مضامین تعهد ادبی در اشعار فاروق جُوَیده

صفحه اصلی
مرور
شماره جاری
بر اساس شماره‌های نشریه
بر اساس نویسندگان
بر اساس موضوعات
نمایه نویسندگان
نمایه کلیدواژه ها
اطلاعات نشریه
درباره نشریه
اهداف و چشم انداز
اعضای هیات تحریریه
اصول اخلاقی انتشار مقاله
بانک ها و نمایه نامه ها
پیوندهای مفید
پرسش‌های متداول
فرایند پذیرش مقالات
اخبار و اعلانات
راهنمای نویسندگان
ارسال مقاله
داوران
تماس با ما

ورود به سامانه ▼
ورود به سامانه
ثبت نام در سامانه
ENGLISH
صفحه اصلی فهرست مقالات مشخصات مقاله
ذخیره رکوردها |نسخه قابل چاپ | توصیه به دوستان | ارجاع به این مقاله ارجاع به مقاله
|اشتراک گذاری اشتراک گذاری
ادب عرب
مقالات آماده انتشار
شماره جاری
شماره‌های پیشین نشریه
دوره دوره ۸ (۱۳۹۵)
دوره دوره ۷ (۱۳۹۴)
دوره دوره ۶ (۱۳۹۳)
شماره شماره ۲
پاییز و زمستان ۱۳۹۳، صفحه ۱-۳۴۲
شماره شماره ۱
بهار و تابستان ۱۳۹۳، صفحه ۱-۲۹۳
دوره دوره ۵ (۱۳۹۲)
دوره دوره ۴ (۱۳۹۱)
دوره دوره ۳ (۱۳۹۰)
دوره دوره ۱ (۱۳۸۸)
مضامین تعهد ادبی در اشعار فاروق جُوَیده
مقاله ۱۰، دوره ۶، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۳، صفحه ۲۰۱-۲۲۲ XML اصل مقاله (۱۱۷۴ K)
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسندگان
مرتضی قائمی۱؛ فرامرز میرزایی۲؛ مجید صمدی ۳
۱دانشیار دانشگاه بوعلی سینا
۲استاد دانشگاه بوعلی سینا
۳دانش آموخته دکتری در رشته زبان و ادبیات عربی
چکیده
تعهد ادبی مفهومی وارداتی از نقد ادبی غرب است که در دهه­های گذشته در میان ادبا و ناقدان عرب جایگاهی درخور یافت، چرا که شرایط نابسامان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دنیای عرب و حاکمیت استبداد و استعمار، شاعران و نویسندگان را واداشت که با قیام ملت­های ستم­دیده همنوا گردند. فاروق جویده، شاعر مصری، از آن دسته شاعرانی است که با شگردهای شعری، از نبود آزادی، بی­عدالتی، فقر و محرومیت سخن گفته و مخاطبانِ شعرش را تحریک می­کند تا با سرافرازی و احساسات انسانی در برابر ظلم و استبداد ایستادگی کنند و تخت دیکتاتوران تحت سلطه را به لرزه درآورند. وی همواره در صف شاعران مبارز قرار دارد و منادی اتحاد کشورهای همزبان و همکیش خود است و با سحر قلم و جادوی خیال، شعر و سیاست را به هم آمیخته و در مسیر آزادی و مبارزه با استبداد گام برمی­دارد. مضامین تعهد ادبی­ شاعر، دارای گرایش­های عربی ـ اسلامی و وطن­دوستانه است و به دور از هر نوع شعارزدگی، خوانندگانش را شیفته می­کند. هدف این مقاله، تحلیل جنبه­ها و مضامین تعهد ادبی فاروق جویده در حوزه­های سیاسی، اقتصادی، قومی و دینی است.
کلیدواژه ها
تعهد ادبی؛ وطن؛ فاروق جویده
اصل مقاله
۱ـ مقدمه
تعهد ادبی که معادل انگلیسی آن «Literary Commitment» و معادل عربی آن «الالتزام» است، (بعلبکی، ۱۹۹۵: ۱۵۷) عبارت است از مشغولیت ذهن ادیب یا هنرمند به امور مردم، جامعه یا حزب و اتخاذ موضع­گیری­هایی در برابر قضایای سیاسی و دینی، (براده، ۲۰۰۱: ۳۲) در این شاخه از ادبیات، ادیب یا هنرمند به واسطه احساس تعهد در برابر مسائل انسانی و رسالتی که از این رهگذر حاصل می­شود، قصد دارد، اندیشه­ای نوین تولید کند یا از باوری خاص دفاع نماید و یا آن را ترویج دهد. (مکاریک، ۱۳۸۵: ۲۳) در نتیجه می­توان گفت تعهد ادبی یعنی این که ادیب هنر خود را ابزاری برای خدمت به یک اندیشه انسانی معین و دیدگاه مشخص او نسبت به زندگی و تحمل مسؤولیت­های آن قرار دهد. (مندور، د.ت: ۱۲۴)
تعهد در ادبیات کهن عرب، در دوره جاهلی، به شکل وابستگی به قبیله، (شائب، ۱۹۷۶: ۵) در صدر اسلام با رنگ و بوی اسلامی، (نک: ضیف، ۱۹۹۶: ۲/ ۳۰ـ۳۳) در دوره اموی به شکل درگیری­های احزاب سیاسی؛ مانند: علویان، امویان، خوارج و زبیریان، بر سر امامت و حکومت (أبو حاقه، ۱۹۷۹: ۷۱) و در دوره عباسی، در جریان­های ادبی، نمود یافت. در دوره معاصر، هم، عواملی مانند: بیداری اسلامی، توجه به شکوه ازدست­رفته، (منصوری، ۲۰۰۰: ۱۲۰) ورود اندیشه­های غربی، خودآگاهی ناشی از ارتباط ادبا با مشکلات زندگی (إسماعیل، ۱۹۶۷: ۳۷۴) و احساس ستمِ ناشی از استعمار و استبداد؛
تعهد ادبی را گسترش داد.
ناقدان ادبی، شاعران متعهدی را که به مضامین تعهد ادبی پایبند بودند، ستوده­اند. یکی از این شاعران که در چند دهه گذشته با شعر متعهد خود، ناقدان ادب عربی را شیفته کرد، «فاروق جویده»، شاعر مصری است که در شعرش مضامینی مانند: همبستگی، آزادی، دشمنی با استبداد و استعمار، اهتمام به ارزش­های اسلامی و … موج می­زند و همیشه صدای رسای ملتی است که استبداد و خودکامگی، جانش را به لب آورده است.

۱ـ۱ـ سوالات تحقیق
۱ـ فاروق جویده در تعهد ادبی خود، چه گرایش­هایی دارد؟
۲ـ مهمترین مسائلی که فاروق جویده در شعر خود نسبت به آن­ها متعهد بوده، چیست؟
۱ـ۲ـ ضرورت تحقیق
جایگاه ادبی فاروق جویده در سال­های اخیر و همنوایی او با جوانان انقلابی مصر و تأثیرش بر جریان­های اعتراضی و انقلابی کشورهای عربی موسوم به بیداری اسلامی و بهار عربی و نیز مبارزه آشکارش با رژیم صهیونیستی و فریادهای آزادی­خواهی و تلاش­های ادبیش در زمینه استقلال و اتحاد اعراب و مسلمانان، مستلزم یک تحقیق کامل بوده و تقویت روحیه استبدادستیزی جوانان در برابر جور و بیداد داخلی و خارجی که می­تواند قدمی در راه براندازی حکومت­های مستبد جهان باشد، بر اهمیت این پژوهش می­افزاید. اشعار متعهد او چنان قوی است که می­تواند توجه جهانیان را به مسأله عدم آزادی و فقر و مشکلات مردمی در برخی کشورهای عربی برانگیزاند.
۱ـ۳ـ فرضیات تحقیق
۱ـ تعهد فاروق جویده نسبت به امور سیاسی و دینی جامعه، دارای گرایش­های عربی ـ اسلامی و میهن­پرستانه است.
۲ـ موضوعات مورد تاکید شاعر در راستای تعهد ادبی عبارتند از: آزادی­خواهی و مبارزه­طلبی، استبدادستیزی، فقرزدایی، اتحاد عرب زیر سایه اسلام و قضیه فلسطین.
