نقد فیلم Oldboy – اولدبوی

۶
جدید
سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶
ساعت ۱۱:۲۷
توضیحات ناتی داگ در مورد بازی Uncharted: The Lost Legacy
ساعت ۱۱:۱۵
بیوگرافی هنری فورد، مؤسس کمپانی فورد
ساعت ۱۰:۵۹
نگاهی به سری فیلم های Resident Evil؛ موفق ترین فیلم های ویدیو گیمی سینما
ساعت ۱۰:۲۸
حجم نسخه پلی استیشن ۴ بازی LawBreakers مشخص شد
ساعت ۱۰:۰۰
واکنش منتقدان به فیلم The Dark Tower – برج تاریک
ساعت ۰۹:۰۰
بازی For Honor را برای مدت محدودی رایگان تجربه کنید
دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶
ساعت ۲۳:۵۸
نت فلیکس کمپانی Millarworld را خرید
ساعت ۲۳:۲۸
مسابقات TI 7 بازی Dota 2: باکس ایمورتال Trove Carafe منتشر شد
ساعت ۲۳:۱۵
بررسی نوکیا ۵
ساعت ۲۲:۵۹
ساخت فیلم «هایلایت» با بازی پژمان بازغی آغاز شد
ساعت ۲۲:۲۹
معرفی بازی موبایل ایرانی پرسیتی
ساعت ۲۲:۰۱
جدول فروش هفتگی انگلستان: ریمستر کرش کماکان به یکه‌تازی ادامه می‌دهد
ساعت ۲۱:۳۰
در فصل دوم سریال Legion شاهد لباس ها و مکان های دنیای کامیک آن خواهیم بود
ساعت ۲۱:۱۵
۶۰ ثانیه: تعلیق عرضه کلاه قرمزی در شبکه نمایش خانگی
ساعت ۲۰:۵۹
برنامه اسپاتیفای به صورت رسمی برای ایکس باکس وان تایید شد
ساعت ۲۰:۲۹
آموزش بازی سازی:‌ اولین ماد خود را بسازید
ساعت ۱۹:۵۸
تاریخ انتشار بسته The Frozen Wilds بازی Horizon Zero Dawn
ساعت ۱۹:۲۸
افشاگری صبا کمالی از پشت پرده سینمای ایران
ساعت ۱۹:۱۵
چرا گوشی شما به‌ مرور زمان کند می‌شود
ساعت ۱۸:۵۹
بازی Shadow of War دارای پرداخت درون برنامه ای است
ساعت ۱۸:۲۸
احتمال ساخت فیلم Knight Rider
ساعت ۱۸:۰۱
پیش ثبت‌ نام بازی موبایل TWD:March To War برای اندروید آغاز شد
ساعت ۱۷:۲۹
عبور فروش فیلم Wonder Woman از مرز ۴۰۰ میلیون دلار در بازار آمریکای شمالی
ساعت ۱۷:۰۱
نگاهی بر ورزش های الکترونیکی در ایران و جهان
ساعت ۱۶:۰۱
مسابقات TI 7 بازی Dota 2: جزئیات مرحله اصلی مسابقات مشخص شد
ساعت ۱۵:۳۰
ساخت سریال The Dark Tower به زودی آغاز خواهد شد
ساعت ۱۵:۰۱
بازی Dragon Quest Builders 2 معرفی شد
ساعت ۱۴:۲۹
با گذشت یک سال و نیم، ۲۷ میلیون کاربر جدید عضو استیم شده اند
ساعت ۱۴:۰۲
معرفی بازی موبایل ایرانی کیوبنگ
ساعت ۱۳:۲۸
ساخت انیمیشن سینمایی جدید Transformers تایید شد
ساعت ۱۳:۰۰
۱۶ مرداد: تولد شارلیز ترون و توبین بل
ساعت ۱۲:۳۱
بازی کارتی Pathfinder Duels برای پلتفرم موبایل در راه است
ساعت ۱۲:۱۵
تعلیق عرضه سریال کلاه قرمزی در شبکه نمایش خانگی
ساعت ۱۲:۰۱
Yakuza Kiwami پس از عرضه، بسته‌ های الحاقی رایگان دریافت خواهد کرد
ساعت ۱۱:۳۰
ویدیو جدید بازی Sonic Mania، بخش های مختلف گیم پلی را به نمایش می گذارد
ساعت ۱۱:۱۵
فلوراید در آب شرب شهری؛ ۴ باور نادرست
ساعت ۱۱:۰۱
مورد انتظارترین سریال های ابرقهرمانی / کامیک بوکی آینده تلویزیون
ساعت ۱۰:۳۲
گزارش مالی سگا از موفقیت بازی Persona 5 خبر می دهد
ساعت ۱۰:۰۲
ادریس البا بازگشت دنیل کریگ به جیمز باند را هوشمندانه می داند
ساعت ۰۹:۳۰
دو بازی دیگر از ایکس باکس ۳۶۰ به ایکس باکس وان راه یافت
ساعت ۰۹:۰۱
تریلر قسمت پنجم فصل هفتم سریال Game of Thrones منتشر شد
یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶
ساعت ۲۳:۵۸
اسکات کوپر و ساخت فیلمی درباره ترور مارتین لوتر کینگ
ساعت ۲۳:۴۵
بازی The Last of Us: Part ll به احتمال زیاد در سیاتل جریان خواهد داشت
