شعر جواهری از منظر تحلیل ساختاری (بررسی موردی دو قصیده دینی شاعر)

صفحه اصلی
مرور
شماره جاری
بر اساس شماره‌های نشریه
بر اساس نویسندگان
بر اساس موضوعات
نمایه نویسندگان
نمایه کلیدواژه ها
اطلاعات نشریه
درباره نشریه
اهداف و چشم انداز
اعضای هیات تحریریه
اصول اخلاقی انتشار مقاله
بانک ها و نمایه نامه ها
پیوندهای مفید
پرسش‌های متداول
فرایند پذیرش مقالات
اخبار و اعلانات
راهنمای نویسندگان
ارسال مقاله
داوران
تماس با ما

ورود به سامانه ▼
ورود به سامانه
ثبت نام در سامانه
ENGLISH
صفحه اصلی فهرست مقالات مشخصات مقاله
ذخیره رکوردها |نسخه قابل چاپ | توصیه به دوستان | ارجاع به این مقاله ارجاع به مقاله
|اشتراک گذاری اشتراک گذاری
ادب عرب
مقالات آماده انتشار
شماره جاری
شماره‌های پیشین نشریه
دوره دوره ۸ (۱۳۹۵)
دوره دوره ۷ (۱۳۹۴)
دوره دوره ۶ (۱۳۹۳)
شماره شماره ۲
پاییز و زمستان ۱۳۹۳، صفحه ۱-۳۴۲
شماره شماره ۱
بهار و تابستان ۱۳۹۳، صفحه ۱-۲۹۳
دوره دوره ۵ (۱۳۹۲)
دوره دوره ۴ (۱۳۹۱)
دوره دوره ۳ (۱۳۹۰)
دوره دوره ۱ (۱۳۸۸)
شعر جواهری از منظر تحلیل ساختاری (بررسی موردی دو قصیده دینی شاعر)
مقاله ۳، دوره ۶، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۳، صفحه ۴۹-۷۰ XML اصل مقاله (۱۲۵۹ K)
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسندگان
نرگس انصاری ۱؛ طیبه سیفی۲
۱استادیار دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) در قزوین
۲استادیار دانشگاه شهید بهشتی
چکیده
امروزه روشن شده است که ادبیات، رویدادی است که در متن زبان جنبه پیدایی به خود می­گیرد؛ چرا که زبان به ادبیات شکل می­دهد و بدان هویت می­بخشد. در واقع زبان یک نظام آوایی، دستوری و واژگانی برای بیان اندیشه و احساس است. با مطرح شدن مکتب صورتگرایی و پس از آن
ساخت­گرایی، ناقدان بر این عقیده شدند که اثر ادبی را بدون هرگونه پیش زمینه‌ای باید نگریست و در نقد و تحلیل متن ادبی، باید تنها به خود اثر پرداخت، نه به حوزه‌های بیرون از قلمرو ادبیات.
بر این اساس، مقاله حاضر ضمن روشن کردن شیوه تحلیل ساختاری- که جزئی از تحلیل زبان­شناسی است -به صورت نظری در آثار منظوم، ‌با پیاده کردن این نظریه علمی بر دو قصیده برجسته شاعر معاصر عراقی محمد مهدی جواهری، به دنبال کشف ساخت مشترک و در نتیجه ویژگی‌های زبانی شاعر است، هرچند رسیدن به ساخت مشترک و ثابت، با تحلیل مجموعه­ای وسیع از آثار، ممکن خواهد بود. برخی از یافته های پژوهش، حاکی از آن است که وزن و بحر در هر دو قصیده با مفهوم و محتوای آنها هماهنگ است، هم حروفی و هم آوایی اندک در این دو قصیده، باعث ضعف موسیقی درونی آن­ها شده است. پس، از یک سو ساختار واژگانی و کلمات محوری در دو قصیده به خوبی در خدمت اندیشه و عاطفه شاعر قرار گرفته و از سوی دیگر، هنجارگریزی و آشنایی­زدایی، موجب برجسته­سازی زبان شعری هر دو قصیده شده است.
کلیدواژه ها
نقد؛ تحلیل ساختاری؛ شعر دینی؛ محمد مهدی جواهری
اصل مقاله
۱- مقدمه
تحلیل زبانی و ساختاری آثار ادبی، در قرن حاضر بر اساس زبان­شناسی ساخت­گرا، کم و بیش مورد توجه معاصران قرار گرفته و ناقدان برای بررسی ویژگی­های زبانی آثار ادبی از امکانات ساختارگرایی در زمینه ادبیات بهره برده­اند؛ چرا که گفته می­شود: «زبان­شناسی، مادر نظریه ادبی ساختارگرایی است.»(اسکولز،۱۳۷۹: ۲۹) ساختارگرایی در آثار ادبی به دنبال آن است تا برای تک تک آثاری که بررسی می­کند نمونه نظامی ادبی را به عنوان مرجع بیرونی به دست دهد. آنچه که در ساختارگرایی حرف اول را می­زند رابطه میان عناصر یک اثر ادبی است، تا جایی که گفته شده: «ساختارگرایی بررسی رابطه­ها است.» (گرین و همکاران، ۱۳۸۵: ۲۷۷) تحلیل ساختاری هنگامی که با یک متن ادبی روبرو شود، برای تحلیل آن، سه مرحله پیش رو دارد: «۱- استخراج اجزای ساختار اثر ۲- برقرار ساختن ارتباط موجود میان این اجزا ۳- نشان دادن دلالتی که در کلیت ساختار اثر هست.»(گلدمن،۱۳۸۲: ۱۰) مقاله حاضر بر آن است تا با بهره گرفتن از این نظریه در تحلیل متون، دو قصیده از قصاید برجسته شاعر عراقی «محمد مهدی جواهری» را به شیوه توصیفی – نقدی، تحلیل ساختاری کرده و زیبایی­ها و ویژگی­های زبانی آن را برای خوانندگان مشخص سازد. اگر چه اشعار این شاعر عراقی بارها مورد توجه نویسندگان عرب و محققان ایرانی قرار گرفته و شعر وی نقد و بررسی شده، اما از یک سو شعر دینیِ او کمتر مورد اهتمام بوده و از سوی دیگر تاکنون تحقیقی که از منظر زبان شناسی – ساختاری- به نقد اشعار وی پرداخته باشد، یافت نشده است. لازم است پیش از ورود به تحلیل تطبیقی بر شعر، مباحث تئوری را در حد گذرا برای خواننده بدست دهیم.
۲- رویکردساختاریدر تحلیلشعر
ساخت­گرایان معتقدند الگوی اصلی متون ادبی، زبان است. اگر چه ساخت­گرایی به دنبال دست یافتن به نظام تقریبا واحد در انواع ادبی است، اما این نظام کلی از تحلیل تک تک آثار و ساخت آنها بدست می‌آید. «هر زبانی را باید به مثابه نظامی در نظر آورد که خود از عناصری صورت بسته است که با یکدیگر روابط دو جانبه دارد، این عناصر و روابط یا واژگانی­اند، یا صرفی و نحوی­اند یا واج شناختی.»(روبینز، ۱۳۸۷: ۴۱۹) بنابراین در تحلیل ساختاری، توصیف عناصر ساختاری در سه سطح: آوایی، واژگانی و نحوی انجام می­شود.
از آنجا که تحلیل ساختاری از منظر زبان­شناسی به تحلیل متون می­پردازد بسیاری از اصول و مبانی آن در این نوع تحلیل نمود می­یابد ‌از جمله برجسته سازی که «از دید ساختارگرایان، هنرآفرینی در قلمرو ادبیات از طریق فرآیند برجسته سازی توجیه
می­گردد.» (صفوی،۱۳۸۳: ۱/۲۱) برجسته­سازی بدین معناست که عناصر بکار گرفته شده در شعر را چنان در کنار هم قرار دهیم که جلب نظر کند. امری که زبان شعری را از زبان عادی متمایز می­کند. شاعر روابطی غیر منتظره میان واژگان برقرار می­کند، استفاده از زبان مجاز و استعاره نیز موجب برجسته­سازی در زبان شعر می­شود. هنجارگریزی و قاعده افزایی و توازن از دیگر مباحث کاربردی در این نقد است.