۱ـ۴ـ پیشینه تحقیق
تا کنون در زمینه تعهد ادبی و میزان مشارکت شاعران در این حوزه و نیز درباره شعر فاروق جویده، چندین کتاب و رساله نوشته شده است که از مهمترین آنها می­توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱ـ پایان­نامه «الالتزام فی الشعر الفلسطینی الـمعاصر» اثر جواد اسماعیل عبدالله الهشیم: نگارنده قضایای فلسطین، دعوت شاعران به مقاومت در برابر اشغال و میزان تعهدشان را نقد و بررسی کرده است. ۲ـ پایان­نامه و کتاب «الالتزام فی شعر محمد مهدی الجواهری» اثر علی اکبر مرادیان: نویسنده به میزان و ضرورت دفاع از حقوق مردم و سایر مسائل سیاسی و اجتماعی در اشعار جواهری نظر داشته و به بررسی و تحلیل آن­ها همت گماشته است. ۳- مقاله «الحب والوطن فی شعر فاروق جویده» اثر ابراهیم خلیل ابراهیم: نگارنده بیشتر، وطن سرایی‌های شاعر را بررسی و تحلیل محتوایی کرده است. ۴- مقاله «فاروق جویده رمانتیک واقع­گرا» اثر علی نظری و سمیه اونق: نویسندگان اشعار جویده را از منظر دو مکتب رمانتیسم و رئالیسم مورد ارزیابی قرار داده­اند. ۵ ـ پایان­نامه «گفتمان طنز در اشعار انقلابی شاعران بحرین و مصر» اثر زهرا کوچکی­نیت: پژوهشگر نحوه به­کارگیری طنز را در شعر انقلابی شاعران مصر و بحرین بررسی نموده و به تحلیل طنز موجود در دو مورد از قصاید فاروق جویده پرداخته است. ۶- پایان­نامه «تعهد ادبی و عناصر هویت­ساز در اشعار فاروق جویده» اثر مجید صمدی: پژوهشگر تعهد شاعر را به امور سیاسی، اجتماعی، ملی­ـ­هویتی و دینی بررسی کرده و در کنار تحلیل محتوایی، به بررسی و تحلیل زیبایی­شناسی اشعار نیز پرداخته است.
۲ـ زندگانی شاعر
فاروق جویده در دهم فوریه سال ۱۹۴۶ در کفرشیخ مصر دیده به جهان گشود و بعد از اتمام دوران تحصیل خود در مدرسه، تحصیلات آکادمیک خود را در رشته
روزنامه­نگاری آغاز کرد. وی در سال ۱۹۶۸ فارغ­التحصیل شده و از همان سال به عنوان عضو هیأت تحریریه بخش اقتصادی روزنامه «الأهرام» وارد عرصه روزنامه­نگاری گردید و پس از آن نیز به عنوان عضو، در اتحادیه روزنامه­نگاران، مجمع نویسندگان، کارگروه شعر در مجمع عالی فرهنگ، حضور داشته و در بسیاری از فستیوال­های شعری بین­المللی، نقشی فعال ایفا نموده و کنفرانس­های زیادی در دانشگاه­های مختلف کشورهای عربی ارائه نموده است، و هم­اکنون رئیس بخش فرهنگی روزنامه «الأهرام» مصر است. (نک: ویکی­پدیا / فاروق جویده) او یکی از ۱۵ شاعری است که سازمان یونسکو آنان را در سال ۲۰۰۱ به عنوان اعضای موسسه آکادمی بین­المللی شعر، مستقر در شهر ورونای ایتالیا، انتخاب نمود. اسلوب شعری فاروق جویده روان و سلیس بوده و به گونه­ای است که کلماتش برای گروه­های مختلف جامعه قابل درک است. عشق و وطن در بیشتر اشعار او خودنمایی می­کند و هر گاه از وطن سخن می­گوید، الفاظ متین و روح انقلابی شاعر بیش از هر چیز دیگری در معرض نمایش است. جویده همیشه و در همه حال در اندیشه آزادی مردم از قید و بندهای مختلف چه به صورت استبداد داخلی و چه به صورت استثمار و استعمار خارجی بوده است، او برای رسیدن به این مهم، همواره زبان و قلم خود را در خدمت آزادی خواهی و مبارزه­ با استبداد قرار داده است. می­توان گفت شاعر، خصوصاً اشعار دوران پختگی خود را به آزادی، مبارزه با جبر و استبداد، مبارزه با فقر اقتصادی مصر، قیام علیه حاکمان جور، استقلال فلسطین و اتحاد اعراب و مسلمانان اختصاص داده است. از میان آثار شعری فاروق می­توان به «آخر لیالی الحلم»، «دائماً أنت بقلبی»، «شیء سیبقی بیننا»، «لأنی أحبک»، «کانت لنا .. أوطان»، «لن أبیع العمر»، «ویبقى الحب»، «وللأشواق عوده»، «زمان القهر .. علمنی»، «أعاتب فیک عمری» و … اشاره نمود که برخی از آن­ها به زبان­های انگلیسی، فرانسوی و … ترجمه گردیده است. (نک: جویده، ۲۰۱۰: www.goweda.com)
۳ـ تعهد ادبی فاروق جویده
سه جریانِ فراگیرِ اسلامی، متوسطِ ملی و تنگ­ترِ میهنی را باید اساسی­ترین جریان­های ادبیات متعهد امروز دنیای عرب دانست. اولی، از زمان سید جمال الدین اسدآبادی و شاگردش محمد عبده در قالب بیداری عربی ـ اسلامی شکل گرفت و هنوز هم در حوزه ادبیات، فعال است و هدفش توانمندسازی مسلمانان در برابر خطرات بیگانگان بود. (أبو حاقه، ۱۹۷۹: ۱۰۶) دومین جریان، هدفش احیای تمدن عربی و میراث زبانی آن بود و از تمدن جدید اروپا به ­عنوان نمونه برتر، پیروی می­کرد (همان: ۱۷۶) و سومین جریان ادبی، اساسش عشق هر عرب به میهن و کشورش بود، (همان: ۱۳۶ـ۱۳۷) تا شاید آن را از بند استعمار و استبداد برهاند؛ البته این سه گرایش، با هم در تعامل بوده­اند و جداسازی آن­ها از یکدیگر در شعر بسیاری از شاعران معاصر عرب امکان­پذیر نیست.
فاروق جویده در بیان مضامین شعری خود از هر سه جریان، تاثیر پذیرفته است، اگرچه به سبب فضایی که در آن قرار گرفته است، دو جریان اول و سوم بیشتر در شعرش نمود دارد و درد و رنج مردم کشورش بیشتر وی را می­آزارد.
۳ـ۱ـ مضامین تعهد ادبی در اشعار فاروق جویده
از آن­جایی که عشق به میهن، تنها از احساسات وطن­دوستی فاروق جویده نشأت نگرفته و تمامی وطن سرایی‌های او در راستای انقلاب، بیداری و مقاومت است می­توان گفت که وی دنباله­رو مبارزانی چون سید جمال­الدین اسدآبادی و محمد عبده است؛ زیرا سید جمال­الدین اسدآبادی در اواخر قرن نوزدهم با فعالیت­های فکری، سیاسی و اجتماعی خود، توانست گروهی از ادیبان و روشنفکران را دور هم جمع کند و با اصلاح دینی، بیداری اسلامی و آگاهی جمعی و نوشتن مقالات سیاسی، به زبان ساده و کم­آرایه و دعوت به نگارش بی­ تعقید و تقلید و قرار دادن آن در مسیر خدمت به اندیشه، زمینه تحول عمیق ادبی را فراهم سازد، (میرزایی و طاهری نیا، ۲۰۰۴: ۶۵) به طوری که عمر الدسوقی معتقد است: سید جمال الدین به مثابه روحی است که در شرق اسلامی دمید و منجر به بیداری قومی و فکری در ادبیات عصر جدید شد. (الدسوقی، ۱۹۷۳: ۱/۳۲۷) تأثیر اندیشه­های سید جمال­الدین در نسل­های بعدی هم ماندگار شد و نوگرایانی مانند فاروق جویده نیز از جریان ادبیی که این مصلح اجتماعی راه انداخت، تاثیر پذیرفتند. جویده که از روزنامه­نگاران سرشناس حال حاضر مصر به شمار می­رود، همچون اسدآبادی مقالات متعددی را در روزنامه­ها و خبرگزاری­های مصری منتشر می­کند، همچنان که سید جمال­الدین در نشریاتی چون «التجاره» و «العروه الوثقی»، مطلب می­نوشت و آتش بیداری را در دل­ها شعله­ور می­کرد، (ضیف، ۱۹۶۱: ۲۲۶) جویده نیز مقالات سیاسی زیادی را تحت عنوان «هوامش حره» در سایت اختصاصی خود و نیز روزنامه«الأهرام» به رشته تحریر کشیده و سعی در بیداری و آگاهی ملت عرب دارد.
سید جمال الدین که دردهای جامعه را در محورهایی چون استبداد حاکم،
بی­خبری توده مسلمان و جدایی و تفرقه میان مسلمانان می­دانست، (باغچه­وان، ۱۳۸۳: ۲۲۹) اینک، شاعری چون فاروق جویده با سرلوحه قرار دادن اصول مذکور، شعرسرایی می­کند، بگونه­ای که مهمترین مضامین تعهد ادبیش را در راستای مبارزه و قیام علیه حاکمان جور و استبداد، یکپارچگی اعراب و مسلمانان و ستیز با فقر و محرومیت قرار می­دهد، از این رو می­توان تعهد ادبی در اشعار جویده را در مضامین سیاسی، اقتصادی، قومی و دینی و در راه رسیدن به اهدافی چون «آزادی­خواهی و قیام علیه جبر حاکم»، «فقرستیزی و مبارزه با فساد والیان حکومتی»، «آزادی فلسطین» و «دعوت به اتحاد عرب زیر لوای اسلام» بررسی کرد:
۳ـ۱ـ۱ـ مضامین سیاسی
مضامین و موضوعات مربوط به امور سیاسی، بیشترین سهم را در تعهد ادبی فاروق جویده دارند، چرا که اصلی­ترین چالش شعر جویده مبارزه با حکومت استبدادمنش این کشور در چند دهه گذشته است و حتی می­توان گفت که سایر مضمون­های تعهد در شعر جویده، همچون امور مربوط به اقتصاد، به نوعی ملهم از سیاستند. در اشعار سیاسی شاعر، آنچه نمود و ظهور بارزی دارد، مخالفت علنی و آشکار با حکومت حسنی مبارک و فریادهای آزادی­خواهی او است.
