشان داده است. ترکیب­هایی چون «جرس الفجر»، «تینه الصدر»، «مهرجان القیامه»، «خوخ الأرض»، «عسل شفاه»، «حریر صدر»، «رموش أشعار»، «عبید الریح»، «دراجه الموت»، «جرس الغروب» و «خیمه السماء» از نوع تشبیه بلیغند که به وفور در اشعارش به چشم می­خورد.
۴ـ گاه شاعر کلامش را با اسطوره و رمز در می­آمیزد که در این حالت پیچیدگی بر آن سایه می­افکند. این رموز که از نوع تاریخی، دینی و اسطوره­ای‌اند، فهم پاره­ای از اشعارش را دشوار کرده است که گاه برداشت نادرست از یک رمز، خواننده را از فهم کل بیت شعری ناتوان می­سازد. رمزها در اشعار درویش، گستره زیادی دارند و در کلمات متنوعی نمود می­یابند؛ آشنایی با منابع گوناگون دینی، تاریخی، ادبی و علوم نقدی، خواننده را در درک بهتر این رموز یاری می­رساند. برای نمونه رمز «مسیح» در قصیده «أبد الصبار»، شناخت منابع دین مسیحیت و آشنایی با تجربه حضرت مسیح(ع)، آموزه­ها، معجزات و سخنان او را می­طلبد(ن.ک: همان: ۱/۲۹۸).
۵ ـ عناصر طبیعت و چشم‌انداز­های زیبای آن، به شیوه­ای هنرمندانه در سروده­های درویش نمود یافته است؛ این بهره­گیری از عناصر طبیعت که از شناسه­های مکتب رمانتیک است، ویژگی بارز ادبیات این سراینده به شمار می‌آید. اگر دیوان این سراینده را ورق زنیم، درمی­یابیم که اشعارش آکنده از عناصری چون جویبار، شکوفه، دریا، صخره، پرنده، باد و ماه است. ساختار ادبیاتش بسان تابلویی رنگین از طبیعت است که خواننده را به سوی خود می­کشاند.
۶ ـ مضامین ادبی او به طور کلی فقر و محرومیت، آوارگی، کشتار و ترور، زندان، پایداری و ایستادگی و امید و آرزوی آینده بهتر است؛ اما گزیده سخن در مورد موضوع ادبیات وی چنین است که او شعر را در مسیر بیداری فلسطینیان و دفاع از آنان در برابر یهود، قرار داد. با توجه به اینکه سخن راندن درباره هر یک از مضامین یاد شده، در این مجال نمی­گنجد، ناگزیر به سروده زیر که بازگو کننده موضوع عمده اشعار او است، بسنده می­کنیم؛ وی کلامش را سلاح خویشتن معرفی می­کند: ” لَسْتُ جُندیَا کَما یُطْلَبُ مِنِّی/ فَسِلاحی کَلِمَه ” (درویش، ۱۹۸۴: ۲۷۲) (آن سربازی که از من انتظار دارند نیستم، چرا که اسلحه من، شعر من است).

نتیجه
با تحلیل و بررسی ویژگی‌های سبکی شعر محمود درویش، نتایج زیر به دست آمده است:
۱ـ محمود درویش، سراینده­ ادبیات مقاومت فلسطین، شعر را سلاحی در دفاع از سرزمین خود قرار داد؛ وی که اشعارش دربردارنده روح حماسی­ است، لفظ را پیرو معنا قرار می­دهد و با برگزیدن قالب شعر آزاد، خویشتن را از قافیه­پردازی شعر سنتی می‌رهاند.
۲ـ آوا و موسیقی شعر درویش، برخاسته از تکرار حروف و واژگان، برگزیدن مقاطع و اوزان مناسب، آوردن کلمات آهنگین و هم‌قافیه و به کارگیری آرایه­های لفظی بسان جناس و واج آرایی است. او به شایستگی توانسته با افزودن کلمات به یکدیگر، ترکیباتی زیبا و بدیع بیافریند که در برانگیختن حس وطن دوستی خواننده بسیار
مؤثر باشد.
۳ـ پیکره اشعار شاعر، سرشار از الفاظی ساده و روشن است. الفاظ غیر عربی در سروده­های او بسیارند. بخشی از فضای عاطفی و پرتکاپوی سروده­های درویش برخاسته از افعالی است که شاعر به خوبی توانسته آ­نها را در ساختار شعری خود
به کار برد.
۴ـ شاعر در تداعی اصوات در ذهن خواننده، به شایستگی از الفاظ بهره جسته که این امر، بیانگر توجه او به تصویرپردازی به کمک معنای واژگان است.
۵ـ عطف جمله­های همسان به یکدیگر، رویکرد دوگانه به جمله­ها (با ساختار نحوی کوتاه یا بلند)، گوناگونی زمان افعال و هنرمندی سراینده در بازی با ضمایر، از جمله شناسه­های اشعار درویش در سطح نحوی است.