۳-سطوحتحلیلساختاری
۳-۱- سطحآوایی
در سطح آوایی منتقد به دنبال آن است تا دریابد «شاعر از چه نظام موسیقایی در شعر خود بهره گرفته و این نظام چگونه در خدمت شاعر و القای معنا قرار گرفته است.» (علوی مقدم، ۱۳۸۱: ۱۸۱) چرا که از دیدگاه صاحب نظران، میان وزن و موسیقی شعر و معنای آن تناسب وجود دارد، وزن شعر با توجه به مضمون عاشقانه یا حزن انگیز و… متفاوت خواهد بود.قرطاجنی در مورد برخی از اوزان چنین می­گوید: «در جایی که شاعر به دنبال اظهار حزن است، وزنهای عروضیی مثل مدید و رمل که از نرمی و لطافت برخوردارند،‌ مناسب است». (القرطاجنی،۱۹۶۶: ۲۶۷) بررسی قافیه و ردیف نیز به عنوان عناصر موسیقی کناری در این سطح مورد تحلیل قرار می­گیرد. حروف با توجه به طرز تلفظ آنها دارای ویژگی خاصی بوده و معنای خاصی را القا می­کند. بررسی
هم­حروفی و هم­صدایی واژگان ­که موسیقی درونی شعر را شکل می­دهد، از دیگر مواردی است که در سطح آوایی بدان پرداخته می­شود. چرا که بسامد بالای واج یا همخوانی خاص در یک قطعه شعر، با غرضی خاص و برای انتقال پیام به مخاطب رخ می‌دهد. تکرار واژگانی یا موسیقایی نیز تحت عنوان توازن، مورد بررسی قرار می­گیرد که «به عنوان نتیجه حاصل از قاعده افزایی در کلام، عامل ایجاد نظم به شمار می‌رود.» (صفوی،۱۳۸۳: ۱/۱۵۲) بررسی صنایع لفظی از دیگر مواردی است که در تحلیل آوایی متن بدان پرداخته می­شود.
۳-۲- سطحواژگانی
واژگان در زبان اهمیت خاصی دارند، بخصوص در زبان شعر. «رابرتفراست می­گوید: شعر نوعی اجرا، به وسیله کلمات است، اما باید دانست که واژه­ها به تنهایی فاقد ارزشند، اعتبار آنها در قرار گرفتنشان در یک بافت ساختاری است». ( علی پور، ۱۳۷۸: ۳۰ ) شاعر در انتخاب این واژگان دقت بسیاری می­کند. اهمیت انتخاب واژگان در رساندن و انتقال پیام به مخاطب چنان است کهیاکوبسن اعتقاد دارد: «شیوه انتخاب و کنار هم قرار دادن واژه­ها، تاثیری در ساختار معنایی جمله ندارد؛ بلکه این تأثیر مستقیماًدر ساخت پیام اعمال می­شود و جهت­گیری را به سوی خود پیام سوق می­دهد.» (صفوی،۱۳۸۳: ۱/۳۰ ) واژه­ای که شاعر برای یک ساخت زبانی در شعر خود بر می­گزیند، با دیگر عناصر آن تناسب کامل دارد، از این رو هرگونه تغییر یا جایگزینی باعث مخدوش شدن معنا و پیام شعر خواهد شد؛ چرا که واژه علاوه بر معنای قاموسی« در بردارنده دلالت­های ضمنی، تداعی­ها و حتی معناهای کاملاً شخصی نیز هست.» (اخلاقی، ۱۳۷۷: ۵۲) کاربردهای مجازی و استعاری که نوعی جابه‌جایی در محور جانشینی زبان است، در تحلیل واژگانی مورد بررسی قرار می­گیرد. بررسی واژگان محوری و پر بسامد متن ادبی، باستان­گرایی واژگانی و کشف نوآوری­های شاعر نیز در سطح واژگانی گنجانده
می­شود. توازن که نوعی قاعده افزایی و مربوط به برجسته­سازی زبان
می­شود همچنین در سطح واژگانی مورد بررسی قرار می­گیرد. وجود برخی صناعات بدیعی چون رد الصدر الی العجز، تشابه الاطراف و… نیز در نتیجه­ تکرار واژگانی به وجود می­آیند.
۳-۳- سطحنحوی
«در این سطح پیوند واژه­ها با یکدیگر در محور هم نشینی، نقد و بررسی می‌شود، به ارتباط واژه­ها با یکدیگر در سطح دستوری و نحوی پرداخته می­شود.»(علوی مقدم،۱۳۸۱: ۸۹ ) این ساخت در بسیاری موارد در ساخت موسیقایی شعر نیز موثر است، به همین جهت «در مورد هنجارگریزی نحوی نمی‌توان حکم قاطع داد؛چون شاعر به منظور رعایت وزن، ساخت نحوی مناسب را برمی­گزیند، حتی اگر برخلاف ساخت نحوی زبان هنجار باشد. این هنجارگریزی نحوی، گاه با جابه­جا کردن عناصر شعری صورت می­گیرد که این جابه­جایی نیز برخلاف قواعد دستوری زبان عادی است. دشوارترین هنجارگریزی در قلمرو نحو زبان صورت می­گیرد و از طرفی نیز بیشترین حوزه
نوع­جویی در همین حوزه نحوی است. (شفیعی کدکنی، ۱۳۷۰: ۳۰)
«بررسی ساخت نحوی از شکل­شناسی جمله­ها به لحاظ خبری و انشایی بودن آنها و جایگاه اجزای جمله مانند اسم­ها، فعل­ها، قیدها، ‌و حتّی حروف اضافه و ربط و نظایر آنها آغازمی شود و به بافت شعر می­رسد.» (امامی، ۱۳۸۲: ۳۸) منتقد ساخت­گرا می­کوشد تا نوع جملات، مستقیم یا غیر مستقیم بودن نحو جمله­ها، کوتاه و بلند بودن آنها، باستان گرایی نحوی و توازن نحوی را نیز در تحلیل ساختار متون ادبی، مورد توجه قرار دهد.
۴- نگاهیبهزندگانی و شعر محمدمهدیجواهری
جواهری در سال ۱۹۰۰م در خانواده­ای اصیل و اهل علم و ادب، در نجف متولد شد. خانواده­اش به دلیل کتابی که جدش تألیف کرده بود به نام «جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام» به جواهری معروف شدند. او به عادت زمانه خویش، دانش­های روز را نزد شماری از شیوخ نجف فرا گرفت.(جواهری، ۱۹۸۸: ج۱/ ۱۳؛ جحا،۱۹۹۹: ۲۸۸)
جواهری نویسنده، شاعر و ادیبی خوش فکر و اهل اندیشه بود و از جمله
روزنامه­نگاران مشهور معاصر در جهان عرب به شمار می­آمد، وی آراء و نظرات انتقادی خود را علیه استعمار و استعمارگران و حاکمان فاسد در قالب مقاله در روزنامه­ها منتشر می­کرد. او به دلیل چاپ این مقالات و سرودن اشعار تند و انتقادی، سالهای زیادی از عمرش را در تبعید به سر برد. با وجود این تا زمان مرگش قلم خویش را برای دفاع از آرمانهای خود و مردمش به کار گرفت. به اعتقاد ادبا و ناقدان، جواهری بزرگترین شاعری است که به شیوه سنتی و کلاسیک، زندگی پریشان عراق را از دهه بیست به تصویر کشید و باعث گسترش شعر سیاسی ماندگار در عراق شد. (جحا،۱۹۹۹: ۲۹۳، جیوسی، ۲۰۰۱: ۲۶۴) حاصل این زندگی سراسر اضطراب، دیوان شعری و کتاب دوجلدی «ذکریاتی» است. اما در حوزه شعر دینی، زندگی در محیط مذهبی نجف و پرورش در خانواده­ای شیعی، بر شعر و قلم شاعر تأثیر گذار شد و دو قصیده بسیار شیوا و بلیغ و پرمحتوای «آمنتُبالحسین» و «عاشورا» در پرونده اشعار دینی او رقم ­خورد که بیانگر عشق و ارادت خالصانه جواهری به خاندان عصمت و طهارت است و ایمان واقعی او به آن خاندان را نشان می­دهد. در ادامه به تحلیل ساختاری این دو قصیده عاشورایی جواهری می­پردازیم. قصایدی که با نگاهی حماسی به عاشورا نگریسته و توصیفی شور انگیز از حماسه کربلا را به مخاطب خویش ارائه می­دهند.