۳ـ۱ـ۱ـ۱ـ آزادی­خواهی و قیام علیه جبر حاکم
جویده شاعری است که لحظه­ای از روشنگری مردم مصر و افشاگری استبداد دستگاه خودکامه حسنی مبارک دریغ نکرده و از وضعیت نابسامان کشور در دوران حاکمیت مبارک و قبل از آن سخن گفته و درد و رنج مردم را در قصاید متعدد به تصویر کشیده است. او در قصیده «أحزان مصر» کشورش را چون جسمی ضعیف می­داند که استبداد حاکم، زیبایی و رونقش را تصرف کرده و دیگر خبری از زیبایی­های بهارگونه آن باقی نمانده است، با اندکی تأمل در مضمون ابیات زیر می­توان به این نتیجه رسید که شاعر در سرودن این قصیده، گرایش میهن­پرستانه منطقه­ای دارد و از به تاراج رفتن سرزمین مادری و فاصله گرفتن کشورش از شکوفایی قدیمش سخت اندوهگین است:
رأیتک یا مصر جسما نحیلا / فأین الجمال وأین البهاء؟ / وأین ثیابک عند الربیع / وأین عبیرک ملء الفضاء؟ / سلبناک کل الذی تملکین / إذا صارت الأرض للأشقیاء / سیبقى جمالک رغم الخریف / ورغم الریاح ورغم الشتاء ۱ (جویده، ۲۰۰۰: ۱۲۱)
علاقه و گرایش جویده به اقلیم و وطن خویش در بسیاری از قصایدش آشکار است، برای نمونه او در قصیده «أین وجه بلادی» از شکوه و عزت از دست­ رفته مصر سخن می­گوید و از تفرقه و بردگیی می­سراید که حاکمان جلاد صفت، هم­میهنانش را گرفتار آن نموده­اند؛ چیدمان الفاظِ پر از خشم این قصیده، طوری است که از اندوه چندین ساله شاعر در برابر استبداد سایه­افکنده بر کشورش، خبر می­دهد:
کم عشتُ أسأل: أین وجه بلادی/ أین النخیل وأیندفء الوادی/ لاشیء یبدو فی السَّماءِ أمـامنا/ غیرُالظلام وصوره الجلاد/هَذِی بلادٌتاجرتفی عرضها/ وتفرَّقت شیعا بکلّمزادِ /لمیبق فیها غیر صبح کاذب/ وصراخ أرض ٍفی لظیاستعبادِ ۲ (جویده، ۲۰۰۹: www.montadaalhilal.com)
در مصراع­های بعدی قصیده، شاعر اندوهگینانه و از سرِ درد، خشم خود را با بیان «فرار واژه­ها از دهانش» نشان می­دهد:
وَصرخت .. والکلمات تهربُ من فمِی / هذِیبلادٌ .. لم تعد کبلادِی۳ (همان)
جویده که یکی از منتقدان سرسخت حکومت حسنی مبارک است و در قصاید متعددی استبداد و جبر موجود در حاکمیت سی ساله او را به باد انتقاد گرفته و فریادهای کوبنده­اش را در قالب شعر بر سر او کشیده است، در اواخر دوران حکومت حسنی مبارک، با قصیده­ای تند، تحت عنوان «ارحل»، از او می­خواهد دست از استبداد و خودکامگی برداشته و حکومت را رها کند. قطعاً عنوان قصیده، برگرفته از شعارها و پلاکاردهای مصریانی است که فریاد «ارحل ارحل» سر داده و فرو ریزی نظام مبارک را می­خواستند. او در این قصیده، همنوا و همصدا با مردم مخالف رژیم، شعار می­دهد، فریاد می­زند و با انتشار این قصیده در سایت­های اینترنتی، همراهی­خود را با مخالفان حکومت علنی می­سازد:
ارحل کزین العابدین وما نراه أضلّ منک / ارحل وحزبک فی یدیک / ارحل فمصر بشعبها وربوعها تدعو علیک / ارحل فإنی ما أرى فی الوطن فردا واحدا یهفو إلیک / لا تنتظر طفلا یتیما بابتسامته البریئه أن یقبّل وجنتیک / ارحل وعارک أی عار / مهما اعتذرتَ أمامَ شعبکَ لن یفید الاعتذار / ولمن یکون الاعتذار؟ / لعیون طفلٍ / مات فی عینیه ضوءُ الصبحِ / لدموعِ أمٍّ لم تزل تبکی وحیدا / لا شیء یبکی فی رحیلک ۴ (جویده، ۲۰۰۹: www.abc4.ahlamontada.net)
جویده برای قصیده معروف بعدی خود، همانند قصیده قبلی، یک عنوان جنجالی انتخاب می­کند، یعنی قصیده معروف «اغضب». عنوان قصیده نشان­دهنده غضب شاعر است که در دل دارد و اینک برای فرو ریزی نظام حاکم، آن را با جوهر قلم وقریحه شعری خود، بر صفحه روزگار می­نگارد. این قصیده صرفاً دعوت مردم برای خشم نیست؛ بلکه در ورای خود تلاشی است بی­امان و تحریک­کننده، برای قیام علیه جور و استبداد و نیز دعوتی است برای یک انقلاب بنیادین، او در این قصیده، به طور مکرر فریاد «اغضب» سر می­دهد، افراد غافل را از خواب بیدار می­کند:
اغضب / فإن الله لم یخلق شعوباً تستکین / اغضب / فإن الأرض تـُحنى رأسها للغاضبین / اغضب فإنّ الأرض تحزن حین ترتجف النسور / اغضب / فإنک إن رکعت الیوم / سوف تظل ترکع بعد آلاف السنین / اغضب / فإن الناس حولک نائمون / کیف استباح الشرُ أرضک؟ / واستباح الذئبُ قبرک؟ / اغضب / إذا شاهدت کهَّان العروبه کل محتال تـَخفّى فی نفق / اغضب / فإن بدایه الأشیاء .. أولها الغضب / ونهایه الأشیاء .. آخرها الغضب / اغضب / لم یبق غیر الموت / إما أن تموت فداء أرضک / أو تباع لأی وغد ۵ (جویده، ۲۰۱۱: www.treika.com)
حکومت استبدادی در مملکت زندان­گونه مصر سبب شده تا جویده در چندین قصیده کوتاه و بلند، به زور، زندان و شکنجه نظامیان مصر اشاره کند. شعر کوتاه «الرقاب»، که فقط دو بیت دارد، با تمام کوتاهیش نشانه بزرگی است از خشم و انزجار شاعر از حاکمان، والیان و نظامیان این کشور. استعاراتی که شاعر به کار برده و سردمداران مصر را به سگ تشبیه نموده، گواه این مدعا است:
کلّما شاهدتُ سَجّاناً / وسیفاً فوق أشلاء الرقاب / کلّما أیقنتُ أنَّ الأُسدَ ماتت / حینما ساد الکلاب ۶ (جویده، ۲۰۰۰: ۴۲۲)
۳ـ۱ـ۲ـ مضامین اقتصادی
یکی از دلایل مهم خیزش­های مردمی در کشور مصر، فقر اقتصادی و تضاد طبقاتی موجود در این کشور بوده و وجود والیان و سیاستمداران رانت­خوار، در رأس حکومت بر این امر دامن زده است؛ اقتصاد و وضع زندگی مردم، بسیار پایین و مشکلات معیشتی آنان بسیار زیاد است و درآمد سرانه اندک، بیکاری و اقتصاد وابسته از مهم­ترین چالش­های اقتصادی مردم است. در سال ۱۹۷۸ و در زمان انور سادات، رئیس جمهور وقت مصر، معاهده صلح «کمپ دیوید» میان مصر و اسرائیل منعقد شد؛ معاهده­ای که تا سالیان متمادی مصری­ها را درگیر پرداخت هزینه­های سنگین کرد. با این معاهده، مصر از اتحادیه عرب اخراج شد و اعراب، تحریم مصر را در پیش گرفتند. یکی از
انگیزه­های سادات از امضای این معاهده، امید به بهبود و دگرگونی وضعیت اقتصادی مصر بود، اما با گذشت بیش از سی سال نه تنها وضعیت اقتصادی مردم تغییر نکرد، بلکه امروزه خود مصری­ها معتقدند که مصر نه جهان سوم، که جهان چهارم است. اقتصاد و وضع زندگی مردم، بسیار پایین و مشکلات معیشتی آنان بسیار زیاد است و درآمد سرانه اندک، بیکاری و اقتصاد وابسته از مهم­ترین چالش­های اقتصادی مردم است. (نورانی، ۱۳۹۱: ۲۰۵) چرا که سیاست­های اقتصادی حسنی مبارک نیز دنباله­رو رئیس جمهور سابق بوده و باعث ضعیف ماندن اقتصاد این کشور شده است. از این رو فقر اقتصادی و فساد مالی و اداری، مردم این کشور را به خیزش و انقلاب، فراخوانده (علوی سیستانی، ۱۳۹۱: ۱۱۰) و فرهیختگان مخالف حاکمیت مبارک، در مقام انتقاد و مبارزه با آن برآمده و این مخالفت را در آثار ادبی خود نشان دادند. فاروق جویده در مبارزات ادبی خود با حکومت مبارک، همواره به فقر و محرومیت موجود در جامعه اشاره می­کند و عامل آن را بی­کفایتی حاکمیت و نیز فساد موجود در میان رجال سیاسی این کشور می­داند و در غالب اشعار انقلابی خود، به این امر می­پردازد.