ساعت ۲۳:۲۸
اسامی برگزیدگان جشنواره فیلم شهر
ساعت ۲۳:۱۵
ام وی ام X22؛ مشخصات فنی، قیمت و هر آنچه درباره آن باید بدانید
ساعت ۲۲:۵۹
کریس برگسترسر به عنوان رییس جدید سگا اروپا انتخاب شد
ساعت ۲۲:۴۵
شخصیت دوست داشتنی ریمن به لیست کاراکترهای بازی کارتی Soul Hunters اضافه شد
ساعت ۲۲:۳۱
معرفی بازی موبایل Galaxy Of Pen & Paper
ساعت ۲۲:۱۵
اکران فیلم اکسیدان به زودی در آمریکا و کانادا آغاز می‌شود
ساعت ۲۲:۰۳
نقد فیلم Power Rangers – پاور رنجرز
ساعت ۲۱:۴۵
انتشار اولین تریلر و تاریخ انتشار فصل سوم سریال Mr. Robot
ساعت ۲۱:۳۰
جزئیات سیستم تخصص جدید بازی Battlefield 1 رونمایی شد
ساعت ۲۱:۱۵
۶۰ ثانیه: از ۲۰ میلیاردی شدن نهنگ عنبر ۲ تا اطلاعات جدید Assassin’s Creed: Origins
ساعت ۲۱:۰۰
هفته نامه ویدیویی ۶۳: از بازیکنان افسانه‌ای فیفا ۱۸ تا هک شدن شبکه HBO
ساعت ۲۰:۴۵
یادداشت محمد علی کشاورز در مورد سریال شهرزاد
ساعت ۲۰:۳۱
قیمت و مشخصات حافظه های GeIL EVO Spear DDR4 اعلام شد
ساعت ۲۰:۱۵
اطلاعات جدیدی از فیلم Space Jam 2 منتشر شد
ساعت ۱۹:۵۹
مسابقات TI 7 بازی Dota 2: بررسی نتایج روز چهارم و پایانی مرحله گروهی
ساعت ۱۹:۳۱
فروش فیلم ساعت ۵ عصر از مرز ۵ میلیارد عبور کرد
ساعت ۱۹:۱۵
داستان برند: گوگل، بهترین موتور جستجوی جهان
ساعت ۱۹:۰۲
ماد گرافیکی جدید، بازی GTA 5 را بسیار زیباتر می‌کند
ساعت ۱۸:۴۵
کمپانی Take-Two از سیاست محتویات انحصاری پلتفرمی می‌گوید
ساعت ۱۸:۳۱
فیلم Shazam شادترین فیلم دی سی خواهد بود
ساعت ۱۸:۰۲
بازی Injustice 2 پرفروش ترین بازی کنسول ها در سه ماهه دوم سال ۲۰۱۷ شد
ساعت ۱۷:۴۵
تریلر قسمت هفتم فصل دوم سریال شهرزاد
ساعت ۱۷:۳۲
بازی موبایل Titanfall: Assault پنجشنبه منتشر می‌‌شود
ساعت ۱۷:۱۵
احتمال پخش نشدن فصل سوم سریال Ash vs Evil Dead تا سال ۲۰۱۸
ساعت ۱۷:۰۱
بررسی وان پلاس ۵
ساعت ۱۶:۴۵
عبور تعداد بازیکن همزمان بازی Playerunknown’s Battlegrounds از مرز ۵۰۰ هزار نفر
ساعت ۱۶:۲۸
نهنگ عنبر ۲ اولین فیلم ۲۰ میلیاردی ایران شد
ساعت ۱۶:۰۱
نسخه کالکتور بازی Call of Duty: WW2 معرفی شد
ساعت ۱۵:۲۸
همکاری های مارگو رابی با برادران وارنر همچنان ادامه خواهد داشت
ساعت ۱۵:۰۳
عبور تعداد کاربران بازی Rainbow Six Siege از مرز ۲۰ میلیون نفر
ساعت ۱۴:۳۴
PES 2018 به صورت اختصاصی با تیم فولام انگلیس وارد همکاری شد
ساعت ۱۴:۰۰
معرفی بازی موبایل ایرانی نبرد هور
ساعت ۱۳:۲۸
حضور تیگن کرافت در لایو اکشن سریالی Titans تایید شد
ساعت ۱۳:۰۰
۱۵ مرداد: از تولد بازیگر فیلم ترسناک The Conjuring تا انتشار بازی Metroid
ساعت ۱۲:۳۲
تاریخ انتشار بسته Knights Of The Frozen Throne بازی Hearthstone
ساعت ۱۲:۰۰
بلیزارد در حال کار روی چند IP جدید است
ساعت ۱۱:۲۸
انتشار تریلر گیم‌ پلی بازی Ancestors با استفاده از کنترلر
ساعت ۱۰:۵۹
بهترین بازی‌ های اکشن اندروید و آیفون
ساعت ۱۰:۳۴
گزارش عملکرد بخش بازی های ویدیویی کیک استارتر در نیم سال اول ۲۰۱۷ منتشر شد
ساعت ۱۰:۰۲
شبکه نتفلیکس ۱۳ انیمه جدید خود را معرفی کرد
ساعت ۰۹:۲۹
Coffee Lake از مادربردهای سری ۲۰۰ اینتل پشتیبانی نخواهد کرد
ساعت ۰۹:۰۱
پلتفرم های نهایی بازی Dynasty Warriors 9 مشخص شد
نقد فیلم و سریال
فیفا ۱۸‍‍
بازی اندروید
سریال Game of Thrones
استخدام
تبلیغات
درباره ما
تماس با ما
ورود | عضویت
اخبار
مقالات
سینما و تلویزیون
بررسی
ویدیو
پلتفرم‌ها
رویدادها