۵- تحلیل ساختاریاشعار جواهری
۵-۱-نگاهاجمالیبهمحتوایقصیده «آمنتُ بالحسین»
یکی از شاهکارهای ادبیات عاشورایی در زبان عربی، قصیده «آمنتُ بالحسین» جواهری است که بخش­هایی از آن، به آب زر ، بر روی یکی از درهای حرم امام نگاشته شده است. قصیده جواهری نه شعری رثایی است که شاعر تنها برای برانگیختن احساس حزن مخاطب سروده و در آن به تفصیل از شهادت جان­سوز امام و اصحابش سخن گفته باشد و نه به شیوه وقایع­نگاری به ثبت جزئیّات این تراژدی(و البته حماسه) پرداخته است؛ بلکه با برگزیدن ساختاری فخیم به تعظیم و بزرگداشت امام و نهضت وی می­پردازد. چنان که نمی­توان آن را در زمره اشعار حماسی نیز به شمار آورد. قصیده در سه بخش و ۶۴ بیت سروده شده، بخش نخست بیان کننده عشق و ارادت شاعر به امام و حضور و تأثیر او در دمیدن روح زندگی در میان بشر عصر جدید است. در بخش دوم، شاعر اغلب به بزرگداشت جایگاه امام پرداخته، سخن خود را با بیان جاودانگی امام در طول تاریخ به پایان می­برد. در بخش پایانی نیز شاعر با یادآوری روز عاشورا و مراسم عزای حسین(ع)، با رویکردی جدید و با اعتراض به سیاستمدارانی که عزای عاشورا را در خدمت منافع خود گرفته و آن را به رنگ دلخواه خویش ­آراسته­اند، آنان را مورد نهیب قرار می­دهد. او با کنار زدن حجاب­ها از چهره عاشورا، در صدد نمایاندن چهره واقعی نهضت امام است. نهضتی که حقیقت آن، فراتر از مراسم­های متداول و بیم و اندوه است. کوشش شاعر برای رسیدن به حقیقت، پس از حیرانی و آشفتگی فکری، رسیدن به ایمان واقعی است؛ ایمان به حسین، یافتن برهانی قاطع و روشن که او را به وادی اعتقاد به امام رهنمون می­شود.
زمزمه­ای که از بخش­های مختلف قصیده به گوش می­رسد، و اندیشه واحدی که از آن دریافت می­شود، بیان رابطه امام و شاعر است، رابطه­ای که گاه عشق و محبّت، گاه تعظیم و گاه باور و ایمان شاعر به امام و نهضت اوست. خلاصه دست­مایه­های اندوه در شعر بسیار اندک است: (ابیات،۴،۱۱،۱۲)
۵-۲-تحلیل ساختاری
قصیده در بحر متقارب (فعولن، فعولن، فعولن، فعولن) یعنی همان بحر شاهنامه فردوسی سروده شده است. متقارب از جمله بحوری است که شاعر می­تواند در مواردی که سخن به درازا کشیده می­شود از آن به واسطه سادگی و آسانیش، استفاده کند. قافیه، در ورای جنبه موسیقیایی خود، از طریق هماهنگی کلمات پایانی ابیات در شعر مفهومی به ذهن القا می­کند. مفهوم حرکت و تکاپو و صلابت نهفته در حرف «ع» (عباس،۱۹۹۸: ۲۱۴) که با تعظیم و بزرگداشت امام و نهضت وی در قصیده همسویی دارد.
اما موسیقی درونی حاصل از هم­حروفی و هم­صدایی واژگان در شعر عربی، در این قصیده بسیار اندک به کار رفته است. نمونه این هم­حروفی را می­توان در بیت زیر یافت: وَیاﭐبـنالْبَطِینِبِـلَابِطـنَـهٍ وَیاﭐبـنالْفَتیالـحَاسِرِالأنزَعِ
علاوه بر تجانس واژگان «بطین و بطنه» و تکرار عبارت «یاﭐبن»، بسامد دو صامت «باء» و «نون» از عناصر موسیقایی این بیت به شمار می­آید. البتّه تجانس و توازن، نقش برجسته­ای در این هم­حروفی بر عهده دارد.و یا هم­حروفی واژگان بیت زیر در دو صامت «راء و میم»، افزون بر تأثیر موسیقیایی، حرکت و مسیر روان و آرام و به هم­ پیوسته مردم را نیز در طول زمان تداعی می­کند:
یسِیرُالْـوَرَیبِرِکَابِالزَّما نِمِنْمُسْـتَقِیـمٍ ومِنْأضْلُعِ
(مردم از درست و منحرف، در مرکب زمانه حرکت می­کنند، یعنی همه مردم در قافله زمانه در حرکتند چه آنان که در راه درست قرار دارند و چه آنها که از مسیر حق خارج شده­اند).
حرف میم بر نرمی و به هم­پیوستگی دلالت می­کند(همان،۷۲) و صامت «ر» بر حرکت و تکرار(همان،۸۵). همحروفی در زبان عربی اغلب در قالب صنعت جناس در کلام حاصل می‌شود که در قصیده جواهری نیز در چندین مورد مشهود است:(مُفْزِعْ، مُفْزَع)در بیت ۸،(تَدْجُ، داجیه) در بیت ۲۰،(وَلُوع، مُولِع) در بیت ۴۱،(الْخِداع، المَخدَع) در بیت ۴۵،(أُرع،أَروع) در بیت ۴۷، (طُفت، طوف) در بیت ۱۴.
شاعر واژگانی را به خدمت می­گیرد که اندیشه و مقصودش را به خوبی به مخاطب منتقل می­کند. این آرایش واژگانی به خصوص در بخش­های مختلف با توجّه به رویکرد شاعر به موضوع و با برجسته ساختن کلمات از طریق توازن واژگانی، محوری بودن آن­ها را می­نمایاند. ساختار زبانی شاعر در قصیده و موضوع آن موجب شده تا دو ضمیر «من» و «تو» به صورت­های مختلف، از بیش­ترین بسامد در قصیده برخوردار باشد. اندیشه غالب «تبیین رابطه شاعر و امام» و ساختار خطابی شاعر، هر دو، تکرار ۵۱ باره ضمیر «تو» به صورت (أنت، کَ، تَ و مستتر) و ۲۶ باره ضمیر «من» به اشکال (ی، تُ، أنا و مستتر) را در قصیده به همراه داشته است. برجستگی حضور امام نیز نشان می­دهد. شاعر بیش از آن که متوجّه خود باشد مجذوب امام گردیده است. هویّت شاعر در مقابل محبوب کم­رنگ است.
گاه این توازن واژگانی در راستای مضمون بخش­ها قرار می­گیرد، چنان که شاعر در بخش دوم در بزرگداشت امام، واژه «تعالَیْتَ» را تکرار می­کند(۲۵،۲۶)و در تعظیم نسب و اجداد او چندین بار امام را با عبارت «یاﭐبـن» خطاب می­کند.(۲۷-۲۹) و یا در بخش پایانی در بیان شک و تردید خود نسبت به عاشورا و نهضت امام که آن را حاصل نیرنگ بازی سیاستمدارن می­داند، چندین بار واژه «لعلّ» را به کار می­برد(۳۶، ۳۹، ۴۱) این تکرار کلمات گاه در سطح عبارت­های جزئی ابیات به کار رفته و محوری بودن واژه را در بیت نشان می­دهد. همچون تکرار «شک» در بیت زیر:
وجَازَبِیَالشَکُّفیمامَعَ «الـ