۳ـ۱ـ۲ـ۱ـ فقرستیزی
همان­گونه که اشاره شد، سیاست­های نابسامانی که از سوی حاکمان مصر در طول صد سال گذشته اتخاذ شده، چیزی جز فقر و تضاد طبقاتی شدید برای این کشور به بار نیاورده است، چنان که همواره و در طول اعتراض­های مردمی، فقر و گرسنگی یکی از دلایل عمده آشوب­ها بوده است. جویده که در کنار این مردم زندگی کرده و سردی و گرمی معیشت آن­ها را چشیده، از این مشکل مردم غفلت نکرده و در قصاید متعددی به آن پرداخته است. از این رو می­توان این طیف از قصاید جویده را به تلاش­های شاعر در راه گرایش­های میهن­پرستانه و منطقه­ای تعبیر نمود. در ابیات زیر شاعر مردم را به مبارزه با فقر و از بین بردن عوامل آن دعوت می­کند و فقرزدایی را عاملی برای کم کردن دردهای جامعه خود می­داند:
تعالوا نقاتل من جوع مصر / تعالوا نصافح آلام شعب / ونصرخ بالحزن هل من مزید؟ / تعالوا لنسکر من دمع أرض ۷ (جویده، ۲۰۰۰: ۱۴۴- ۱۴۵)
شاعر در قصیده مشهور «ارحل» فقر و بیکاری جوانان مصری را به مبارک و یاران او گوشزد می­کند. کاملا مشخص است که فقر و عقب­ماندگی اقتصادی کشور، یکی از عمده دلایل کسانی است که به انقلاب ژانویه سال ۲۰۱۱ دعوت کرده و با زبان و قلم خود از آن حمایت نمودند:
ارحل فصوت الجائعین وإن علا لا تهتدیه بمسمعیک / کم من شباب عاطل أو غارق فی بحر فقر وهو یلعن والدیک ۸ (جویده، ۲۰۰۹: www.abc4.ahlamontada.net)
او همچنین در قصیده­ای با عنوان «الأرض قد عادت لنا»، به مشکلات اقتصادی مردم اشاره می­کند. شاعر که در این شعر، حسنی مبارک را خطاب قرار داده، او را عامل نکبت و بدبختی مردم مصر معرفی نموده و در چند مصراع کوتاه، اشاره­هایی هرچند کوتاه، به کشتار مردم در جریان انقلاب ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ مصر، کشتار کودکان، اندوه مادران و خشونت پلیس این کشور می­کند و با کنایه­ای سرشار از تمسخر و آیرونی و طنزی تلخ و گزنده، مبارک را سرورش نامیده و لقب فرعون مصر را به او می­دهد و می­گوید:
یا سیدی الفرعون / هل شاهدت أشلاء الرعایا / سخط الوجوه.. تعاسه الأطفال / ذل الفقر.. حزن الأمهات علی الصبایا / أشباحک السوداء فی الطرقات / تشطرنا شظایا ۹ (جویده، ۲۰۱۱: www.prof3laa.com)
جویده در نمایشنامه «الخدیوی» نیز اشاره کوتاهی به گرسنگی کودکان مصر
می­کند و فقر این بی­گناهان را برنمی­تابد:
هل تغفر الأحلام/ أخطاء المهانه والخیانه والمجون..؟/ هل تغفر الأحلام جوع الطفل../ موت الفجر.. إذلال الدیون/ ما أسوأ الأحلام حین تصیر/ قیداً فی الرقاب نزیف دم/ فی العیون ۱۰ (جویده، ۲۰۰۰: ۸۹۲)
شاعر که در قصاید متعددی از فقر حاکم بر جامعه و بخصوص از فشاری که بر کودکان وارد می­شود، پرده برمی­دارد، در ابیات زیر، قدم فراتر نهاده و عامل فساد و دزدی مردم فرودست و کودکان بی­گناه را فقر و نداری دانسته و معتقد است، کودکان برای فرار از گرسنگی به دزدی پناه می­برند؛ این فقر چنان شدید است که خدا و قیامت را از یاد مردم برده و ایشان برای یافتن قرص نانی به هر کاری دست می­زنند:
ومضیتُ وحدی فی الطریق / وسمعتُ فی جیبی دبیباً خافتاً / وأصابعاً تلتف تلتمس الخفاء / ونظرتُ خلفی فی اضطراب / طفلٌ صغیرٌ لا تغطیه الثیاب / لِم یا بنیَّ الیوم تسرق / أینَ أنتَ من الحساب؟ / یوما ستلقی الله.. / لم ینطق المسکین قال بلهفه: / الله / من فی الأرض یخشی الله یا أبتاه؟ / الجوع یقتلنی ولا أجد الرغیف / والدرب کاللیل المخیف ۱۱ (همان: ۳۴ـ۳۵)
۳ـ۱ـ۲ـ۲ـ مبارزه با فساد اقتصادی حاکمان
ساختار نظامی و غیرمردمی مصر باعث شده تا فساد گسترده­ای در سطح حکومت و در دستگاه­های مرتبط با قدرت شکل گیرد. رانت­خواران در سطحی گسترده، با استفاده از استبداد و دیکتاتوری، منافع مردم را تاراج کرده و با فرار از پرداخت مالیات صادرات و واردات و ده­ها راه دیگر، فساد را به حد اعلای خود رسانده­اند. (نورانی، ۱۳۹۱: ۲۰۵) همان طور که در بخش مقدمه اشاره شد، فاروق جویده، چندین سال، عضو هیأت تحریریه بخش اقتصادی روزنامه «الأهرام» بوده است. بدیهی است که او بیشتر از یک شهروند عادی، در جریان امور اقتصادی و سیاسی کشور و فساد و رانت­خواری موجود در دستگاه حکومتی باشد، از این رو این امر، به اشعار او نیز راه یافته و وی در چندین قصیده، یکی از عوامل اقتصاد ضعیف مصر را، سران و والیان حکومتی، دانسته است.
شاعر در قصیده «وتسقط بیننا الأیام» مستقیماً فقر و تاراج مردم را با عبارت «دزدان قبیله» به نیروهای داخلی نسبت می­دهد که ثروت مردم را به باد داده و یا در راه نفع شخصی استفاده کرده­اند:
لصوص الحیِّ قد سرقوا ثیابی / فصرنا فی مدینتنا عرایا / فلا وطنٌ یلمُّ العمر منّا / ولا أمل یلوذ بها الضحایا ۱۲ (همان: ۲۷۹)
همین مفهوم در قصیده نسبتاً بلند «لصوص العصر» به گونه­ای زیباتر بیان شده است و جویده هم در عنوان قصیده و هم در لابلای مفاهیم تند ابیات، از فساد اقتصادی و حرام­خواری والیان و حاکمان کشور می­گوید. او در این شعر از سقوط آهوان و رقص کلاغان می­سراید و از والیانی که مال مردم را می­خورند و به چپاول نیازمندان مشغولند، انتقاد می­کند؛ اما آنچه این شعر را زیباتر نموده، اقتباسی است که شاعر از امام علی (ع) در خطبه ۲۷ نهج البلاغه نموده و رجال سیاسی کشورش را «أشباه الرجال»
دانسته است:
إنی حلمتُ ولم أکن أدری / بأنَّ قطائعَ الغربان ترقصُ کلّما سقطَ الغزال / لکننی أیقنتُ أنّ لصوص هذا العصر / قد سرقوا الحرام مع الحلال / أیقنتُ أنّ الأرضَ تُجهضُ نفسها / إن سادَ فی الأوطانِ أشباهُ الرجال ۱۳ (همان: ۵۱۰)
قصیده «ماذا أصابک یا وطن»، یکی از قصاید اعتراضی جویده است. ساختار این قصیده به نحوی است که شاعر، به مشکلات و امور مختلف جامعه می­پردازد و یکی از این مشکلات، مسائل مربوط به اقتصاد است که شاعر در مقطع نخست آن، فقر اقتصادی مردم را به چالش کشیده و معتقد است که مردم زحمت­کش جامعه، از دسترنج خود بهره­مند نبوده و حاصل کار و تلاش آنان، نصیب افراد دیگری می­گردد؛ او در این شعر، چنین افرادی را موش و مار و افعی می­خواند که فقط به فکر منافع شخصی خودند:
والفئران تسکرُ من دماء الکادحین / لم یبق فی الحقل الجمیل / سوی الثعابین العتیقه / تنفث السم الدفین / لم یبق غیر قطائع الغربان / تنعی الموت فی الزمن اللعین ۱۴ (همان: ۵۲۹)
۳ـ۱ـ۳ـ مضامین قومی ـ دینی
وطن از شاخص­ترین موضوعاتی است که ذهن انتقادگر و ظلم­ستیز فاروق جویده را به خود معطوف کرده و در این رهگذر، او همواره از دردها و زخم­های وطن عربی از مصر گرفته تا لبنان، فلسطین، عراق و … سخن می­گوید و هیچ­گاه خود را در قید و بند برخی مصلحت­خواهی­ها و سیاست­بازی­ها اسیر نمی­سازد. جویده در کنار گرایش­های میهن­پرستانه اقلیمی، دارای گرایش­های فرا منطقه‌ای بوده و در غالب قصاید خود، قومیت و دینداری را در کنار یکدیگر به کار می­گیرد و همواره به اسلامی بودن کشورهای عربی تأکید می­ورزد. او نسبت به سایر کشورهای عربی و اسلامی، احساس مسؤولیت و تعهد می­کند و بخش قابل توجهی از قصاید خود را در دفاع از مستضعفانِ زیر یوغ استکبار، بویژه مردم فلسطین می­سراید.