۶ ـ شعر درویش تصویر زندگی پردرد مردم فلسطین است؛ عاطفه شعری او، در نمایاندن ظلم رژیم صهیونیستی و نیز برانگیختن فلسطینیان جهت دفاع از وطن، به خوبی نمایان است. درویش، قدس را از آن مردم فلسطین می­داند؛ وی تاریخ قدس را با تاریخ پیامبرانی پیوند می­دهد که روزگاری در این سرزمین اقامت گزیدند؛ بدین ترتیب، با تقویت حس ناسیونالیستی و تعصب به اصالت عربی، مردمان را به صلح و آرامش فرا می­خواند. اشاره به درد و رنج تبعید نیز بخشی از مضامین شعری او هستند.
۷ـ انواع استعاره و به ویژه استعاره مکنیه، یاور درویش در تصویرپردازی­های بدیع شاعرانه است. گاه شاعر کلامش را با رمز در می­آمیزد که در این حالت، پیچیدگی بر آن سایه می­افکند؛ این رموز که از نوع تاریخی، دینی و اسطوره­ای است، فهم پاره­ای از اشعارش را دشوار کرده است.
۸ ـ بهره­گیری از عناصر طبیعت که از شناسه­های مکتب رمانتیک است، ویژگی بارز ادبیات این سراینده بوده و موضوع کلی ادبیات وی، بیدار ساختن فلسطینیان و دفاع از آنان در برابر یهودست.

پی‌نوشت­ها
نظری، زینب، دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، رشته عربی، ۱۳۸۷
عیسی‌زاده، عبدالباسط، دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، رشته عربی، ۱۳۸۹
مجیدی، حسن و مریم جان‌نثاری، الخصائص الفنیهًْ لمضامین شعر درویش. إضاءات نقدیهًْ (فصلیهًْ محکّمهًْ) السنهًْ الأولی ـ شتاء ۱۳۹۰
دیب السلطان، محمد فؤاد،‌ غزهًْ، جامعه الأقصی، کلیه الآداب، مجلهًْ‌ الجامعهًْ الإسلامیهًْ ، المجلد العاشر، العدد الأول، سنهًْ ۲۰۰۲
مراجع
کتابنامه
انیس، ابراهیم، موسیقی الشعر، مصر، مکتبهًْ الأنجلو، ۱۹۸۱م
بهار، محمدتقی، سبک‌شناسی، تهران، انتشارات امیرکبیر،۱۳۴۶.
توفیق، حیدر، محمود درویش شاعر الأرض المحتلهًْ، بیروت، دارالعودهًْ، ۱۹۹۹م.
جحا، میشال، أعلام الشعر العربی الحدیث، بیروت، دار العودهًْ، ۱۹۹۹م.
عباس، حسن، خصائص الحروف العربیهًْ، سوریه، منشورات دار اتحاد الکتاب العرب، الطبعهًْ الأولی، ۱۹۹۸م.
درویش، محمود، دیوان الأعمال الجدیدهًْ الکاملهًْ، بیروت، ریاض الریس للکتب و النشر، الطبعهًْ الأولی، ۲۰۰۹م.
درویش، محمود، دیوان، بیروت، دار العوده، الطبعهًْ الثانیهًْ، ۱۹۸۴م.
الرمانی، ابراهیم، الغموض فی الشعر العربی الحدیث، دیوان المطبوعات الجامعی، د.ت.
الزمخشری، جارالله محمود بن عمر، أساس البلاغه، تحقیق عبدالرحیم محمود أمین الـخولی، القاهرهًْ، ۱۳۷۲ق/۱۹۵۳م
شفیعی کدکنی، محمدرضا، صور خیال در شعر فارسی، تهران، انتشارات آگاه، ۱۳۸۳.
شمیسا، سیروس، سبک‌شناسی شعر فارسی،‌ تهران، نشر میترا، ۱۳۸۳.
الصباغ، رمضان،فینقدالشعرالعربیالمعاصردراسهًجمالیهً، مصر، دار الوفاء للنشر، الطبعهً الأولی، ۲۰۰۱م.
فتوحی، محمود، سبک‌شناسی؛ نظریه‌ها، رویکردها و روش‌ها، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۹۰هـ.ش.
الفراهیدی، خلیل بن أحمد، العین، تحقیق: مهدی الـمخزومی، بیروت،‌ دارالهجرهًْ، الطبعهًْ الثانیهًْ،۱۴۰۹ ق
مرتاض، عبدالمالک، ألف یاء؛ تحلیل مرکب لقصیدهًْ أین لیلای لمحمد العید آل خلیفهًْ، بیروت، دار الغرب للنشر و التوزیع، د.ت. ۲۰۰۴م
معین،‌ محمد،‌ فرهنگ فارسی، تهران، نشر سرایش، ۱۳۸۹هـ.ش.