ـجدود»إلیالشکِّفیمامَعی
(شک درباره گذشتگان، مرا به شک نسبت به داشته های خود برد.)
و یا تکرار «خیر» در ابیات زیر:
وخَیربَنی «الأمِّ» مِنْهاشِمٍ
وخَیرَالصِّحَابِبِخَیرِالصُدو

و خَـیرَ بَنی الأب من تُـبَّع
رِ،کـانوُاوِقَـاءَکَ،والأذْرُعِ

(و بهترین فرزندان مادری از قبیله بنی هاشم و فرزندان پدری از قبیله تبع و بهترین اصحابی که با سینه‌ها و بازوان خود سپر تو بودند.)
و یا در ابیات(۳، ۱۰، ۱۱، ۲۸، ۵۷). گاه شیوه تکرار واژگان در ابیات شعری، موجب شکل­گیری برخی صنایع بدیعی در آن می­گردد، هم چون تکرار واژه «أروع» در پایان بیت ۴۷ و آغاز بیت ۴۸ که صنعت تشابه­الاطراف را شکل داده است. از جمله مواردی که موجب انسجام و هماهنگی بیشتر دلالت­های جزئی شاعر گردیده، رعایت تناسب میان واژگان ابیات شعری است:
وَیاغُصْنَهَاشِمِلَمْینْفَتِحْ

بِأزْهَرَمِنْکَوَلَمْیـُفْرِعِ
(ای شاخه درخت هاشم که شکوفاتر از تو باز نشد و شاخ و برگ نگرفت)
تناسب میان(غُصْنَ، لَمْ یَنْفَتِحْ، أزْهَرَ، یُفْرِعِ) که همگی از یک حوزه واژگانی- طبیعت- انتخاب شده است. و یا هماهنگی واژگان(جَدیب= بی­حاصل، مُعْشَوشِبٍ= حاصلخیز، مُمْرِع= بارور) در بیت زیر:
لتُبْدِلَمِنْهُجَدیبَالضَّمِیر

بآخَرَمُعْشَوشِـبٍمُمْرِع
(به سوی این دنیا آمد تا وجدان‌های خشک و بی حاصل را به زمین‌های آباد و حاصل خیز تبدیل کند)
استفاده از تقابل و تضاد کلمات، یکی از شیوه­های آشنایی زدایی در زبان است که جواهری نیز برای برجسته ساختن زبان شعری خود از آن بهره گرفته است؛ از جمله تضاد موجود میان واژگان(نوّر،اظلَمَّ)،(قَوَّم،اعوجَّ) در بیت زیر:
فَنَوَّرْتَمااظْلَمَّمن فِکْرَتِی

وقَوَّمْتَمَااعوَجَّمِنْأضْلُعِی
(پس تو سیاهی‌های فکرم را روشن و کجی‌های وجودم را راست کردی.)
و یا تضاد جوهر و عرض در این بیت:
تَجَمَّعفـی (جَوهرٍ) خالـصٍ

تَنَزَّهَعَنْ (عَرَضِ) الـمـَطمَع
(و پاکی و خلوص چون صفتی جوهری و اصیل در وجودش گرد آمده است و وجودش از وصف عارضی طمع، پاک و به دور است.)
بی­شک استفاده از واژگان متضاد در زبان، ضمن برجسته ساختن آن­ها، در انتقال مفهوم نیز مؤثّر افتاده و هر کدام معنای دیگری را تقویت می­کند.
کاربرد سبک خطاب در ساختار نحوی قصیده، بیش از هر چیز، پیوند نزدیک شاعر به امام را به ذهن تداعی می­کند. استفاده از اسلوب ندا در ابیات مختلف (۷ بار) خود دلیل دیگری است بر این ادعّا که شاعر خود را چنان به امام نزدیک می­بیند که او را منادا قرار می­دهد. حتّی این نزدیکی را در اوتاد و اسباب بحر شعری نیز می­توان یافت؛ چرا که متقارب از قرب و نزدیکی می­آید و به­ واسطه نزدیک بودن اوتاد و اسبابش بدان نام نامیده شده است. آغاز کردن قصیده با جمله­های دعایی – به ویژه استسقاء بر سرزمین حبیب – را باید سبکی عربی در قصیده­سرایی ­دانست. علی رغم حضور این جمله­های انشایی در ساخت نحوی قصیده، اغلب جمله­ها را جمله­های خبری و فعلیّه
تشکیل می­دهد.
زمان جمله­ها، اغلب در گذشته بوده و بسامد بالای افعال ماضی در قصیده (۶۹ فعل) در مقابل افعال مضارع(۲۵فعل)، رنگ تاریخی به شعر بخشیده است. اما جواهری در بیان جاودانگی امام و نجات بشریّت، همسو با مضمون از افعال مضارع استفاده می­کند:
وأنْتَتُسَیِّرُرَکْبَالـخُلُو

دِماتَسْـتـَجِدُّلَهُیَتـْبَع
(و تو کسی هستی که کاروان جاودانگی را به راه انداختی و نیز آنچه را که تو بدان کاروان ملحق می­کنی از این حرکت پیروی می­کند.)
یا تقدیم مفعول بر فعل، معمول بر عامل، قید بر فعل، متعلِّق بر متعلَّق در (ابیات ۱۶-۱۹- ۵) از جمله موارد هنجارگریزی است که جواهری در آنها برخلاف دستور متعارف زبان عربی عمل کرده است:
بأعبقَمِنْنَفَحَاتِالـجِنَا

نِرَوْحاً،ومِنْمِسْکِهَاأضْوَع
(و عطر این مزار از رایحه های دلنشین بهشت و مشک آن، خوش بوتر است.)
«مِنْ مِسْکِهَا» متعلِّق به «أضْوَع» است که چه بسا برای تأکید معنی و برجسته ساختن اهمیت آن در ترکیب جمله، بر آن مقدّم شده است. البته چنانکه گفته شده هنجارگریزی در شعر، اغلب از باب ضرورت وزن شعری صورت می­پذیرد. نمونه دیگر این هنجارگریزی نحوی را می­توان در ابیات،۶، ۷، ۲۴، ۴۳، ۴۶، ۵۵ و ۶۰ یافت.
یکی دیگر از ویژگی­های زبانی، توازن نحوی حاصل از تکرار ساخت­های نحوی است.گاه در این تکرار، عناصر هم­نقش در کنار یکدیگر، ساخت نحوی یکسان را به وجود می­آورند، همچون بیت زیر:
بأنّالإباء،ووحیَالسّمَاء، وفـَیضَالنـُبـوَّهِمِنْمَنْبع
(به اینکه عزت نفس و وحی آسمان و فیض پیامبری از یک منبع است.)
و یا یک ساخت نحوی تنها با تغییر واژگان عیناً تکرار می­گردد، همچون:
فَنَوَّرْتَمااظْلَمَّمنفِکْرَتِی
تَمَثَّلْتُیَوْمَکَفِیخَاطـِرِی

وقَوَّمْتَمَااعوَجَّمِنْأضْلُعِی
وَرَدّدتُصَوتَکَفیمِسْمَعـی

(روز تو را در خاطرم مجسم ساختم و صدایت را در گوشم طنین انداز کردم.)
۵-۳- نگاهیاجمالیبهمحتوایقصیده «عاشورا»
دومین قصیده جواهری «عاشورا» نام دارد که در پنج بخش و۶۸ بیت و در بحر طویل به نظم درآمده است. اندیشه حاکم بر اثر، انتقادی است و نوع نگاه شاعر به مسئله عاشورا بیشتر معرفتی و بینشی است که در بخش سوم و چهارم تا حدی شکل تاریخی و وقایع نگاری به خود می­گیرد؛ البته نه بیان وقایع و حوادث تلخ کربلا؛ بلکه بیان واقعیت­های تاریخی خاندان بنی­امیه و مکر و خدعه و یا به تعبیر شاعر درایت معاویه در غصب خلافت خاندان نبوت و انتقال آن به فرزندش یزید. جواهری کوشیده تا حقایق عاشورا را بی تحریف نمایان ساخته و واقعیت­ها را درباره امام حسین(ع) و خاندان و اصل و نسب او بیان کند و پرده از چهره واقعی یزید و بنی امیه بردارد. از این رو، این قصیده تراژدی و غمنامه­ای در بیان مصائب امام(ع) و واقعه عاشورا نیست. وحدت موضوعی و ارتباط میان ابیات و هماهنگی آنها با تصاویر شعری از ویژگی­های بارز این قصیده است. شاعر در ابتدا نفسی را توصیف می­کند که از پذیرش ذلّت و خواری ابا دارد و مرگ را آسان­تر از صبر در برابر ستم می­بیند. آنگاه با توصیف حرکت کاروان امام (ع) آغاز می­شود. شاعر در این بخش با اشاره به عظمت این حرکت، آن را چنین تبیین می­کند که امام (ع) آگاهانه و با علم به عاقبت خویش و همراهانش پای در این سفر نهاده است. عملی که موجب سرگشتگی شاعر و همگان شده است. سپس شاعر عظمت واقعه عاشورا را بیان کرده است. حادثه­ای که به اعتقاد شاعر، اسلام را به قهقرا کشاند و تاریخ امتی را واژگون کرد که پیش از این بر خود می­بالید. اما در بخش دیگری از قصیده که طولانی­ترین بخش آن است، هدف شاعر افشاگری است. کوشش شاعر در این بخش توصیف زیرکی معاویه در انتقال حکومت به یزید است، او به رقابت میان معاویه با آل زبیر و پیروزی معاویه اشاره می­کند و تا حدی بر آن است تا چهره خوبی از معاویه نشان دهد؛ اما از نظر دینی او را ضعیف و آل زبیر را عصبی و آتشی مزاج توصیف می­کند، در مقابل می­کوشد چهره منفی یزید را در گمراهی و
بی­دینی و میگساری در برابر چشمان خواننده مجسم کند. او این بخش را با بیان احساس تاثر یزید از خبر مرگ امام (ع) و تحسر او به پایان می­برد. در پایان هم به دغدغه اصلی خود که مبارزه با خرافه­پرستی و تحریف زدایی از واقعه عاشوراست، اشاره می­کند و صراحتاً از مردم می­خواهد که در بیان مصائب آن روز، تحریف روا ندارند و برای تغییر و تحریف و دگرگون کردن حقایق آن کوشش نکنند.