۳ـ۱ـ۳ـ۱ـ آرمان فلسطین
فلسطین که سرزمین پیامبران الهی است، به سبب وضعیت موجودش دغدغه­ای است که دل هر مسلمانی را به رنج می­آورد و شاعری چون فاروق جویده را به سرودن اشعاری زیبا و انقلابی در شأن او می­شوراند. او نیز همانند بسیاری از شاعران مقاومت، فلسطین را حق مردم این کشور دانسته و اسرائیل را اشغالگر معرفی کرده و از ظلم و تباهی موجود در این رژیم، پرده برمی­دارد. توجه فراوان او به سرزمین و مردم فلسطین تنها از احساسات انسان­دوستانه شاعر نشأت نمی­گیرد، بلکه از آنجایی که او شاعری با احساسات و گرایش­های فرامنطقه­ای بوده و عشق به جریان­های عربی و اسلامی در اندیشه­اش جایگاه وسیعی دارد، برای رسیدن اعراب مسلمان به استقلال و خودکفایی کامل، در تکاپو بوده و قریحه شعری خود را در مسیر این گرایش قرار می­دهد.
در قصیده زیر، شاعر نومیدانه از اندوه سرزمین پیامبران می­نالد و از ستاره سیاهی می­گوید که در آسمان فلسطین به چرا مشغول است. این ستاره اشاره­ای است هنرمندانه و کنایه­آمیز به ستاره داوود که بر روی پرچم اسرائیل نقش بسته است، با اینکه این ستاره و پرچم رژیم اشغالگر، به رنگ آبی است، اما شاعر، آن را که به اعتقاد برخی از یهودیان نشان قدرت یهودیت است، سیاه، «النجمه السوداء»، معرفی می­کند و با این کار، انزجار خود را از اسرائیل نشان می­دهد:
ماذا تبقّی من بلاد الأنبیاء؟ / لا شیء غیر النجمه السوداءترتع فی السماء / لا شیء غیرمواکب القتلى / وأنات النساء ۱۵ (جویده، ۲۰۱۰: www.adab.com )
جویده در ادامه همین قصیده، به درد قدیمی فلسطین یعنی بیش از ۵۰ سال اشغال، اشاره می­کند و از سرنوشت آن در طول بیش از پنج دهه اشغال و آوارگی مردمانش می­گوید و از تاراج سرزمین الهی و منزلگاه تعداد زیادی از پیامبران می­سراید:
ماذا تبقى من بلاد الأنبیاء / خمسون عاما / والحناجر تملأ الدنیا ضجیجاً / خمسون عاماً فی المزاد / وکل جلاد یحدق فی الغنیمه / ثم ینهب ما یشاء / ماتت فلسطین الحزینه / فاجمعوا الأبناء حول رفاتها / وبکوا کما تبکی النساء / خلعوا ثیاب القدس / ألقوا سرها المکنون فی قلب العراء ۱۶ (همان جا)
فاروق جویده از آنجا که از مخالفان سرسخت حاکمان جور خارجی است، در برابر سیاستمداران اسرائیلی خاموش نمی­نشیند و فریادهای کوبنده­اش را بر سر آنان فرو می‌ریزد. شاعر به آریل شارون، نخست­وزیر سابق اسرائیل، که در آوارگی مردم فلسطین و کشتار آنان نقش زیادی داشته است، نامه­ای سرگشاده، در قالب شعر، نوشته و به شدت او و سیاست­هایش را مورد حمله قرار می­دهد و از فرط عصبانیت، او را این چنین به یک خوک انسان­نما تشبیه می­کند:
قبیح وجهک المرسوم من أشلاء قتلانا / جبان سیفک المسموم فی أحشاء موتانا / قبیح أنت یا خنزیر کیف غدوت إنسانا / قبیح وجهک الملعون / یصیر وجه القدس فی عینیک أحزانا / ویسألنی أمام القبر طفل / لماذا لا یزور الموت أوطانا سوانا / أیا الله صار الحق بهتانا / أیا الله صار الملک طغیانا ۱۷ (جویده، ۲۰۱۰: www.goweda.com)
گرایش­های موسوم به جریان اسلامی ـ عربی که از زیرشاخه­های تعهد ادبی در ادبیات عربی بوده و جویده از آن تأثیر زیادی گرفته است، در قصیده مذکور، کاملا مشخص است؛ چرا که شاعر در صدد مبارزه با یکی از رهبران اشغالگر اسرائیلی و دشمنان آزادی و استقلال مردم فلسطین است و از سوی دیگر از ضایع شدن حق مسلمانان به فریاد آمده است. او در قصیده مذکور، آزادی فلسطین و سردمداری حکومت اسلامی را به صورت یک­جا و کامل می­خواهد.
۳ـ۱ـ۳ـ۲ـ دعوت به اتحاد عرب زیر لوای اسلام
فاروق جویده بی­آنکه در مقطعی از قصاید خود، گرفتار افکار نژادپرستانه و گرایش­های پان­عربیسم گردد، همواره منادی اتحاد اعراب در سایه اسلام است و مردم کشورهای عربی را به صلح و برادری دعوت می­کند و تمامی مبارزه طلبی‌های او از هیچ مکتبی جز اسلام و بشریت برگرفته نشده است. او در لابلای ابیات خود همیشه از وطن عربی سخن می­گوید و به صورت مستقیم و غیرمستقیم هویت مردمش را اسلامی و عربی معرفی می­کند. وطن در دیدگاه، اندیشه و شعر جویده تنها در چارچوب مرزهای جغرافیایی مصر خلاصه نمی­شود؛ بلکه او تمامی مردم عرب را امتی واحد دانسته و در آرزوی استقلال، پیشرفت و وحدت وطن عربی است؛ چرا که وحدت عربی یعنی حقیقت وجود عرب به حکم اتحاد زبان، تاریخ و آرمان­ها؛ بطوری که حتی اگر میان دولت­ها اختلافاتی وجود داشته باشد، این اختلافات منکر آن نمی­شود. (الشرقاوی، بی­تا: ۵۳) هر چند عمده وطن سرایی‌های جویده متوجه مصر و فلسطین است اما در مجموعه­های مختلف شعریش از سایر کشورهای عربی از جمله عراق و لبنان نیز
می­سراید.