ناصر، فهد، التکرار فی شعر محمود درویش، الأردن، الموسسهًْ العربیهًْ للدراسات و النشر، الطبعهًْ الأولی، ۲۰۰۴م.
النقاش، رجاء، محمود درویش شاعر الأرض المحتلهًْ، بیروت، دارالهلال، ۱۹۷۲.
آمار
تعداد مشاهده مقاله: ۴,۴۵۶
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: ۱,۸۰۰
صفحه اصلی | واژه نامه اختصاصی | اخبار و اعلانات | اهداف و چشم انداز | نقشه سایت
ابتدای صفحه ابتدای صفحه

Journal Management System. Designed by sinaweb.

تهیه شده توسط تیم تیتز اس اس (titrss)

منبع/resource

Related Posts
  • پرداخت بیمه در دوران سربازی چگونه است؟
  • تجزیه عراق سیاست کشورهای غربی برای ایجاد ناامنی در خاورمیانه است
  • تعداد گالری‌های صنایع دستی افزایش می‌یابد/ ارائه تسهیلات حمایتی
  • کارنامه علمی داوطلبان آزمون سراسری ۹۶ منتشر شد
  • اگر سردار سلیمانی نبود بغداد به وسیله داعش سقوط می کرد
  • مراسم جشن شکوفه ها آغاز شد
  • حمید شاه آبادی معاون صدای رسانه ملی شد
  • انتقاد لاوروف از اظهارات ضد ایرانی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل
  • اهمیت استراتژیک استان «الأنبار» عراق/ پیروزی جدید در راه است
  • کوچ سپرده های بانکی به بازارمسکن تا چندماه آینده/شوک قیمتی نداریم
  • لحن و رفتار ترامپ همه زمینه‌های مثبت را از بین می‌برد
  • مزاحمت‌های پیامکی متوقف نشد/اهمال در اجرای مصوبه شورای فضای مجازی
  • کدام سریال ها در محرم ۹۶ پخش می شوند؟ + تصاویر
  • وزارت اطلاعات سرویس‌های خارجی غیرعلمی را شناسایی می‌کند
  • آمانو در مقام خود ابقا شد
  • کشف تریاک از معده مسافر پرواز زاهدان – مشهد
  • تهدید مضحک ترامپ: از برجام خارج می‌شویم!
  • سیاست برجامی ترامپ؛ از خروجی تخیلی تا شرط و شروط برای ماندن + تصاویر
  • فهرست سخنرانان روز نخست مجمع عمومی سازمان ملل
  • از اولتیماتوم ترامپ به آمانو تا افزایش تنش در شبه جزیره کره
  • قانون شکنی در استقلال از نوع وتوی مصوبات/نخستین مدال جهانی والیبال ایران/جانشین اصلی منصوریان پس از برکناری
  • سه شهر ایران ثبت جهانی شدند
  • مرگ وحشتناک اپراتور بر اثر سقوط جرثقیل + فیلم
  • جنگ آمریکا و ایران تا چه حد محتمل است؟
  • تعداد بیکاران کشور به ۳میلیون و سه هزار نفر رسید
  • بازتاب هشدار رهبر معظم انقلاب به آمریکا درباره هرگونه حرکت اشتباه در قبال برجام
  • خون در خیابان‌های راخین جاری است/ مسلمانان میانمار روزهای سختی در پیش دارند
  • تیلرسون: در صورت کارساز نبودن تلاش‌های دیپلماتیک، اقدام نظامی تنها راه حل مقابله با کره شمالی است!
  • استراتژی جمهوری اسلامی تعامل گسترده با جهان است
  • فرمول ویژه نتانیاهو به ترامپ درباره لغو یا تغییر برجام
  • کاهش اختیارات شهردار تازه کار تهران
  • زنگنه نمی‌تواند پتروشیمی را به مجموعه‌ای ارزآور برای ایران تبدیل کند
  • تخلفات آمریکا در خصوص برجام
  • هیچ‌ مرجعی اجتهاد حسن خمینی را تأیید نکرده بود
  • دیدارهای دوستانه تیم ملی در ورزشگاه امام رضا(ع)
  • «دیرالزور»؛ نقطه ثقل رقابتی پیچیده در سوریه
  • برخی حرف‌های روحانی، صرفا برای رأی بود
  • واکنش سینماگر ایرانی به فاجعه کشتار مسلمانان در میانمار
  • تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران نشان‌دهنده زوال و نابودی قدرت این کشور است
  • «جلال طالبانی» درباره «مسعود بارزانی» چه گفته بود؟
  • دم با این اختلاس و حقوق‌های نجومی بالا می‌آورد
  • قاسمی حملات تروریستی در جنوب عراق را محکوم کرد
  • تکراری سلفی جنجالی «لیست امیدی»ها با کیک جشن تولد!