۵-۴-تحلیل ساختاری
موسیقی بیرونی حاصل از وزن عروضی و موسیقی کناری حاصل از قافیه، از جمله عناصر آوایی این قصیده به شمار می­آید. موسیقی درونی حاصل از هم حروفی وهم صدایی واژگان در این شعر، به رغم حضور آن، چندان برجسته نمی­نماید. این قصیده بر وزن «فعولنمفاعیلن» و بحر طویل است. بحری که از قوت و استحکام و تفخیمی برخوردار است که مناسب شعر حماسی است و«مناسب­ترینوشایسته­ترینبحربراینظمموضوعاتجدیاستکهاحتیاجبهنفسطولانیدارد»(الطیب، ۲۰۰۳: ۱/۳۶۲-۳۷۰). از این رو قصیده جواهری با این وزن، لحنی حماسی به خود گرفته که بویژه در بخش سوم قصیده به خوبی نمایان است. قافیه «را» در این شعر نیز به عنوان عنصر سنتی موسیقی در شعر، علاوه بر تاثیر موسیقیایی، همگام و همراه با اندیشه شاعر و مفهوم کلی حاکم بر اثر در هر بیت تکرار شده است. حرکت و تکرار که از معانی صامت «ر» است، (عباس،۱۹۹۸: ۸۵) به نوبه خود موجب پویایی و حرکت در قصیده شده، و شکل حماسی قصیده را تقویت می­کند. این صامت ۶۸ بار در قافیه، و۹۳ بار در متن ابیات تکرار شده و نسبت به دیگر صامتها از بسامد نسبتاً بالایی برخوردار است که بر پویایی و حرکت شعر افزوده است. صامت «د» که بر معانی صلابت و سختی دلالت می‌کند، مناسب­ترین حرف برای ادای مفهوم شدت و فعالیت مادی است(همان: ۸۵) و در این قصیده ۷۵ مرتبه تکرار شده است و فضای آهنگین آن با اندیشه انتقادی شاعر کاملاً تناسب دارد. اما از آن جا که حادثه عاشورا همگان را متاثر می­کند، موجب اندوه جواهری نیز شده است، پایان یافتن ابیات قصیده با مصوت «ا» می‌تواند به نوعی تحسر شاعر را تداعی ­کند. از این رو تکرار روی «ا» در کنار تناسب آوایی، با بخشی از مضمون مورد نظر شاعر بویژه در بخش سوم این قصیده، هماهنگ است. از سوی دیگر تکرار ۹۳ بار صامت «ع» مفهوم حرکت و صلابت در آن نهفته (عباس،۱۹۹۸: ۲۱۴) با مفهوم بزرگداشت امام (ع) در بخشی از قصیده همسوست.
توازن آوایی حاصل از تکرار صامت­ها در سطح قصیده نسبتاً قوی است، حرف «ع» ۹۱ بار، «ر» ۹۳ بار و «د» ۷۵ بار در کل قصیده تکرار شده است که این توازن بویژه در بخش چهارم که طولاتی­ترین بخش قصیده است به خوبی نمود پیدا کرده است.
تجانس ناقص میان واژگان نیز بر آهنگ موسیقیایی برخی ابیات می­افزاید. این صنعت در مواردی، موجب نوعی هم­آوایی و توازن ناقص واژگانی در بعضی ابیات شده که از جمله آنهاست: «مَشَیومِشیه» در بیت ۳:
مَشیابنُعَلیمِشیَهَ اللیثمُخدِرا

تحدَّتهفیالغابِالذئابُفأصحَرا
(فرزند علی بسان شیر در بیشه به راه افتاد در حالی که انسانهای گرگ صفت او را به مبارزه طلبیدند، پس او وارد صحنه کارزار شد.)
«تَسامیوسُمُو» بیت۶ :
تَسامیسُمُوَالنجمِیَأبیلِنَفسِه

علیرَغبه الأدنینَأنتَتَحَدَرا
(کسی که بسان ستاره اوج می­گیرد و از فرود و نزول نفس خویش به عادت زمینی­ها ابا دارد.)
همچنین: «طافوطائف» در بیت ۱۱، «تنصّبوانصباب» در بیت ۲۲، «شمرویشمر» در بیت ۳۷، «تَصَبَّروتتصَبّر» در بیت ۳۸، «معوضویعوض» در بیت ۳۹، «غَنتومغنی» در بیت ۵۷، «نشأونشأه» در بیت ۴۹، و «بشیروبشرَّ» در بیت ۵۲.
هم حروفی واژگان قافیه­ساز«أیسرا، مُنکَّرا، فاصحرا،أقفرا،أجدرا،أثمرا،أخضرا،أقدرا،أبصرا …» ؛ «یتحررا،مُشمَرا،تتحدرا،تتکسرا،تطیرا،تمطرا» ضمن ایجاد ریتم موسیقیایی در قصیده و تداعی پیوند میان آنها، نشان از انتخاب دقیق و به جای شاعر در قافیه قرار دادن واژگان مناسب با درون مایه شعر دارد.
در سطح واژگان، تکرار دوباره واژه «تأبی» در بخش اول قصیده با مفهوم کلی این بخش که اثبات عزت نفس و جوانمردی و روحیه ذلت ناپذیری امام حسین (ع) است در کنار واژگان «أنوفا،محمودا،خالدامنالذکر» هماهنگ می‌نماید. که در حقیقت بیانگر ثبوت این صفات در امام(ع) است. استفاده از جمله اسمیه در این بخش در ابیات ذیل:
هیَ النفسُتَأبیأنتَذِلَّوتُقهَرا

تَریالـمَوتَمِنصَبرٍعلیالضَیمأیسرا
(این نفسی است که از خواری ابا دارد و زیر بار ذلت نمی­رود، و مرگ را از صبر در برابر ظلم و ستم آسانتر می­داند.)
وَلکنأنُوفاًأبصَرَالذُلَّفانثَنَی

لأذیالهِعَنأنتُلاثَمُشَمِّرا
(او انسان عزیز النفسی است که با مشاهده ذلّت و خواری آستین همت بالا زده و از سستی و کندی اعراض می­کند. )
تکرار سه باره واژه «هاشمی» در بخش دوم در کنار واژگان «مکه،بیت،القری» با هدف شاعر که تمجید مقام امام(ع) و خاندان او و بیان حقایق درباره آنهاست کاملاً هماهنگ است:
حَداالـمَوتُظَعنَالهاشمیینَنابیاً

بهمعَنمَقَرٍّ هاشـمیٍّمُنَفِّرا
(مرگ، قافله بنی هاشم را به پیش راند، درحالیکه آنها را از اقامتگاهای بنی­هاشم دور و منـزجر می­کرد.)
وَماانتَفَضُواإلاورَکبُابنهاشمٍ