او در قصیده­ای با عنوان «سیف الغدر کذاب» سیاست­های حاکم وقت عراق، صدام حسین، را زیر سوال می­برد و از او می­خواهد که به جنگ با کویت، که در دوم آگوست سال ۱۹۹۰ آغاز شد و در طی آن عراق به کشور دوست، همزبان و همسایه یورش برد، خاتمه دهد؛ در این ابیات، شاعر از یک سو به زبان ملت مصر، با مردم کویت همدردی می­کند و از دیگر سو، برادرانه و نه از روی جبر و کینه، بغداد را به سازش دعوت
می­نماید:
بغداد هل لم یزل للشعر أحباب / شعب یموت وما للموت أسباب / صرنا أسوداً نبیع الموتَ فی سفه / أسد علی الأهل للأعداء أذناب / دم الکویت علی عینیک أرَّقنی / فهل جزاء الوفا قتل وإرهابُ / هذا أخی فی حنایا القلب یسکننی / فکیف تسکنُ وسط القلب أنیاب / قل للکویت التی تبکی شواطئها / فی کل بیت لکم فی مصر أحباب / بغداد لا تعتبی إن قلت فی ألم / عودی إلی الحقِّ سیف الغدر کذاب ۱۸ (جویده، ۲۰۰۰: ۴۹۳ـ۴۹۵)
در قصیده «مرثیه حلم» که سرشار از حزن و اندوه برای آرزوهای بربادرفته و رویاهای خاموش است، از نابودی تاریخ و هویت جمعی­شان می­گوید و بر آن­ها مرثیه می­سراید. او معتقد است که اعراب با دست خود دست­هایشان را قطع کردند، از این رو با حسرت فراوان می­گوید:
صرنا عرایا وکلّ الأرض قد شهدت / أنّا قطعنا بأیدینا أیادینا ۱۹ (همان: ۳۶۹)
در بیت مذکور، تقابل جمع قلت و کثرت کلمه «ید» زیبایی خاصی به شعر داده است. او سپس از مرگ بیروت و خودکشی قدس سخن به میان آورده و می­گوید:
بیروت فی الیمِّ ماتت قدسنا انتحرت / ونحن فی العار نسقی وحلنا طینا ۲۰ (همان)
در ادامه همان مقطع، شاعر از اسارت قبله نخستین مسلمانان سخن می­گوید و نتیجه آن را اختلافات موجود میان حاکمان دولت­ها می­داند:
القدس فی القید تبکی من فوارسها / دمع الـمنابر یشکو للمصلینا / حکّامنا ضیعونا حینما اختلفوا / باعوا الـمآذن والقرآن والدینا / حکامنا أشعلوا النیران فی غدنا / ومزّقوا الصبح فی أحشاء وادینا ۲۱ (همان: ۳۷۰)
و در نهایت با بیت زیر که در آن از نبود یک وطن عربی خالص افسوس می­خورد، قصیده را به پایان می­رساند:
ما أثقل العمر لا حلمٌ ولا وطنٌ / ولا أمان ولا سیف لیحمینا ۲۲ (همان: ۳۷۳)
بیت مذکور که حرف دل شاعر است، معانی عمیقی را در درون خود، نهفته دارد و او
به اندک بودن امید به زندگی، اتحاد، امنیت و قدرت کشورهای عربی اشاره کرده و زندگی در چنین جایی را بسیار سخت می­داند. اما آنچه که از بافت کلی قصیده استخراج می­گردد، گرایش شدید شاعر به جریان عربی ـ اسلامی است. جویده از اینکه مردم عرب نتوانسته­اند به یک وحدت دینی و ملی برسند، غمگین بوده و معتقد است که این افتراق دینی و قومی سبب زوال هویتشان شده است. همانگونه که عنوان قصیده، «مرثیه الحلم»، نیز گواهی می­دهد، جویده رویای اتحاد عرب را در سر می­پرورانده و اکنون با اشغال فلسطین، وضعیت لبنان و حاکمیت استبداد در مصر و چند کشور عربی دیگر، به این رویای تحقق­نیافته، مرثیه­سرایی می­کند.
۴ـ نتایج
با بررسی قسمتی از اشعار فاروق جویده در زمینه تعهد ادبی، نتایج زیر به دست آمد:
ـ فاروق جویده به صورت کاملا آگاهانه و نه از روی تفنن و نیز بی آنکه از مکتب فکری خاصی متاثر شده باشد، خود را ملزم به بیان بی­پروای مشکلات میهن خود در قالب شعر می­کند.
ـ تعهد شاعر دارای گرایش­های پان­عربیسم نیست، بلکه مبارزات ادبی او دارای گرایش­های اسلامی ـ عربی بوده و نیز به ارزش­های میهن­پرستانه منطقه­ای خود، پایبند است.
ـ کشور مصر که همواره از عدم آزادی در رنج بوده و جبر حاکمیت بر سر مردم این کشور، سایه افکنده است، شاعر را بر آن داشته تا به منظور بیداری مردم غفلت­زده، اشعار کوبنده و انقلابی خود را در دفاع از آزادی و مبارزه با استبداد و نابرابری به جامعه عرضه کند.
ـ مهمترین مضمون تعهد شعری جویده، «سیاسی» است؛ یعنی محور اساسی تعهد این شاعر سیاسی بوده و علت آن، شرایط نابسامان سیاسی مصر در چند دهه گذشته است.
ـ مبارزه با فقر و محرومیت موضوع دیگری است که ذهن انتقادگر شاعر را به تحریک واداشته و او را ملزم به دفاع از مردم فقیر و اقتصاد ضعیف کشورش در قالب شعر نموده است.
ـ اتحاد عرب در زیر سایه اسلام، آرزوی دیگری است که شاعر در سر می­پروراند و برای رسیدن به این مهم، مردم و حاکمان کشورهای عربی را به صلح و زندگی مسالمت­آمیز دعوت می­کند.
ـ قضیه فلسطین در اشعار شاعر، جلوه و انعکاس فراوانی داشته و او به صورت علنی با اشغالگران، به مبارزه برخاسته و در این راه از بیان تند و بی­پروا، هیچ واهمه­ای ندارد و این امر او را به یکی از شاعران مقاومت بدل کرده است.
پی­نوشت­ها
۱. ای مصر تو را پیکری لاغر می­بینم / کجاست آن زیبایی و آن شوکت / و کجاست لباس­هایت در فصل بهار / کجاست آن بوی خوش که تمام فضا را پر می­کرد / هر آن چه داشتی ما از تو گرفتیم / آن گاه که زمین، در بند بی­رحمان گرفتار شد / با وجود پاییز، زیبایی­ات باقی خواهد ماند / و هر چند که زمان طوفان و سرمای زمستان باشد.
۲. سال­هاست که از خودم می­پرسم کجا رفت شکوه سرزمینم / کجاست نخلستان­ها و گرمای دره­ها / دیگر در آسمان مقابلمان چیزی هویدا نیست / غیر از تاریکی و صورت جلادها / این وطن من است که در پهنایش داد و ستد می­کنند / و مردمانش در گروه­هایی زیاد به تفرقه افتاده­اند / در سرزمین من جز صبح کاذبی باقی نمانده / و فریاد زمینی در حرارت ظلم و بردگی.
۳. و فریاد بر آوردم در حالی که واژه ها از دهانم به سرعت فرار می­کردند / این سرزمینی است که میهن سابقم نخواهد شد.
۴. برو هم­چون زین­العابدین [رئیس جمهور تونس] که او را گمراه­تر از تو نمی­دانم / برو که حزبت در دستان توست / برو که ملت و مرز و بوم تو را نفرین می­کند / برو که من گمان نمی­کنم کسی در وطن برایت خوش­آمد بگوید / منتظر نباش که کودک یتیمی با تبسم معصومانه­اش بوسه بر صورتت بزند / برو که ننگت بسیار بزرگ است / هر قدر در برابر مردمت عذرخواهی کنی فایده­ای نخواهد داشت / از چه کسی عذر می­خواهی؟ / از چشم­های کودکی که / روشنایی صبح در چشمش مرده است / از اشک­های مادری که همیشه تنها گریه می­کند / هیچ کس برای رفتن تو اشکی نخواهد ریخت.
۵. خشمگین باش / خدا هیچ ملتی را خوار خلق نکرده است / خشمگین باش / زمین در برابر افراد خشمگین سر تعظیم فرود می­آورد / خشمگین باش / زمانی که عقاب­ها از ترس به خود می­لرزند، زمین غمگین می­شود / خشمگین باش/ اگر امروز سر تسلیم فرود آوری / بعد از هزاران سال باز تسلیم خواهی شد / خشمگین باش/ مردمان اطرافت همگی به خواب فرورفته­اند / چه شد که شرارت، خاک سرزمینت را مباح شمرد / و چه شد که گرگ حتی تجاوز به قبرهایت را مباح تلقی کرد / خشمگین باش / زمانی که ساحران عرب را [همچون] حیله­گرانی مشاهده کردی که در زیر زمین مخفی می­شوند / شروع هر کاری خشم است / و آخر هر کاری نیز به خشم ختم می­شود / خشمگین باش / دیگر جز مرگ راهی نمانده است / یا باید در راه سرزمینت بمیری / یا این که به عنوان برده فروخته شوی.
۶. چه بسا مشاهده کردم زندانبانی / و شمشیری بالای گردن­های شکسته / چه بسا یقین کردم که شیرها می­میرند / زمانی که سگ­ها، زمام امور را در دست داشته باشند.
۷. بیایید برای گرسنگی مردم مصر بجنگیم / بیایید به دردهای مردم برسیم / و با غم و اندوه فریاد زنیم: آیا [ظلم] بیش از این؟ / بیایید با اشک زمین، سرمست گردیم.
۸. برو که هیچ­گاه ناله گرسنگان هر چند که بلند باشد به گوش تو نخواهد رسید / چه بسیار جوانان بیکار و غرق در فقر و نداری، که والدینت را لعنت می­کنند.