آخرین بررسی‌ها

بررسی وان پلاس ۵

بررسی بازی The Elder Scrolls: Legends
تازه‌های سینما

نت فلیکس کمپانی Millarworld را خرید

ساخت فیلم «هایلایت» با بازی پژمان بازغی آغاز شد

در فصل دوم سریال Legion شاهد لباس ها و مکان های دنیای کامیک آن خواهیم بود

افشاگری صبا کمالی از پشت پرده سینمای ایران
رضا حاج‌محمدی نویسنده: رضا حاج‌محمدی // جمعه, ۲۹ اردیبهشت ۹۶ ساعت ۲۲:۰۰

نقد فیلم و سریالنقد فیلم Oldboy – اولدبوی
نقد فیلم Oldboy – اولدبوی

فیلم اکشنِ نوآر Oldboy، محصول سال ۲۰۰۳ کره‌ی جنوبی، به انتقام‌جویی مردی بعد از ۱۵ سال زندانی شدن توسط فردی ناشناس می‌پردازد. اما آیا او واقعا ناشناس است؟

تبلیغاتهمه چیز درباره آیفون ۸تور اروپاکنسول بازی با ارزان‌ترین قیمت
بزرگ‌‌ترین خاصیت برخی از آثار پست‌مدرن این است که بی‌رحم‌اند. از دانسته‌ها و کلیشه‌ها و پیش‌بینی‌های تماشاگران براساس تمام فیلم‌هایی که قبلا دیده‌اند استفاده می‌کنند تا به آنها رودست بزنند. تا درست در زمانی که مخاطب دارد با تماشای اعمال کاراکترها و نحوه‌ی پیشروی داستان به این فکر می‌کند که همه‌چیز همان‌طور که تصور می‌کند به پایان می‌رسد، فیلمساز با نیشخندی بر لب گوشه‌ای می‌ایستد و زیر لب می‌گوید: «به همین خیال باش!». البته دست زدن به چنین حرکات و پیچش‌های غیرمنتظره و کلیشه‌زدایی‌ها و غافلگیری‌ها فقط وسیله‌ای برای متفاوت بودن و رسیدن به شوک‌های سطحی و توخالی نیست. بهترین آثار پست‌مدرن به چنان مضمون‌ها و بحث‌های پیچیده و غیرمنتظره‌ای می‌پردازند که چاره‌ای جز پیدا کردن وسیله‌ی دیگری به جز در هم شکستنِ کلیشه‌ها برای روایت آنها و هرچه قدرتمندتر منتقل کردن آنها ندارند. وقتی مضمون قرار است تن تماشاگر را به لرزه بیاندازد، وقتی که حرف فیلم، کمتر گفته‌شده، جدید و جنجال‌برانگیز است، طبیعتا کارگردان هم باید به دنبال فرم و روش تازه‌ای برای گفتن آن بگردد که با مضمونش جفت و جور شود. نتیجه به آثاری تبدیل می‌شوند که ذهن‌مان را یک خانه تکانی حسابی می‌کنند. آثاری که معصومیت سینما را با بی‌رحمی تمام به قتل می‌رسانند و ما را در مقابل چیزهای قرار می‌دهند که تاکنون با این شدت بهشان فکر نکرده بودیم. فیلم‌هایی که ذهن‌مان را در مقابل وحشت‌ها و حقایق و زشتی‌ها و بی‌رحمی‌ها و شیاطینی باز می‌کنند که تاکنون هیچ‌وقت جرات روبه‌رو شدن با آنها را نداشته‌ایم؛ آن هم وحشت‌های واقعی. وحشت‌هایی که خیلی پیچیده‌تر از این هستند که قهرمان به مبارزه با آنها برود و پس از سعی و تلاش‌هایی که می‌کند و زخم‌های متعددی که برمی‌دارد بر آنها فایق آید. اینها وحشت‌هایی هستند که قهرمان و تماشاگرانِ داستان زندگی او باید زیر لگدِ غول‌پیکرش له شوند. جایی که «قهرمان»، کلمه‌ی خنده‌دار و بی‌مزه‌ای بیش نیست. یکی از بهترین فیلم‌هایی که تمام این توصیفاتِ درباره‌اش صدق می‌کنند، «اولدبوی» است.

دومین قسمت از سه‌گانه‌ی انتقامِ پارک چان-ووک، کارگردان کره‌ای که اقتباس غیروفادارانه‌ای از روی مانگایی به همین نام است. وقتی فیلم در سال ۲۰۰۳ اکران شد، دومین جایزه‌ی مهم جشنواره‌ی کن بعد از نخل طلا را برنده شد و حسابی توسط کوئنتین تارانتینو، رییس هیئت داوران مورد تعریف و تمجید قرار گرفت. غیر از این هم انتظار نمی‌رفت. «اولدبوی» همان چیزی است که تارانتینو و طرفداران سینمای تارانتینو از آن لذت خواهند برد و لحظه لحظه‌اش را به خاطر خواهند سپرد. از خشونت بی‌پروا و معنی‌دارش گرفته تا کاراکترهای اغراق‌شده و اکشن‌های دیوانه‌وارش و قصه‌ی نویی که برای گفتن دارد و پیچ غافلگیرکننده‌ی نهایی‌اش. اما اگر «اولدبوی» را یک فیلم تارانتینویی بنامیم، بی‌عدالتی بزرگی در حق پارک چان-ووک انجام داده‌ایم. در این صورت فیلم به تقلیدی عالی از روی کار بهترِ فرد دیگری نزول پیدا می‌کند. در حالی که «اولدبوی» موجودِ منحصربه‌فرد خودش است. با اینکه الهام‌برداری‌های چان-ووک از «سرگیجه»‌ی هیچکاک تا کارهای تارانتینو و اتمسفر خفقان‌آور و توهم‌زای کافکایی‌اش مشخص هستند، اما چان-ووک همه‌ی آنها را با ویژگی‌های سینمای آسیا طوری با هم ترکیب کرده است که نتیجه به تجربه‌ای کاملا بدیع و دگرگون‌کننده تبدیل شده است. بدیع و دگرگون‌کننده از این نظر که بعد از «اولدبوی» تقاضای دیوانه‌واری برای فیلم‌های خشنِ انتقام‌محور به وجود آمد و این‌گونه «اولدبوی» به آغازگرِ موج ساخت فیلم‌های انتقام‌محور یا فیلم‌هایی که به موضوعات تابو و عجیب و غریبی می‌پرداختند تبدیل شد.

ناگهان سینمای کره اسم و رسم تازه‌ای برای خودش پیدا کرد. اگر دنبال فیلم‌هایی بودید که در کنار سرگرمی بزرگسالانه و اکشن‌های خفن و قصه‌های رازآلود و بکرشان، تامل‌برانگیز می‌شدند، محصولات سینمای کره خودِ جنس بودند و هستند. نتیجه این است که فیلم‌های انتقام‌محور کره به همان جایگاهی دست پیدا کردند که فیلم‌های ابرقهرمانی و کامیک‌بوکی هالیوود در دنیا دست پیدا کردند. با این تفاوت که اگر آنها نسخه‌ی جعلی و کارتونی و کودکانه‌ای از قهرمان‌گری، اکشن و مبارزه را به نمایش می‌گذاشتند، اکشن‌های کره‌ای از دل واقعیت جامعه سر بیرون آورده بودند. از دل درد و رنج‌های مردم. از دل پیچیدگی‌های زندگی واقعی. پس، تماشای آنها، همچون خالی کردن تمام عصبانیت‌ها و سرخوردگی‌هایمان می‌ماند. با این تفاوت که این آخری درباره‌ی سه‌گانه‌ی انتقام چان-ووک و مخصوصا «اولدبوی» صدق نمی‌کند. اصلا چیزی که فیلم‌های انتقام‌محور کره‌ای را مشهور و محبوب کرد، خلاقیتشان در روایت این داستان کهن بود و «اولدبوی» در خلاقیت به خرج دادن در این زمینه، یکی از بی‌رحم‌ترینشان است.