عَنالحَجِّیَومَالحَجِّیُجْلِهِمُ السُری
(از جا برنخاستند مگر آنگاه که شب روی،کاروان بنی­هاشم را در موسم حج، برای انجام فریضه حج به حرکت واداشت. (قافله امام در موسم حج برای قیام حرکت کردند.)
در این بخش از قصیده، وجود واژگان محوریِ «موت،طفالحزین،جَفَّ،أقفَرَ،حُزن،شُوم»، علاوه بر اینکه موجب انسجام واژگانی میان آنها شده، بیانگر اندوه شاعر نیز هست، حزن او از هجرت امام حسین(ع) از مکه و رفتن به کربلا، با وجود اینکه از سرانجام این تصمیم واقف بود. این مسأله نه تنها شاعر را محزون کرده؛ بلکه باعث حیرت سایر مردم نیز شده است. حیرت آنها تا بدان حد است که نمی­دانند خوابند یا بیدار، تردید مردم در خواب و بیداریشان، با ذکر دو واژه متضاد «یقظهوکری» باعث برجستگی معنا شده است:
وساءَلَکُلٌّنَفسَهُعَنذُهولِه

أفی یَقظهٍ قدکانَأم کان فی کَری
(هر شخصی خویش را به سبب غفلت و بی­خبریش زیر سؤال برد و بازخواست کرد که آیا خواب بوده یا بیدار.)
در سطح واژگان به کار رفته در قصیده، همچنین حضور کلمات مربوط به «تأمل و تدبر» قابل توجه است: «الأبصار،تبصرا،بصر،یبصروا،یتدبروا،تفکیر» حضور این واژگان با اندیشه و درون مایه قصیده در بخش سوم، کاملا هماهنگ است و به تدبر و تعمق درباره حادثه کربلا و دوری کردن از خرافات و کهنه پرستی و جهل، دعوت
می­کند و نگاهی واقع­بینانه به این حادثه را تداعی می­کند.
وجود واژگانی چون «معاویه،یزید،زبیریین،عبیدالله،قرده» هم به نوعی به انسجام واژگانی میان آنها انجامیده است و مفهوم مورد نظر شاعر در بخش چهارم – همان گونه که قبلا اشاره شد- در برشمردن اعمال و مفاسد یزید و بنی امیه و افشاگری درباره آنها را تقویت می‌کند.
یکی دیگر از شیوه­های انسجام بخشی به اثر، رعایت تناسب واژگان در مجموع اثر و یا در سطح جزئی­تر آن است، که این دست تناسب واژگان در این قصیده، در سطح ابیات بیش از مجموع اثر به چشم می­خورد. از این رو در این قصیده گاه تناسب میان واژگان به تأکید و تأیید مضمون مورد نظر شاعر کمک می­کند که در بخش چهارم این قصیده در تبیین چهره واقعی یزید و بنی امیه به خوبی مشهود است، مانند واژگان «غَنَّتهُ وقَینَهٌ و مُغَنی» در این بیت:
وغَنَّتهُمِنشِعرِالأُخَیطِلقَینَهٌ وَطارَحَهافیهاالـمُغَنِّی فأبهَرا
(و آواز خوان، شعر اخطلک (اخطل تغلبی مداح امویان) را برای او خواند، و مغنی هم آواز او را تکرار کرد و همگان را مبهوت و خیره کرد.)
که بر فساد و هرزگی یزید تاکید می­کند. و واژگان « خمرومیسر» در این بیت:
نَشأنشأهالـمُستَضَعَفینمُرَجّیاً

مِنَالدَّهرأنیُعطِیهخمراًومیسِراً

(بسان مستضعفان نشو و نما یافت، درحالیکه امید داشت که روزگار به او شراب و قمار عطا کند.)
که تاکیدی بر میگساری یزید است. و واژگان «حکیم،کتاب،مفکر» در این بیت:
ومَامَاتحتیبَیَّنَالـحَزمَلابنِهِ

کتابٌحَویرأساًحَکیماًمُفَکِّرا
(از دنیا نرفت تا اینکه در نامه­ای که حاوی حکمت و دانش و اندیشه بود، دوراندیشی را برای فرزند خویش تبیین کرد، یعنی فرزندش را به دوراندیشی سفارش کرد).
که تاکیدی بر دوراندیشی معاویه است. و واژگان «تحریف،تغییروتحور» در بخش پایانی قصیده که مضمون انتقادی شاعر از تحریف حادثه عاشورا و بیان مصائب آن را تاکید می­کند.گاه برجسته­سازی واژگان در شعر از طریق ترکیب­های متضاد حاصل می­شود که جواهری در این قصیده از این فن بدیعی هم استفاده می­کند؛ از جمله «یقظه و کری» در بیت زیر:
وساءَلَکُلٌّنَفسَهُعَنذُهولِه

أفی یقظهٍقدکانَأم کان فیکَری
و«تسروتجهر» در بیت ۳۱، «یُباعویُشتری» در ابیات ۳۸ و ۵۸، «متقدمومتأخر» در بیت ۵۰، «حُزنوجههوبِشروجهه» در بیت ۵۲، «الامروالنهی» در بیت ۵۵، «یروحویغدو» در بیت ۵۶ در سطح واژگانی، همچنین وجود واژگانی چون «خمرومیسر» در بیت ۴۹:
نَشانَشأهالـمُستَضعفینَمُرَجیا

مِنَالدّهرِأنیُعطیهخَمراومَیسرا
«أبصاروعینوتجهدوأبصر» در بیت ۲۰:
وَغَطّیعلیالأبصارحِقدٌفَلَمتَکُن

لتَجهَدَعینٌأنتَمُدَّوَتُبصرا
(کینه­ای دید­گانشان را پوشاند بگونه­ای که چشمهایشان قادر به دیدن حقیقت نشد.)
و «دهشهوتحیر» در بیت ۲۱، «تولیوأدبر» در بیت ۳۹، «أقلوأنزر» در بیت ۴۲ «و حزم،حکیمومفکر» در بیت ۴۳ در سطح جانشینی قابل توجه است.
در سطح نحوی، غالب ساختار نحوی جمله­های این قصیده بر جمله­های خبری بنا شده و شاعر در موارد اندکی از اسلوب انشائی( شرطی، امری) استفاده کرده است که نشان از آن دارد که شاعر به مسئله تحریف حادثه عاشورا و عدم درک صحیح آن شکی ندارد بلکه با یقین از این امر خبر می­دهد
تعداد افعال ماضی (۹۷) در این شعر از افعال مضارع(۶۶) به نسبت بیشتر است. استفاده از افعال مضارع در معرفی شخصیت امام (ع) «تأبی،تذلَّ،تقهر،تری،تختار،یتحررا،تتحدرا،تتکسرا» نشان از استمرار حیات معنوی امام(ع) تا عصر حاضر دارد. و تکرار چندین باره حرف «قد» در بخش چهارم در معرفی شخصیت معاویه و بنی­امیه و یزید، تحقق موضوع را ثابت می­کند. ساختار متعارف نحوی جمله­ها در بسیاری از ابیات رعایت نشده و شاعر برخلاف قواعد دستور زبان عربی دست به جابجایی ارکان جمله زده است و به نوعی هنجارگریزی ایجاد کرده است که البته در بسیاری از موارد به­واسطه ضرورت وزن صورت گرفته است همانند تقدیم معمول بر عامل در ابیات:
۱- هیالنَفسُتأبیأنتَذِلَّوتُقهَرا تَریالموتَمِنصَبرٍعَلیالضیمأیسَرا
(این نفسی است که از خواری ابا دارد و زیر بار ذلت نمی­رود، و مرگ را از صبر در برابر ستم آسانتر می­داند.)
۱۱- وَطافَبأرجاءالـجَزیرهطائفٌ مِنَالحُزنِیوحیخیفهًوَتَطَیرا
(گروهی در زمین­های ناهموار اطراف این جزیره(عراق) دور زدند، زمین­هایی که خوفناک و شوم و بدیمن بود.)
( و ابیات ۱۲،۱۴،۱۵، ۳۳) تقدیم متمم بر فاعل در ابیات (۹،۲۰):
۳- مَشیابنُعَلیمِشیه اللیثمُخدِرا تَحدَّتهفیالغابِالذئابُفأصحَرا
تقدیم متمم بر مفعول در بیت ۱۸:
وَمَازالَتالأضغانُبابنأمَیَّهٍ تَراجَعَ منهُالقَلبُحتّیتَحَجَّرا
(کینه و دشمنی نسبت به بنی امیه پیوسته در قلب تکرار می‌شد تا اینکه قلب در اثر این کینه همچون سنگ سخت شد.)
تکرار ساخت و آرایش عناصر سازنده نیز در بیت زیر توازن نحوی زیبایی ایجاد کرده که بر موسیقی شعر می­افزاید.
قَدکانَسهلاً عندهأنیقولها