۹. سرورم فرعون / آیا اندام­های [پاره پاره اجساد] مردم را می­بینی / خشم چهره­ها .. بدبختی کودکان را .. / ذلت فقر .. اندوه مادران بر کودکانشان را / اشباح سیاهت در گردنه­ها / اجسادمان را به دو نیم می­کنند.
آیا رویاها خواهند بخشید؟ / اشتباهات حقارت، خیانت و هرزگی را / آیا رویاها، گرسنگی کودکان را خواهند بخشید / مرگ سپیده دم و تحقیر تعهدات را چطور؟ / رویاها چه قدر بدند / زمانی که قید و بندی می­شوند بر گردن­ها [و] خون[شان] را می­ریزند / و نیز قید و بندی بر چشم­ها.
تنها به راه افتادم / در جیبم [صدای] ضعیف خزنده­ای را شنیدم / و انگشت­هایی که مخفیانه در آن تاب می­خوردند و دنبال [چیزی] می­گشتند/ با نگرانی پشتم را نگاه کردم/ پسر بچه­ای که
لباس­هایش تنش را نپوشانده بود/ پسرم چرا دزدی می­کنی؟ / از روز جزا نمی­ترسی؟ / روزی خدا را خواهی دید/ بیچاره حرفی نزد اما با دلواپسی گفت: خدا/ چه کسی روی زمین از خدا می­ترسد پدر جان؟! / گرسنگی من را می­کشد و قرص نانی نمی­یابم / و راه مانند شب هولناک است.
دزدان قبیله لباس­هایم را دزدیدند / و در شهر خود عریان شدیم / وطنی نیست که ما را در خود جمع کند / و نه آرزویی که قربانی­ها بدان پناه برند.
من به رویا پرداختم و نمی­دانستم / که دسته­های کلاغ­ها می­رقصند زمانی که آهوان از بین روند / اما یقین داشتم که دزدان این عصر / حرام را با حلال دزدیدند / یقین داشتم که زمین سقط جنین می­کند / اگر در وطن، شبه­مردان سیادت کنند.
موش­ها از خون زحمت­کشان مست می­شوند / در مزرعه زیبا چیزی نماند / به جز افعی­های قدیمی / که سم پنهان خود را می­ریزند / چیزی جر دسته­های کلاغ­ها باقی نمانده / که در زمان ملعون، خبر مرگ می­دهند.
از سرزمین پیامبران چه چیزی مانده؟ / چیزی جز ستاره سیاهی که در آسمان می­چرد، نمانده است / چیزی نمانده غیر از تل کشتگان / و ناله­های زنان.
از سرزمین پیامبران چه چیزی باقی مانده؟ / پنجاه سال مانده / و حنجره­هایی که با ناله­های خود دنیا را پر کرده­اند / پنجاه سال است که [فلسطین] به حراج گذاشته شده / و تمامی جلادان به چپاول این غنیمت چشم دوخته­اند / سپس هر آن چه می­خواهند غارت می­کنند / فلسطین غمگین مرد / و فرزندانش دور نعشش جمع شدند / و گریه کردند، آن گونه که زنان می­گریند / لباس­های قدس را برکندند / و راز نهانی قلبش را علنی و آشکار کردند.
چقدر زشت است صورت تو که از تکه­های بدن کشته­های ما نقاشی­شده / شمشیر آغشته­به­سم تو در بدن مردگان ما چقدر هراسان می­نماید / ای خوک! چقدر تو زشتی، چگونه انسان شدی / چهره ملعونت زشت است/ چهره قدس در برابر دیدگانت به حزن و اندوه تبدیل می­شود/ کودکی در مقابل قبر از من می­پرسد/ چرا مرگ غیر از میهن ما، به دیدار سرزمین­های دیگر نمی­رود / ای خدا! حق به بهتان تبدیل گشته است / ای خدا! حکومت به طاغوت تبدیل گشته است.
آیا بغداد همیشه دوست­دار شعر نبود / مردمی بی دلیل می­میرد / هم­چون شیرهایی شده­ایم که در سفاهت مرگ را خرید و فروش می­کنیم / بر اهل خود شیر و پیرو دشمنان خود هستیم / خون کویت در برابر دیدگان تو مرا بدخواب می­کند / آیا پاداش وفا، قتل و کشتار است؟ / این برادر من است که در عمق وجود زندگی می­کند / چگونه همینک در وسط قلب نیش وارد شده؟ / به کویت که سواحلش می­گرید، بگو / برای هر کدام از شما در بین مردم مصر دوستانی است / ای بغداد سرزنش نکن زمانی که می­گویم / به حقیقت برگرد، شمشیر کینه دروغین است.
عریان شدیم و همه زمین شاهد است / که با دست خود دستانمان را قطع کردیم.
بیروت در دریا مرد و قدس خودکشی کرد / و ما ننگ­آمیز گل و لای خود را آبیاری می­کنیم.
قدس در بند به سبب وجود سواره­نظام­ها می­گرید / اشک منبرها به نمازگزاران شکایت می­برند / حاکمانمان موقع اختلاف، ما را ضایع کردند / گلدسته­ها، قرآن و دین را معامله نمودند / حاکمان، فردای ما را به آتش کشیدند / و در بطن مملکت ما صبح را نابود کردند.
عمری که در آن رویا و وطنی نباشد چقدر سنگین است / و نه امنیت و شمشیری که از ما حمایت نماید.
مراجع
منابع و مآخذ
نهج البلاغه
أبو حاقه، أحمد، الالتزام فی الشعر العربی، بیروت، دار العلم للملایین، ط۱،۱۹۷۹م
إسماعیل، عز الدین، الشعر العربی المعاصر قضایا وظواهره الفنیه والمعنویه، القاهره، دار الکاتب العربی، ۱۹۶۷م
باغچه­وان، سعید، بیداری اسلام و اندیشه­های سید جمال الدین اسدآبادی، نشریه علوم سیاسی، اندیشه انقلاب اسلامی، شماره ۱۰، ۱۳۸۳ش
براده، محمد، تحولات مفهوم الالتزام فی الأدب العربی الحدیث، بیروت، دار الفکر، ۲۰۰۱م
البعلبکی، روحی، قاموس المورد، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۹۹۵م
جویده، فاروق، الأعمال الکامله، القاهره، مرکز الأهرام، ط۶،۲۰۰۰م
الدسوقی، عمر، فی الأدب الحدیث، المجلد۱، القاهره، ۱۹۷۳م
الشائب، أحمد، تاریخ الشعر السیاسی إلی منتصف القرن الثانی، بیروت، ۱۹۷۶م
الشرقاوی، محمود، تأملات فی المیثاق الوطنی، الإسکندریه، الدار القومیه للطباعه والنشر، د.ت
ضیف، شوقی، الأدب العربی المعاصر فی مصر، القاهره، دار المعارف، ط۸، ۱۹۶۱م
ـــــ، تاریخ الأدب العربی، القاهره، دار المعارف، ط۱، ۱۹۹۶م
علوی سیستانی، علی، بیداری اسلامی تاملات تفصیلی نظری درباره تـحولات اخیـر خاورمیانه اسلامی، مجله پانزده خرداد. دوره ۳. سال۹. شماره ۲۲. تابستان. صص۷۱ـ۱۱۳، ۱۳۹۱
مکاریک، ایرنا، دانشنامه نظریه­های ادبی معاصر، ترجمه مهران مهاجر، تهران، آگه، چ۲، ۱۳۸۵ش
مندور، محمد، معارک أدبیه، القاهره، د.ت
المنصوری، جابر، النقد الأدبی الحدیث، عمان، ۲۰۰۰م
میرزایی، فرامرز و علی باقر طاهری نیا، دور السید جمال الدین الأسدآبادی فی النهضه الأدبیه المعاصره، مجله العلوم الإنسانیه، العدد۱۱، ۲۰۰۴م، صص ۶۵ـ۷۳
نورانی، امیر، مصر بیداری اسلامی و الگوی ایران، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی، سال۹، شماره۲۸، بهار ۱۳۹۱ش صص۱۹۱ـ۲۱۴
الورقی، السعید، لغه الشعر العربی الحدیث مقوماتها الفنیه وطاقاتها الإبداعیه، بیروت، ۱۹۸۴م
هلال، محمد غنیمی، النقد الحدیث، القاهره، دار النهضه، ۱۹۹۸م

منابع و مآخذ اینترنتی
جویده، فاروق، الموقع الرسمی للشاعر فاروق جویده، ۲۰۱۰.www.goweda.com
جویده، فاروق، نبتدی من أین الحکایه، ۲۰۰۹.www.abc4.ahlamontada.net
جویده، فاروق، منتدی الهلال، ۲۰۰۹.www.montadalhilal.com
جویده، فاروق، الموسوعه العالمیه للشعر العربی،۲۰۱۰. www.adab.com/modules.php?name=Sh3er&doWhat=shqas&qid=22&r=&rc
جویده، فاروق، تریکه دوت کوم، ۲۰۱۱. www.treika.com
جویده، فاروق، الأهرام الرقمی، ۲۰۱۱. www.digital.ahram.org.eg/articles.aspx?Serial=429196&eid=1145
جویده، فاروق، ۲۰۱۱: www.prof3laa.com
آمار
تعداد مشاهده مقاله: ۲,۵۴۳
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: ۸۹۶
صفحه اصلی | واژه نامه اختصاصی | اخبار و اعلانات | اهداف و چشم انداز | نقشه سایت
ابتدای صفحه ابتدای صفحه

Journal Management System. Designed by sinaweb.