وقتی «اولدبوی» در سال ۲۰۰۳ اکران شد، دومین جایزه‌ی مهم جشنواره‌ی کن بعد از نخل طلا را برنده شد و حسابی توسط کوئنتین تارانتینو، رییس هیئت داوران مورد تعریف و تمجید قرار گرفت
یکی از لذت‌بخش‌ترین و پرطرفدارترین موضوعات داستانی، انتقام است. همیشه تماشای قهرمانی که به او بدی شده و برای کشتن تمام کسانی که به او نارو زده‌اند دست به کار می‌شود جذاب بوده است. اما پرطرفداربودن یعنی رُس این موضوع در سینما کشیده شده است و فیلم‌های انتقامی دیگر چیز تازه‌ای برای گفتن ندارند. «اولدبوی» یکی از فیلم‌هایی است که خلاف این موضوع را ثابت می‌کند. بگذارید یک مثال بزنم؛ یادتان می‌آید کریستوفر نولان با «تلقین» موضوع دنیاهای موازی و رویاها را که قبل از آن نمونه‌اش را در «ماتریکس» دیده بودیم، گسترش داد و چیزی جدید خلق کرد یا تارانتینو چگونه از خط‌های زمانی نامنظمش در «پالپ فیکشن» در رسیدن به اثر و معنایی غیرمنتظره استفاده کرد؟ خب، چان-ووک در «اولدبوی» چنین کاری را با موضوع انتقام انجام داده است. انتقام در این فیلم به چنان موضوع پیچ در پیچ و عجیب و غریبی تبدیل می‌شود که نمونه‌اش را ندیده‌اید و همان‌طور که با فیلم اول و سوم این سه‌گانه، «همدردی با آقای انتقام» و «همدردی با خانم انتقام» نشان داده بود، ثابت می‌کند که انتقام سکوی پرتابِ انعطاف‌پذیری برای روایت داستان‌های تفکربرانگیز است.

یکی از بهترین سکانس‌های «اولدبوی» که بهتر از هرچیزی حال و هوای این فیلم را توصیف می‌کند جایی است که اوه دائه-سو، شخصیت اصلی فیلم بعد از سال‌ها که از زندان آزاد شده، به یک رستوران می‌رود تا اولین‌ کاری را که بعد از آزادی‌اش دوست دارد انجام بدهد، انجام بدهد: «می‌خوام یه چیز زنده بخورم». پیش‌خدمت یک اختاپوسِ زنده جلوی دائه‌-سو می‌گذارد و او بدون لحظه‌ای تردید، آن را در مشتش می‌گیرد، در دهانش می‌چپاند، دندان‌هایش را روی موجود زنده می‌بندد و در حالی که پا‌های اختاپوس دور دست‌های دائه‌-سو می‌پیچد، آن را گاز می‌زند. در کمال تعجب، در این صحنه خبری از هیچ‌گونه جلوه‌های ویژه‌ای نیست. در واقع بازیگر دائه-سو برای این سکانس چهارتا اختاپوسِ زنده را نوش جان کرده بوده تا همه‌چیز از نظر کارگردان ایده‌آل از آب درآید. ایده‌آل از این نظر که پاهای اختاپوس در هنگام خوردن شدن توسط دائه‌-سو، باید روی صورت او پخش می‌شدند تا حالتی ترسناک‌تر به او بدهند. اگرچه عده‌ای ممکن است این صحنه را به عنوان خشونت علیه حیوانات برداشت کنند، اما وقتی همین هشت‌پا، تکه‌تکه می‌شود و همراه با سبزیجات و قارچ سرو می‌شود، همان آدم‌ها آن را خشونت علیه حیوانات نمی‌دادند. ولی کافی است تا آن را بدون تشریفات اولیه سرو کنید تا معنای تازه‌ای به خود بگیرد. این صحنه و خیلی صحنه‌های خشن دیگری که در طول فیلم پخش شده‌اند اما صرفا فقط برای وسیله‌ای برای شوکه کردن مخاطب نیستند. بلکه چان-ووک از چنین تصاویر دلخراشی برای نمادپردازی و صحبت کردن درباره‌ی بحث‌های تماتیک فیلمش و بررسی روان از هم پاشیده‌ی کاراکترهایش استفاده می‌کند. این باعث شده تا فیلمی که در ابتدا یک اکشنِ دیوانه‌وار و بی‌کله به نظر می‌رسید، به اکشن دیوانه‌وار و بی‌کله‌ای تبدیل شود که با احساساتِ عمیقش، قلب‌تان را نشانه می‌رود، نه با خشونت فیزیکی‌اش.

«اولدبوی» شروع کوبنده‌ای دارد. از آنهایی که به محض روبه‌رو شدن با آن نمی‌توانید بی‌خیال بقیه‌ی ماجرا شوید. یک چیزی در مایه‌های سکانس بعد از مقدمه‌ی «سگ‌های انباری»؛ جایی که تارانتینو ما را یکدفعه در ماشینی قرار می‌دهد که یک نفر در صندلی عقبش در خون خودش غرق شده و از وحشت و درد به خودش می‌نالد. کوبندگی «اولدبوی» در این حد عالی است. اوه دائه-سو یک شب در خیابان ربوده شده و ۱۵ سال در جایی شبیه به یک زندان، حبس می‌شود. زندانی که تلویزیون و تخت و حمام و تابلوی روی دیوارش یادآور اتاق هتل هستند، اما درِ فولادی و دیوارهای آجری و پنجره‌ی مصنوعی‌اش و نحوه‌ی پخش غذا به زندانیان از طریق پنجره‌ی کوچکی که روی درِ اتاق تعبیه شده، یادآور می‌شوند که نه، اینجا هتل نیست. دائه-سو اجازه ترک کردن اینجا را ندارد. هر از گاهی بعد از به گوش رسیدن صدای یک موسیقی، گاز خواب‌آوری در اتاق پخش می‌شود و دائه-سو بعد از بیدار شدن متوجه می‌شود که اتاق تمیز و مرتب و موهایش اصلاح شده‌اند. این روتین برای روزها، ماه‌ها و سال‌ها ادامه پیدا می‌کند. بدون اینکه دائه‌-سو بداند مسبب این کار چه کسی است و اصلا چرا. یک روز تلویزیون خبرِ قتل همسرش را اعلام می‌کند و از این می‌گوید که اثر انگشت دائه-سو در صحنه‌ی جرم پیدا شده است. دائه-سو بعد از تمام کابوس‌ها و خودکشی‌های ناموفق و توهماتش با شرایطش کنار می‌آید و شروع به مشت‌زنی به دیوار برای آماده شدن می‌کند. آماده شدن برای انتقام. و در این حین مدام این سوال را از خود می‌پرسد که چرا او را زندانی کرده‌اند؟ در حالی که سوال درست این نیست که چرا او را زندانی کرده‌اند. سوال درست این است که چرا او را همراه با یک تلویزیون زندانی کرده‌اند؟ یا چرا او را بعد از ۱۵ سال رها می‌کنند؟