وقدکانسهلاًعندهأنیکَفرا
(برای او ساده بود که آن را بر زبان بیاورد، همان گونه که برای او آسان بود که آن امر پوشیده بماند.)
۶- نتیجه
با بررسی و تحلیل ساختاری دو قصیده دینی جواهری روشن شد که مجموعه­ای از تناسب­ها و توازن­های آوایی و واژگانی و نحوی، ساختار نظام­مندی به هر دو قصیده بخشیده است. در زمینه استفاده از اوزان و بحور عروضی، جواهری گاه به قصیده رنگ حماسی داده و بحر کامل را برمی­گزیند که از قوت و استحکام و تفخیم برخوردار است؛ و گاه روانی سخن در بحر کامل را مناسب اندوه خویش می­داند و این بحر را انتخاب می­کند. در هردو قصیده، قافیه با هماهنگی کلمات پایانی ابیات، با مفهوم و محتوای قصیده هماهنگ است. در سطح آوایی و در بررسی موسیقی درونی، هم­حروفی و هم­صدایی اندک است؛ از اینرو توازن آوایی در هر دو قصیده ضعیف است، و این هم­حروفی در قصیده اولی در قالب صنعت جناس و در قصیده دوم به شکل تجانس ناقص، نمود پیدا کرده است. دلالت ایحائی حروف موجب شده تا برخی از آنها بیش از دیگر صامت­ها و مصوت­ها در این دو قصیده به کار روند، بدین منظور بسامد نسبتا بالای حرف «ع» در هر دو قصیده که معنی صلابت و قاطعیت را القا می­کند سبب شده تا شاعر آنرا مناسب مضمون بزرگداشت امام(ع) و نهضت وی در قصیده اول و مضمون حماسی قصیده دوم قرار دهد.
در سطح واژگانی، ساختار واژگانی و کلمات محوری در دو قصیده هم به خوبی در خدمت اندیشه و عاطفه شاعر قرار گرفته است؛ از این رو تکرار واژگان به شکل ضمیر «تو و من» در قصیده اول به منظور تقویت اندیشه غالب در آن یعنی تبیین رابطه شاعر و امام (ع) است و وجود واژگان «لیث، ذئاب، تأبی، أنوف، سمو و أصید» برای بیان حماسی در قصیده دوم به خوبی در خدمت مضمون است. تکرار یا توازن واژگانی در سطح ابیات در بخشهای مختلف هر دو قصیده با مضمون آنها هماهنگ و همسو است. در این سطح تناسب و تجانس واژگانی هم در آنها همسو با مضمون آن قصاید موجب انسجام و هماهنگی بیشتر دلالت­های جزئی شاعر گردیده است. واژگان «تَعالیت،تأبی، یا ابن، خیر، لعل» در قصیده اول و واژگان «تأبی، هاشمی، طف و حسین» در قصیده دوم، از واژگان محوری است که در پیوندی هماهنگ، حادثه عاشورا در آنها به تصویر کشیده شده است.
از نظر ساختار نحوی، جمله­های خبری پرکاربردترین نوع جمله در هر دو قصیده است و فعل ماضی بر دیگر صیغه­های زمانی برتری دارد که نشان از رویکرد تاریخی آنهاست؛ اما در ابیاتی که روی سخن شاعر با امام(ع) است برای استمرار حیات معنوی او و تداوم جاودانگی امام(ع) و نهضت عاشورا، شاعر از فعل مضارع استفاده می­کند. در هر دو قصیده، جواهری از آشنایی زدایی برای برجسته­سازی زبان شعری خود بهره جسته است که این برجسته­سازی در هردو قصیده بیشتر با استفاده از تقابل و تضاد انجام گرفته است. هنجارگریزی از قواعد دستور زبان هم برای برجسته­سازی در قصیده به خدمت گرفته شده است.
مراجع
منابع
اخلاقی، اکبر، تحلیل ساختاری منطق الطیر عطار، اصفهان: انتشارات نقش خورشید، چاپ اول، ۱۳۷۷.
اسکولز، رابرت، درآمدی بر ساختارگرایی در ادبیات، ترجمه فرزانه طاهری، تهران: انتشارات آگاه، چاپ اول، ۱۳۷۹.
امامی، نصرالله، ساخت گرایی و نقد ساختاری، اهواز: نشر رسش، چاپ اول، ۱۳۸۲.
بلزی، کاترین، عمل نقد، ترجمه عباس مخبر، تهران: نشر قصه، چاپ اول، ۱۳۷۹.
جحا، میشل خلیل، الشعر العربی الحدیث، بیروت، دارالعوده، ط ۱، ۱۹۹۹.
جمعه، حسین، قصیده الرثاء، دمشق: دارالنمیر ودارمعد، ط ۱، ۱۹۹۸.
جواهری، محمد مهدی، ذکریاتی، دمشق، دارالرافدین.،ط ۱، ۱۹۸۸.
ــــــــــــــــ دیوان، بیروت، دارالعوده، ط۳، ۱۹۸۲.
الـجیوسی، سلمی خضراء، الإتجاهاتوالحرکاتفی الشعرالعربیالحدیث، بیروت، مرکز الدراسات العربیه ،۲۰۰۱.
دلخواه، عبد المحمد، زبان شعر معاصر، شیراز: کوشامهر، چاپ اول، ۱۳۷۷.
روبینز، آر. اچ ، تاریخ مختصر زبان­شناسی، ترجمه علی محمد حق شناس، تهران: نشر مرکز،
چاپ هشتم، ۱۳۸۷.
شفیعی کدکنی، محمد رضا، موسیقی شعر ، تهران: انتشارات آگاه، چاپ سوم، ۱۳۷۰.
شمیسا، سیروس، نگاهی تازه به بدیع، تهران : نشر میترا، چاپ دوم، ۱۳۸۶.
صفوی، کوروش، از زبان شناسی به ادبیات (نظم)، تهران: سوره مهر، چاپ سوم، ۱۳۸۳.
الطیب، عبداللطیف، المرشد الی فهم أشعار العرب و صناعتها، القاهره، دارالفکر، ط۳ ، ۲۰۰۳.
عبّاس، حسن، خصائص الحروف العربیه و معانیها، دمشق: اتحاد الکتاب العرب، ۱۹۹۸.
علوی مقدم، مهیار، نظریه های نقد ادبی معاصر صورتگرایی و ساختارگرایی، تهران: سمت،
چاپ دوم، ۱۳۸۱.
علی پور، مصطفی، ساختار زبان شعر امروز، تهران: فردوس، چاپ اول، ۱۳۷۸.
القرطاجنی، حازم، منهاج البلغاء و سراج الأدباء، محمدالحبیب ابن الخوجه (تقدیم)، تونس: دارالکتب الشرقیه، ۱۹۶۶.
القیروانی، الحسن بن رشیق، العمدهفیمحاسن الشعر و آدابه و نقده، تقدیم صلاح الدین الهواری، هدی عوده، الطبعه الأخیره، بیروت: دارو مکتبه الهلال، ۲۰۰۰.
گرین، ویلفرد و دیگران، مبانی نقد ادبی، چاپ چهارم، ترجمه فرزانه طاهری، تهران: نیلوفر، ۱۳۸۵.
گلدمن، لوسین، نقد تکوینی، ترجمه محمد تقی غیاثی، تهران: انتشارات نگاه، چاپ اول، ۱۳۸۲.
آمار
تعداد مشاهده مقاله: ۳,۶۵۴
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: ۱,۲۶۲
صفحه اصلی | واژه نامه اختصاصی | اخبار و اعلانات | اهداف و چشم انداز | نقشه سایت
ابتدای صفحه ابتدای صفحه

Journal Management System. Designed by sinaweb.