تهیه شده توسط تیم تیتز اس اس (titrss)

منبع/resource

Related Posts
  • پرداخت بیمه در دوران سربازی چگونه است؟
  • تجزیه عراق سیاست کشورهای غربی برای ایجاد ناامنی در خاورمیانه است
  • تعداد گالری‌های صنایع دستی افزایش می‌یابد/ ارائه تسهیلات حمایتی
  • کارنامه علمی داوطلبان آزمون سراسری ۹۶ منتشر شد
  • اگر سردار سلیمانی نبود بغداد به وسیله داعش سقوط می کرد
  • مراسم جشن شکوفه ها آغاز شد
  • حمید شاه آبادی معاون صدای رسانه ملی شد
  • انتقاد لاوروف از اظهارات ضد ایرانی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل
  • اهمیت استراتژیک استان «الأنبار» عراق/ پیروزی جدید در راه است
  • کوچ سپرده های بانکی به بازارمسکن تا چندماه آینده/شوک قیمتی نداریم
  • لحن و رفتار ترامپ همه زمینه‌های مثبت را از بین می‌برد
  • مزاحمت‌های پیامکی متوقف نشد/اهمال در اجرای مصوبه شورای فضای مجازی
  • کدام سریال ها در محرم ۹۶ پخش می شوند؟ + تصاویر
  • وزارت اطلاعات سرویس‌های خارجی غیرعلمی را شناسایی می‌کند
  • آمانو در مقام خود ابقا شد
  • کشف تریاک از معده مسافر پرواز زاهدان – مشهد
  • تهدید مضحک ترامپ: از برجام خارج می‌شویم!
  • سیاست برجامی ترامپ؛ از خروجی تخیلی تا شرط و شروط برای ماندن + تصاویر
  • فهرست سخنرانان روز نخست مجمع عمومی سازمان ملل
  • از اولتیماتوم ترامپ به آمانو تا افزایش تنش در شبه جزیره کره
  • قانون شکنی در استقلال از نوع وتوی مصوبات/نخستین مدال جهانی والیبال ایران/جانشین اصلی منصوریان پس از برکناری
  • سه شهر ایران ثبت جهانی شدند
  • مرگ وحشتناک اپراتور بر اثر سقوط جرثقیل + فیلم
  • جنگ آمریکا و ایران تا چه حد محتمل است؟
  • تعداد بیکاران کشور به ۳میلیون و سه هزار نفر رسید
  • بازتاب هشدار رهبر معظم انقلاب به آمریکا درباره هرگونه حرکت اشتباه در قبال برجام
  • خون در خیابان‌های راخین جاری است/ مسلمانان میانمار روزهای سختی در پیش دارند
  • تیلرسون: در صورت کارساز نبودن تلاش‌های دیپلماتیک، اقدام نظامی تنها راه حل مقابله با کره شمالی است!
  • استراتژی جمهوری اسلامی تعامل گسترده با جهان است
  • فرمول ویژه نتانیاهو به ترامپ درباره لغو یا تغییر برجام
  • کاهش اختیارات شهردار تازه کار تهران
  • زنگنه نمی‌تواند پتروشیمی را به مجموعه‌ای ارزآور برای ایران تبدیل کند
  • تخلفات آمریکا در خصوص برجام
  • هیچ‌ مرجعی اجتهاد حسن خمینی را تأیید نکرده بود
  • دیدارهای دوستانه تیم ملی در ورزشگاه امام رضا(ع)
  • «دیرالزور»؛ نقطه ثقل رقابتی پیچیده در سوریه
  • برخی حرف‌های روحانی، صرفا برای رأی بود
  • واکنش سینماگر ایرانی به فاجعه کشتار مسلمانان در میانمار
  • تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران نشان‌دهنده زوال و نابودی قدرت این کشور است
  • «جلال طالبانی» درباره «مسعود بارزانی» چه گفته بود؟
  • دم با این اختلاس و حقوق‌های نجومی بالا می‌آورد
  • قاسمی حملات تروریستی در جنوب عراق را محکوم کرد
  • تکراری سلفی جنجالی «لیست امیدی»ها با کیک جشن تولد!
  • علی عسکری: ایران در قله جنگ فرهنگی قرار دارد
  • مناطق آزاد زیرمجموعه وزارت اقتصاد شد
  • ترامپ: ایران روح توافق هسته‌ای را نقض کرده
  • اولین محموله از کمک‌های بشردوستانه ایران برای مسلمانان میانمار
  • شهادت ۳ زائر ایرانی و زخمی شدن ۴ زائر دیگر در حمله تروریستی در عراق
  • ممنوعیت فروش هواپیما به ایران نقض برجام است
  • گفتگوی تلفنی سرلشکر باقری با رئیس ستاد ارتش ترکیه درباره همه‌پرسی استقلال کردستان عراق + جزئیات
  • پاسخ روابط عمومی وزارت امور خارجه به اظهارات پورمختار
  • ماموریت محرمانه سردار هور به دستور محسن رضایی
  • پسر بن لادن آماده رهبری القاعده می شود
  • متن پیام مهم بشار اسد رئیس جمهوری سوریه به رهبر معظم انقلاب
  • کره شمالی: آمریکا و ژاپن را به تلی از خاکستر و تاریکی تبدیل می‌کنیم
  • تور مجازی: میامی
  • با جوان ترین ورزشکار ایران در المپیک آشنا شوید
  • ایران در هر ساعت یک میلیون دلار از صنعت گردشگری درآمد کسب می کند
  • شروع صدور ویزای الکترونیک از امروز
  • تجربیات بی نظیر سفر قبل از سی سالگی
  • پارک ژوراسیک تهران را بشناسید
  • سرکنسول ترکیه:ایران ممنوعیت سفر به ترکیه را برداشته است
  • روزشمار: ۱۲ مرداد؛ درگذشت «مرشد ترابی» از نقال‌های برجسته تئاتر ایران
  • جزیره‌ ایستر کجاست؟
  • خانه ترمه ایران، میزبان دوست‌داران هنر هزار و یک رنگ پارسی
  • راهنمای سفر به کاستاریکا
  • پارک ملی سالوک؛ متنوع‌ ترین زیستگاه شمال شرق ایران
  • با شگفت انگیزترین تونل های جهان آشنا شوید
  • آخر هفته کجا بریم؟ از دریاچه اوان و کلکچال تا روستای فیلبند و دریاچه مارمیشو
  • سفرهای شگفت انگیز در جاده‌ های آمریکای جنوبی
  • اماکن گردشگری در روزهای شهادت تعطیل نمی شوند
  • با ۱۰ روستای پلکانی ایران آشنا شوید
  • آیا واقعا رشد صنعت گردشگری ایران مناسب است
  • روزشمار: ۱۳ مرداد؛ افتتاح فرودگاه بین‌‏ المللی «مهرآباد» در تهران
  • آشنایی با چند مقصد دیدنی در ویتنام
  • آشنایی با محتشم کاشانی، پدر مرثیه سرایی ایران
  • ترس و خشونت در ماجرای جادوگران سِیلِم
  • قلعه لمبسر؛ دژ پر رمز و راز سرزمین الموت
  • آن روی تاریک بازی «پوکمون گو» و مواجه شدن با اجساد و ارواح
  • معنی ضرب المثل فارسی؛ نرود میخ آهنین در سنگ
  • داعش ایتالیا را تهدید کرد؛ تشدید تدابیر امنیتی در ایتالیا
  • ورود هر گردشگر خارجی معادل فروش ۳۰ بشکه نفت سود دارد
  • ساخت یکی از عجیب ترین خطوط راه آهن جهان در اکوادور
  • پارک پلیس تهران را بشناسید
  • برگزاری مخفیانه تورهای ترکیه
  • میناکاری؛ هنر تزیین فلزات با مواد رنگین
  • مونووی؛ شهری که فقط یک نفر جمعیت دارد
  • عکاسباشی سری چهاردهم: طلوع طبیعت تا برگشته
  • چرا نباید به این شهرهای اروپایی سفر کنیم
  • سوغات فرانسه چیست؟
  • سفر به ترکیه همچنان ممنوع است
  • بهترین کشورهای جنوب شرقی آسیا برای سفر
  • مسجد جامع کاشان ، قدیمی ترین بنای تاریخی شهر
  • اطلاعاتی درباره افتتاحیه المپیک ریو
  • بهترین سرسره های آبی طبیعی در آمریکا
  • کلیسای نور، شاعرانه‌ ترین کلیسای جهان
  • معبد آب،‌ رمزآلود و بی نظیر میان نیلوفرهای آبی
  • روستای جواهر ده، جواهری در رامسر
  • نمایش صنایع دستی ایران در شانگهای
  • ضیافت کاشی ها در حرم رضوی