دائه-سو تمام ۱۵ سالی را که در زندان است، به نوشتن اسم تمام کسانی که ممکن است به آنها بدی کرده باشد اختصاص می‌دهد و در پایان با چندین دفترچه پر از اسم آزاد می‌شود. دفترها اولین سرنخ را بهمان می‌دهند. اینکه دائه-سو قهرمان بی‌نقص و بی‌گناهی که فکر می‌کنیم هم نیست. او که همزمان گرسنه‌ی زندگی و گرسنه‌ی گرفتنِ زندگی است، به رستورانی که گفتم می‌رود، هشت‌پایی که گفتم را سفارش می‌دهد و با دختری به اسم می-دو آشنا می‌شود و خیلی زود می‌-دو به همراهش در انتقام‌گیری از فرد ناشناسی‌ که زندانی‌اش کرده بود و در ادامه معشوقه‌اش تبدیل می‌شود. و این‌گونه سفر انتقام‌جویانه‌ی دائه-سو آغاز می‌شود. یا حداقل ما در نگاه اول این‌طور فکر می‌کنیم. با اینکه دوست داریم دائه-سو انتقامش را کامل کند و راز و دلیلِ زندانی شدنش برای ۱۵ سال را کشف کند، اما از طرف دیگر فیلم از اتمسفر ترسناکی بهره می‌برد که هشدار می‌دهد. که این از آن انتقام‌های سرراستی که همیشه دیده‌ایم نخواهد بود. این تردیدی است که خود دائه-سو هم برای لحظات کوتاهی حس می‌کند. زندگی کردن در بی‌اعتنایی کامل بهتر است یا تلاش برای پرده‌برداری از حقیقت. می‌دانیم که احتمالا فرد ناشناس نقشه‌ی بدی برای دائه-سو کشیده است، اما همزمان نمی‌توانیم دست روی دست بگذاریم. آن‌قدر وسوسه‌ی پرده‌برداری از حقیقت و سرازیر کردنِ خون تمام کسانی که در شکنجه‌ی فیزیکی و روانی او نقش داشته‌اند قوی است که می‌توانیم انگیزه‌ی درون ذهن او را درک کنیم. احتمالا پایان خوشی در انتظارمان نیست، اما مگر می‌شود بدون فرو کردنِ این چکش در جمجمه‌ی محبوس‌کنندگان دائه-سو آرام گرفت.

پس، برخلاف اکثر اکشن‌های انتقام‌محور که وجودِ تماشاگر را با حسی قهرمانانه پر می‌کنند، «اولدبوی» لبریز از حس ترس و هراس و تردید است. دقیقا به خاطر همین است که این فیلم را در جمع فیلم‌های ترسناک طبقه‌بندی می‌کنند. نه فقط به خاطر پایان‌بندی تراژیکِ وحشتناکش، بلکه به خاطر اتمسفرِ ناآرام و عصبی‌کننده‌ای که در تمام لحظات فیلم احساس می‌شود. در «اولدبوی» تصمیم برای انتقام‌گیری لذت‌بخش و جذاب نیست، بلکه هراس‌آور است. یکی از ویژگی‌هایی که به این هراس انجامیده، نحوه‌ی به تصویر کشیده شدن خون و خشونت به وسیله‌ی دوربین چان-ووک است. برخلاف مثلا «بیل را بکش»‌های تارانتینو که خشونت در آنها با هیجان و لذت به نمایش درمی‌آید و آدم دوست دارد با هر دست و پایی که توسط کاتانای عروس قطع می‌شود هورا بکشد، در «اولدبوی» خشونت به شکل واقعی، کثیف و تهوع‌آوری به نمایش درمی‌آید. برخلاف «بیل را بکش‌»ها که خشونت حالت فانتزی دارد (و این موضوع در راستای ماهیت فیلم است)، خشونت در «اولدبوی» آزاردهنده به تصویر کشیده می‌شود.

«اولدبوی» شروع کوبنده‌ای دارد. از آنهایی که به محض روبه‌رو شدن با آن نمی‌توانید بی‌خیال بقیه‌ی ماجرا شوید
یکی از معروف‌ترین صحنه‌های خشن فیلم جایی است که دائه-سو ۱۵‌تا از دندان‌های صاحب زندانش را با میخ‌کشِ چکش بیرون می‌کشد و دیگری که امروزه به یکی از کلاس‌های درس طراحی اکشن در سینما تبدیل شده، جایی است که دائه-سو در راهروی باریکی با حدود ۲۰تا از نگهبانان زندان روبه‌رو می‌شود و تک‌تکشان را با اراده‌‌ی قوی، مشت‌های پینه بسته و چکش دوست‌داشتنی‌اش تار و مار می‌کند. کارگردان این صحنه را که بررسی آن خود یک مقاله‌ی جداگانه می‌طلبد، به‌ شکل بازی‌های بزن بکشِ اولد-اسکل، در حالت دو بعدی/ساید اسکرولینگ فیلمبرداری کرده است. دائه-سو از سمت چپ تصویر وارد صحنه می‌شود و به دلِ دشمنان پرتعدادی که از سمت راست تصویر، جلوی رویش قرار گرفته‌اند می‌زند و همه‌چیز همچون یک بازی ویدیویی، بدون کات صورت می‌گیرد. جهت یادآوری باید بگویم که با یک پلان‌سکانس گفتگوی معمولی بین دو نفر سروکار نداریم. بلکه با نبرد تک‌نفره‌ی دائو-سو با بیست‌ نفر دیگر طرفیم که طبیعتا کوریوگرافی دقیق آن زمان زیادی می‌برد. این سکانس نبرد فقط به خاطر پلان‌سکانس بودنش، به عنوان یکی از بهترین صحنه‌های اکشن تاریخ سینما تحسین نمی‌شود، بلکه نکته‌ی طلایی آن، نحوه‌ی مبارزه‌ی واقع‌گرایانه‌ی کاراکترهاست.