تهیه شده توسط تیم تیتز اس اس (titrss)

منبع/resource

Related Posts
  • پرداخت بیمه در دوران سربازی چگونه است؟
  • تجزیه عراق سیاست کشورهای غربی برای ایجاد ناامنی در خاورمیانه است
  • تعداد گالری‌های صنایع دستی افزایش می‌یابد/ ارائه تسهیلات حمایتی
  • کارنامه علمی داوطلبان آزمون سراسری ۹۶ منتشر شد
  • اگر سردار سلیمانی نبود بغداد به وسیله داعش سقوط می کرد
  • مراسم جشن شکوفه ها آغاز شد
  • حمید شاه آبادی معاون صدای رسانه ملی شد
  • انتقاد لاوروف از اظهارات ضد ایرانی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل
  • اهمیت استراتژیک استان «الأنبار» عراق/ پیروزی جدید در راه است
  • کوچ سپرده های بانکی به بازارمسکن تا چندماه آینده/شوک قیمتی نداریم
  • لحن و رفتار ترامپ همه زمینه‌های مثبت را از بین می‌برد
  • مزاحمت‌های پیامکی متوقف نشد/اهمال در اجرای مصوبه شورای فضای مجازی
  • کدام سریال ها در محرم ۹۶ پخش می شوند؟ + تصاویر
  • وزارت اطلاعات سرویس‌های خارجی غیرعلمی را شناسایی می‌کند
  • آمانو در مقام خود ابقا شد
  • کشف تریاک از معده مسافر پرواز زاهدان – مشهد
  • تهدید مضحک ترامپ: از برجام خارج می‌شویم!
  • سیاست برجامی ترامپ؛ از خروجی تخیلی تا شرط و شروط برای ماندن + تصاویر
  • فهرست سخنرانان روز نخست مجمع عمومی سازمان ملل
  • از اولتیماتوم ترامپ به آمانو تا افزایش تنش در شبه جزیره کره
  • قانون شکنی در استقلال از نوع وتوی مصوبات/نخستین مدال جهانی والیبال ایران/جانشین اصلی منصوریان پس از برکناری
  • سه شهر ایران ثبت جهانی شدند
  • مرگ وحشتناک اپراتور بر اثر سقوط جرثقیل + فیلم
  • جنگ آمریکا و ایران تا چه حد محتمل است؟
  • تعداد بیکاران کشور به ۳میلیون و سه هزار نفر رسید
  • بازتاب هشدار رهبر معظم انقلاب به آمریکا درباره هرگونه حرکت اشتباه در قبال برجام
  • خون در خیابان‌های راخین جاری است/ مسلمانان میانمار روزهای سختی در پیش دارند
  • تیلرسون: در صورت کارساز نبودن تلاش‌های دیپلماتیک، اقدام نظامی تنها راه حل مقابله با کره شمالی است!
  • استراتژی جمهوری اسلامی تعامل گسترده با جهان است
  • فرمول ویژه نتانیاهو به ترامپ درباره لغو یا تغییر برجام
  • کاهش اختیارات شهردار تازه کار تهران
  • زنگنه نمی‌تواند پتروشیمی را به مجموعه‌ای ارزآور برای ایران تبدیل کند
  • تخلفات آمریکا در خصوص برجام
  • هیچ‌ مرجعی اجتهاد حسن خمینی را تأیید نکرده بود
  • دیدارهای دوستانه تیم ملی در ورزشگاه امام رضا(ع)
  • «دیرالزور»؛ نقطه ثقل رقابتی پیچیده در سوریه
  • برخی حرف‌های روحانی، صرفا برای رأی بود
  • واکنش سینماگر ایرانی به فاجعه کشتار مسلمانان در میانمار
  • تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران نشان‌دهنده زوال و نابودی قدرت این کشور است
  • «جلال طالبانی» درباره «مسعود بارزانی» چه گفته بود؟
  • دم با این اختلاس و حقوق‌های نجومی بالا می‌آورد
  • قاسمی حملات تروریستی در جنوب عراق را محکوم کرد
  • تکراری سلفی جنجالی «لیست امیدی»ها با کیک جشن تولد!
  • علی عسکری: ایران در قله جنگ فرهنگی قرار دارد
  • مناطق آزاد زیرمجموعه وزارت اقتصاد شد
  • ترامپ: ایران روح توافق هسته‌ای را نقض کرده
  • اولین محموله از کمک‌های بشردوستانه ایران برای مسلمانان میانمار
  • شهادت ۳ زائر ایرانی و زخمی شدن ۴ زائر دیگر در حمله تروریستی در عراق
  • ممنوعیت فروش هواپیما به ایران نقض برجام است
  • گفتگوی تلفنی سرلشکر باقری با رئیس ستاد ارتش ترکیه درباره همه‌پرسی استقلال کردستان عراق + جزئیات
  • پاسخ روابط عمومی وزارت امور خارجه به اظهارات پورمختار
  • ماموریت محرمانه سردار هور به دستور محسن رضایی
  • پسر بن لادن آماده رهبری القاعده می شود
  • متن پیام مهم بشار اسد رئیس جمهوری سوریه به رهبر معظم انقلاب
  • کره شمالی: آمریکا و ژاپن را به تلی از خاکستر و تاریکی تبدیل می‌کنیم
  • تور مجازی: میامی
  • با جوان ترین ورزشکار ایران در المپیک آشنا شوید
  • ایران در هر ساعت یک میلیون دلار از صنعت گردشگری درآمد کسب می کند
  • شروع صدور ویزای الکترونیک از امروز
  • تجربیات بی نظیر سفر قبل از سی سالگی
  • پارک ژوراسیک تهران را بشناسید
  • سرکنسول ترکیه:ایران ممنوعیت سفر به ترکیه را برداشته است
  • روزشمار: ۱۲ مرداد؛ درگذشت «مرشد ترابی» از نقال‌های برجسته تئاتر ایران
  • جزیره‌ ایستر کجاست؟
  • خانه ترمه ایران، میزبان دوست‌داران هنر هزار و یک رنگ پارسی
  • راهنمای سفر به کاستاریکا
  • پارک ملی سالوک؛ متنوع‌ ترین زیستگاه شمال شرق ایران
  • با شگفت انگیزترین تونل های جهان آشنا شوید
  • آخر هفته کجا بریم؟ از دریاچه اوان و کلکچال تا روستای فیلبند و دریاچه مارمیشو
  • سفرهای شگفت انگیز در جاده‌ های آمریکای جنوبی
  • اماکن گردشگری در روزهای شهادت تعطیل نمی شوند
  • با ۱۰ روستای پلکانی ایران آشنا شوید
  • آیا واقعا رشد صنعت گردشگری ایران مناسب است
  • روزشمار: ۱۳ مرداد؛ افتتاح فرودگاه بین‌‏ المللی «مهرآباد» در تهران
  • آشنایی با چند مقصد دیدنی در ویتنام
  • آشنایی با محتشم کاشانی، پدر مرثیه سرایی ایران
  • ترس و خشونت در ماجرای جادوگران سِیلِم
  • قلعه لمبسر؛ دژ پر رمز و راز سرزمین الموت
  • آن روی تاریک بازی «پوکمون گو» و مواجه شدن با اجساد و ارواح
  • معنی ضرب المثل فارسی؛ نرود میخ آهنین در سنگ
  • داعش ایتالیا را تهدید کرد؛ تشدید تدابیر امنیتی در ایتالیا
  • ورود هر گردشگر خارجی معادل فروش ۳۰ بشکه نفت سود دارد
  • ساخت یکی از عجیب ترین خطوط راه آهن جهان در اکوادور
  • پارک پلیس تهران را بشناسید
  • برگزاری مخفیانه تورهای ترکیه
  • میناکاری؛ هنر تزیین فلزات با مواد رنگین
  • مونووی؛ شهری که فقط یک نفر جمعیت دارد
  • عکاسباشی سری چهاردهم: طلوع طبیعت تا برگشته
  • چرا نباید به این شهرهای اروپایی سفر کنیم
  • سوغات فرانسه چیست؟
  • سفر به ترکیه همچنان ممنوع است
  • بهترین کشورهای جنوب شرقی آسیا برای سفر
  • مسجد جامع کاشان ، قدیمی ترین بنای تاریخی شهر
  • اطلاعاتی درباره افتتاحیه المپیک ریو
  • بهترین سرسره های آبی طبیعی در آمریکا
  • کلیسای نور، شاعرانه‌ ترین کلیسای جهان
  • معبد آب،‌ رمزآلود و بی نظیر میان نیلوفرهای آبی
  • روستای جواهر ده، جواهری در رامسر
  • نمایش صنایع دستی ایران در شانگهای
  • ضیافت کاشی ها در حرم رضوی