  • علی عسکری: ایران در قله جنگ فرهنگی قرار دارد
  • مناطق آزاد زیرمجموعه وزارت اقتصاد شد
  • ترامپ: ایران روح توافق هسته‌ای را نقض کرده
  • اولین محموله از کمک‌های بشردوستانه ایران برای مسلمانان میانمار
  • شهادت ۳ زائر ایرانی و زخمی شدن ۴ زائر دیگر در حمله تروریستی در عراق
  • ممنوعیت فروش هواپیما به ایران نقض برجام است
  • گفتگوی تلفنی سرلشکر باقری با رئیس ستاد ارتش ترکیه درباره همه‌پرسی استقلال کردستان عراق + جزئیات
  • پاسخ روابط عمومی وزارت امور خارجه به اظهارات پورمختار
  • ماموریت محرمانه سردار هور به دستور محسن رضایی
  • پسر بن لادن آماده رهبری القاعده می شود
  • متن پیام مهم بشار اسد رئیس جمهوری سوریه به رهبر معظم انقلاب
  • کره شمالی: آمریکا و ژاپن را به تلی از خاکستر و تاریکی تبدیل می‌کنیم
  • تور مجازی: میامی
  • با جوان ترین ورزشکار ایران در المپیک آشنا شوید
  • ایران در هر ساعت یک میلیون دلار از صنعت گردشگری درآمد کسب می کند
  • شروع صدور ویزای الکترونیک از امروز
  • تجربیات بی نظیر سفر قبل از سی سالگی
  • پارک ژوراسیک تهران را بشناسید
  • سرکنسول ترکیه:ایران ممنوعیت سفر به ترکیه را برداشته است
  • روزشمار: ۱۲ مرداد؛ درگذشت «مرشد ترابی» از نقال‌های برجسته تئاتر ایران
  • جزیره‌ ایستر کجاست؟
  • خانه ترمه ایران، میزبان دوست‌داران هنر هزار و یک رنگ پارسی
  • راهنمای سفر به کاستاریکا
  • پارک ملی سالوک؛ متنوع‌ ترین زیستگاه شمال شرق ایران
  • با شگفت انگیزترین تونل های جهان آشنا شوید
  • آخر هفته کجا بریم؟ از دریاچه اوان و کلکچال تا روستای فیلبند و دریاچه مارمیشو
  • سفرهای شگفت انگیز در جاده‌ های آمریکای جنوبی
  • اماکن گردشگری در روزهای شهادت تعطیل نمی شوند
  • با ۱۰ روستای پلکانی ایران آشنا شوید
  • آیا واقعا رشد صنعت گردشگری ایران مناسب است
  • روزشمار: ۱۳ مرداد؛ افتتاح فرودگاه بین‌‏ المللی «مهرآباد» در تهران
  • آشنایی با چند مقصد دیدنی در ویتنام
  • آشنایی با محتشم کاشانی، پدر مرثیه سرایی ایران
  • ترس و خشونت در ماجرای جادوگران سِیلِم
  • قلعه لمبسر؛ دژ پر رمز و راز سرزمین الموت
  • آن روی تاریک بازی «پوکمون گو» و مواجه شدن با اجساد و ارواح
  • معنی ضرب المثل فارسی؛ نرود میخ آهنین در سنگ
  • داعش ایتالیا را تهدید کرد؛ تشدید تدابیر امنیتی در ایتالیا
  • ورود هر گردشگر خارجی معادل فروش ۳۰ بشکه نفت سود دارد
  • ساخت یکی از عجیب ترین خطوط راه آهن جهان در اکوادور
  • پارک پلیس تهران را بشناسید
  • برگزاری مخفیانه تورهای ترکیه
  • میناکاری؛ هنر تزیین فلزات با مواد رنگین
  • مونووی؛ شهری که فقط یک نفر جمعیت دارد
  • عکاسباشی سری چهاردهم: طلوع طبیعت تا برگشته
  • چرا نباید به این شهرهای اروپایی سفر کنیم
  • سوغات فرانسه چیست؟
  • سفر به ترکیه همچنان ممنوع است
  • بهترین کشورهای جنوب شرقی آسیا برای سفر
  • مسجد جامع کاشان ، قدیمی ترین بنای تاریخی شهر
  • اطلاعاتی درباره افتتاحیه المپیک ریو
  • بهترین سرسره های آبی طبیعی در آمریکا
  • کلیسای نور، شاعرانه‌ ترین کلیسای جهان
  • معبد آب،‌ رمزآلود و بی نظیر میان نیلوفرهای آبی
  • روستای جواهر ده، جواهری در رامسر
  • نمایش صنایع دستی ایران در شانگهای
  • ضیافت کاشی ها در حرم رضوی