در این صحنه خبری از فرم مبارزه‌ای زیبا و بامزه‌ی فیلم‌های جکی چان نیست. مبارزان به‌شکل جان‌ ویک‌واری حرفه‌ای نیستند. دائه-سو و دشمنانش برخلاف رزمی‌کاران فیلم‌های «یورش» (The Raid)، یک سری استاد کونگ‌فو نیستند و دائه-سو مثل بتمن که هیچ‌وقت بعد از مبارزه‌هایش خسته نمی‌شود تا پایان نبرد تازه‌نفس و مصمم باقی نمی‌ماند. در عوض پارک چان-ووک با این سکانس، یک نبرد خیابانی واقعی را نمایش می‌گذارد. دائه-سو چاقو می‌خورد. زیر مشت و لگدها و چوب‌های نگهبانان له می‌شود و در حالی که به درد به خودش می‌پیچد و نفس‌نفس می‌زند، راه خودش را از بین آنها باز می‌کند. تنها خصوصیتِ دائه-سو انگیزه و اراده‌ی راسخش برای انتقام است. وگرنه هیچکس بر دیگری نکته‌ی برتری ندارد. همه یک مشت مبارزِ ناشی هستند که به جان هم افتاده‌اند. نتیجه این است که برخلاف «بیل را بکش‌»ها با یک سکانس زیبا و خوشگل طرف نیستیم. خشونت در خالص‌ترین و کثیف‌ترین شکلش به نمایش گذاشته می‌شود. بنابراین وقتی دائه-سو از این نبرد پیروز بیرون می‌آید، کارگردان با استفاده از اکشن، شخصیت‌پردازی کرده است. دائه-سو به عنوان یک کاراکتر معمولی وارد ساختمان می‌شود و در قالب یک قهرمانِ شکست‌ناپذیرِ روانی خارج می‌شود و چان-ووک با خشونتی که به نمایش گذاشته نشان می‌دهد که سفر انتقام‌جویانه‌ی دائه-سو برخلاف انتظارتمان اصلا زیبا نیست. بلکه دردناک و خون‌بار است. اکشن واقعی یعنی وسیله‌ای برای داستانگویی و «اولدبوی» یک نمونه‌ی عالی‌اش را در این سکانس به نمایش می‌گذارد.

اکشن واقعی یعنی وسیله‌ای برای داستانگویی و «اولدبوی» یک نمونه‌ی عالی‌اش را در پلان‌سکانس مبارزه در راهرو به نمایش می‌گذارد
هشدار: ادامه‌ی متن بخش‌های مهمی از داستان را لو می‌دهد.

نکته‌ی بعدی که «اولدبوی» را در تضاد با فیلم‌های انتقام‌محورِ مرسوم سینما قرار می‌دهد، معشوقه‌ی قهرمان داستان است. در اکثر تریلرهای ‌این‌چنینی، معشوقه‌ی قهرمان مربوط به خط داستانی دوم می‌شود که به خط اصلی داستان متصل می‌شود. معشوقه‌ی قهرمان یا به همکارِ او در ماموریتش تبدیل می‌شود یا به گروگانی که قهرمان باید او را از خطر نجات دهد. اما در «اولدبوی»، معشوقه‌ی قهرمان نه تنها از اول بخشی از خط اصلی داستان است، بلکه یکی از مهم‌ترین عناصر انتقام هم است. بنابراین وقتی به پایان‌بندی می‌رسیم از روبه‌رو شدن با این حقیقت که بی‌اهمیت‌ترین و کلیشه‌ای‌ترین شخصیت کل فیلم، در واقع مهم‌ترینشان است، شوکه می‌شویم. تمام اینها به خاطر این است که «اولدبوی» یک داستان انتقام‌محور نیست. بلکه دو داستان انتقام‌محور است. در پایان فیلم متوجه می‌شویم ما فقط در حال تماشای سفر انتقام‌جویانه‌ی دائه-سو نبوده‌ایم، بلکه در حال تماشای انتقام لی وو-جین، آنتاگونیست قصه و کسی که دائه-سو را زندانی کرده بود بوده‌ایم. و جالب این است که اگر فیلم را از زاویه‌ی دید وو-جین مرور کنیم، می‌بینیم که او واقعا دلیل قانع‌کننده‌ای برای متنفر بودن از دائه-سو دارد و نقشه‌ی بلندمدتی برای انتقام گرفتن از او کشیده است. نقشه‌ای که نقشه‌ی جوکر در «شوالیه‌ی تاریکی» در مقابل آن بچه‌بازی احساس می‌شود و نتیجه‌اش از کاری که جان دو در پایان «هفت» با دیوید میلز انجام داد، وحشتناک‌تر است.

خفن‌ترین و شگفت‌انگیزترین نقشه‌های انتقام‌ آنهایی هستند که انتقام‌گیرنده کاری می‌کند تا قهرمان را بدون اینکه متوجه شود شبیه به خودش کند. همان چیزی که قهرمان دارد برای نابودی‌اش می‌جنگد. گرچه «هفت» یک داستان انتقامی نیست، اما بهترین لحظه‌ی این فیلم مثال خوبی برای بهترین نوع انتقام است. جایی که قاتل سریالی، پلیس جوان داستان را مجبور به آدمکشی می‌کند و با این کارش نه تنها نقشه‌ی خودش را به عنوان یک قاتل سریالی کامل می‌کند، بلکه کاری می‌کند تا هیچ خطی بین کاراکترهای خوب و بد داستان باقی نماند. کاری که وو-جین با دائه-سو انجام می‌دهد یک مرحله‌ پیشرفته‌تر از این است. وو-جین کاری می‌کند تا دائه-سو عاشق می-دو (بدون اینکه بعد از ۱۵ سال زندانی بودن بداند که او در واقع دختر خودش است) شود. پس، وو-جین، دائه‌-سو را در این زمینه شبیه به خودش می‌کند. اما نه از طریق زور و اجبار، بلکه رابطه‌ی دائه-سو و می‌-دو به‌طور طبیعی و از طریق عشق دو طرفه صورت می‌گیرد.

نکته‌ی بی‌رحمانه‌ی ماجرا این است که دائه-سو بعد از فهمیدنِ حقیقت، در یک دو راهی جنون‌آمیز قرار می‌گیرد. از یک طرف حقیقت رابطه‌ی آنها آن‌قدر ترسناک است که باید هرچه سریع‌تر آن را به هم بزند و از طرف دیگر دائه-سو واقعا از صمیم قلب می-دو را دوست دارد و نمی‌تواند او را تنها بگذارد. او نه راه پیش دارد و نه راه پس. وو-جین با استفاده از «عشق»، ترسناک‌ترین انتقام ممکن را عملی می‌کند. تضادِ این اتفاق به حدی بزرگ است که فکر کردن به آن هرکسی را از نفس می‌اندازد، چه برسد به دائه-سو که باید آن را زندگی کند. برخلاف جان دو که فقط یک بار دیوید میلز را مجبور به کشتن می‌کند، وو-جین کاری می‌کند تا دائه-سو برای همیشه به دوست داشتن می-دو ادامه بدهد. اینکه یک‌بار انتقام بگیری یک چیز است، اما اینکه قربانیت را تا ابد مجبور به قربانی‌بودن کنی چیز دیگری است. از طرف دیگر اگر جوکر در «شوالیه‌ی تاریکی» نقشه‌‌اش را در آن واحد عملی می‌کرد، وو-جین نه چند هفته و نه چند ماه، بلکه بیش از ۱۵ سال روی آن وقت صرف می‌کند. همین صبر و شکیبایی فوق‌العاده‌ بالای اوست که انتقامش را به یکی از خفن‌ترین انتقام‌های سینما تبدیل می‌کند و البته همین صبر و شکیبایی‌اش است که در نهایت باعث تلف شدن تمام زندگی‌اش برای انتقام‌گیری می‌شود و در پایان که متوجه‌ بی‌معنا بودن زندگی‌اش بعد از اجرای انتقام می‌شود، کاری جز شلیک یک گلوله به مغزش ندارد. به این ترتیب فیلم، تماشاگرانش را با یک پوچی مطلق بدرقه می‌کند.

هر دو کاراکتر اصلی فیلم، برداشت غیرکاملی از دنیای اطرافشان دارند. دائه-سو فقط به انتقام فکر می‌کند. به پرده‌برداری از حقیقت و هیچ‌وقت به مسیری که در آن قدم گذاشته است فکر نمی‌کند. البته نمی‌توان او را سرزنش کرد. چرا که ما هم او را به سوی انتقام تشویق می‌کنیم. دشمن او آن‌قدر قوی و پرنفوذ است که دائه-سو چاره‌ای جز حرکت به سمت جلو ندارد. او قربانی دنیای بی‌رحم اطرافش است. از سوی دیگر اگرچه به نظر می‌رسد کنترل اوضاع در دست وو-جین است، اما او هم نمی‌تواند متوجه مهم‌ترین خصوصیتش شود. او باور دارد که دارد عدالت را اجرا می‌کند، اما نمی‌تواند شرارتِ اخلاقی درونش را ببیند. نه تنها خودش در گذشته با محارمش نزدیکی کرده، بلکه دائه-سو را فقط به خاطر اینکه حقیقت گناهش را فاش کرده است، عذاب می‌دهد. فیلم با نمایی از لبخند دائه-سو به پایان می‌رسد. همان لبخند عجیبی که او هر وقت در طول فیلم به بن‌بستی ناامیدانه برخورد می‌کند می‌زند. آیا دائه-سو فراموش کرده که او دخترش است یا نه؟ معلوم نیست. و مهم هم نیست. مهم این است که او عاشق شده است. حالا می‌خواهد به خاطر هیپتونیزم باشد یا نه. مهم این است که این عشق واقعی احساس می‌شود. اما همزمان شاید دائه-سو حقیقت را به وسیله‌ی هیپتونیزم فراموش کرده باشد، اما ما نکرده‌ایم. بنابراین هرچه این صحنه‌ی پایانی زیبا و آرامش‌بخش هم باشد، حقیقت تلخی لای شاخه‌های درختان نظاره‌گر ماجراست. پارک چان-ووک ما را در بن‌بستی می‌گذارد که هیچ راه فراری از آن وجود ندارد. با پایان‌بندی مبهم ساده‌ای مثل رویا بودن یا نبودنِ پایان «تلقین» طرف نیستیم. اینجا هر گزینه‌ای را انتخاب کنیم، سایه‌ی هیولا را احساس می‌کنیم.

منبع زومجی
تگ ها Gishe Oldboy
بعدی
تاریخ عرضه اپیزود پنجم بازی The Walking Dead: A New Frontier
قبلی
بروزرسانی جدید بازی Call of Duty: Heroes منتشر شد
مقاله های مرتبط
نقد فیلم Power Rangers – پاور رنجرز
نقد فیلم Power Rangers – پاور رنجرز
نقد مستند Thank You for Playing – ممنون از این که بازی کردید
نقد مستند Thank You for Playing – ممنون از این که بازی کردید
نقد فیلم ساعت پنج عصر
نقد فیلم ساعت پنج عصر
فیلم چی ببینیم؟
ماجرای نیمروز
تماشای آنلاین «ماجرای نیمروز»
خرس برادر
تماشای آنلاین «خرس برادر»
آواتار: افسانه کورا
تماشای آنلاین «آواتار: افسانه کورا»
دنیای فناوری
فولکس واگن پاسات، مشخصات فنی، قیمت و هر آنچه درباره آن باید بدانید
فولکس واگن پاسات، مشخصات فنی، قیمت و هر آنچه درباره آن باید بدانید
مقایسه دوربین گلکسی اس ۸، جی ۶، آیفون ۷ پلاس، یو ۱۱، اکسپریا ایکس زد پرمیوم و پی ۱۰
مقایسه دوربین گلکسی اس ۸، جی ۶، آیفون ۷ پلاس، یو ۱۱، اکسپریا ایکس زد پرمیوم و پی ۱۰
بررسی نوکیا ۵
بررسی نوکیا ۵
متن دیدگاه
دیدگاه خود را وارد کنید…
۱۵۰۰ کاراکتر باقی مانده
ارسال دیدگاه
دیدگاه ها ۳۰
قدیمی
جدید
رأی موافق
رأی مخالف
black lord
black lord| ۳ ماه پیش | لینک
مصداق بارز یه فیلم خفن

۱۳ | ۲
مرتضی کارگر
مرتضی کارگر| ۳ ماه پیش | لینک
@black lord
گند کاری من این بود که به خاطر کج سلیقگی یکی از رفیقام نسخه غربی فیلم رو که به گرد پای نسخه ی شرقیش نمی رسه رو دیدم. برا همین تجربه ی خوبی از فیلم ندارم 😐 حالا هم که داستان رو میدونم نسخه ی شرقیش دیگه صفایی نداره که بخوام برم ببینمش! کل فیلم و اون غافلگیری آخرش
که…. 🙁

۳ | ۳
رضا حاج‌محمدی
رضا حاج‌محمدی| ۳ ماه پیش | لینک
@White- Sparrow
پیشنهاد می‌کنم اگه نسخه‌ی اصلی رو ندیدین حتما ببینین. چون جاذبه‌های این فیلم خیلی بیشتر از غافلگیری نهاییشه. غافلگیری آخرش فقط یکی از نکات مثبتشه. فیلم، چه از نظر مفاهیم داستانی و چه از نظر کارگردانی، خیلی عمیق‌تر از اونیه که با دونستن پایانش دیگه بلااستفاده بشه.

۸ | ۱
saeedzx
saeedzx| ۳ ماه پیش | لینک
@black lord
فیلمی که فیلم نامه توپی داشته باشه تو دقایق اول فیلم خودشا نشون میده وقتی داشت از چتر بنفش تو یه شب بارونی میگفت شروع شد و تا آخرین لحظه فیلم میخکوبمون کرد هیچ وقت فیلمی در حدش ندیدم

۲ | ۰
محسن ابراهیمی
محسن ابراهیمی| ۳ ماه پیش | لینک
فوق العاده

آقای حاج محمدی منتظر نقد اپیزود جدید فارگوییم

۵ | ۱
hosein mohamadi
hosein mohamadi| ۳ ماه پیش | لینک
خیلی فیلم خوبیه.
به هر کسی که ندیده پیشنهاد میدم.
از آقای حاج محمدی عزیز هم خیلی ممنونم.

۵ | ۳
pouria86
pouria86| ۳ ماه پیش | لینک
به نظر من از این فیلم کم تعریف کردین.جز ۱۰ فیلم برتر کل تاریخ سینماست

۶ | ۴
dnyal mohsenpour
dnyal mohsenpour| ۳ ماه پیش | لینک
یک فیلم فوق العاده که از اولین دقایق فیلم تا آخرین دقایقش بیننده رو میخکوب خودش کنه ، چیکار میکنن این بچه های مشرق زمین 🙂
از بهترین آثار پارک چان-ووک ، من که با سه گانش حول محور انتقام شدید حال کردم ، داستان عالی , صداگذاری عالی ، نما و پلان های عالی ، بازیگرای عالی که بخوبی نقششون رو ایفا میکنن ، خلاصه آقای حاج محمدی همه حرفارو زدن من دیگه چیزی نمیگم بجز این از بهترین سکانس های فیلم اونجاست شخصیت اصلی داستان با چکش میفته به جون مشتاقان چکش و زاویه دوربین ۲بعدی میشه. سال ۲۰۱۳ نسخه ای آمریکایی این فیلم توسط اسپایک لی بازسازی شد که افتضاح سینمایی ای بیش نبود.
ممنون آقای حاج محمدی عزیز

۶ | ۴
hvbashiri
hvbashiri| ۳ ماه پیش | لینک
در رابطه با این فیلم فقط میتونم بگم فیلم مریضی بود.
هیچ نکته اخلاقی یا حتی ضد اخلاقی نداشت که هیچ هیچ مفهومی هم نداشت صرفن یه داستان پیچیده که کاری جز آزار مخاطب نمیکنه. و آخرشم همینجوری که حیرانی از خود میپرسی که چی؟ چرا؟ چی میخواستی بگی؟
یه درخواستی هم که دارم بشین فیلم your name رو ببین هم روحت به پرواز دربیاد هم یه نقد کنی ما فیلمو از دید شما (حاج محمدی) هم ببینیم

۵ | ۹
dnyal mohsenpour
dnyal mohsenpour| ۳ ماه پیش | لینک
@hvbashiri
نکته اصلی فیلم انتقام بود که شما متوجه نشدید.

۶ | ۳
ارمان .
ارمان .| ۳ ماه پیش | لینک
من که ندیدم میرم حتما بگیرم ببینمش

۵ | ۲
Rahman Piltan
Rahman Piltan| ۳ ماه پیش | لینک
خسته نباشی آقا. واقعا تحلیل خوبی بود.
گره گشایی داستان واقعا فوق العاده بود. درست مثل یه چکش که بر فرق سرت وارد شده باشه. هنر خلق یه شاهکار رو هر کسی نداره.

۵ | ۲
mohsenmi
mohsenmi| ۳ ماه پیش | لینک
جمعه تموم شد.نقد فرار از زندان چی شد آقای حاج محمدی

۰ | ۲
milad099
milad099| ۳ ماه پیش | لینک
انتقام غذایی است که باید سرد سرو شود

۴ | ۱
HBSA
HBSA| ۳ ماه پیش | لینک
لطفاً درباره فیلم incendies هم بنویسید

۱ | ۱
crnol2001
crnol2001| ۳ ماه پیش | لینک
این کارگردان و جون هو بونگ قشنگ سطح کاریشون دوسه سطح از آسیا بالاتره.
سوالی پیش میاد اینه که چطوری سینما کره انقدر خوبه بعد سریالاشون از سریال های شبکه یک هم مضخرف تره ؟

۳ | ۳
dnyal mohsenpour
dnyal mohsenpour| ۳ ماه پیش | لینک
@crnol2001
دقیقا سینما کره خیلی پیشرفت کرده ولی سریالاشون همچنان افتضاحن.

۲ | ۳
drago
drago| ۳ ماه پیش | لینک
البته وقتی من این فیلم رو دیدم سنم کم بود
جز معدود فیلم هایی بود که تهش دایورتش نکردم و بگم خب که چی
چون اصلا برام مهم نبود که تهش چی شد
تصور ادمو از اینکه یه انسان تا چه حد میتونه وحشتناک باشه رو تغییر میده

۲ | ۱
msf66
msf66| ۳ ماه پیش | لینک
من این فیلم رو ندیدم ولی بنظر میرسه از مانگا Loose Senki: Old Boy برداشته فیلم کرده چون من مانگاشو خوندم
تازه مانگا بیست سال پیش اومده

۱ | ۵
saeed a.g.h
saeed a.g.h| ۳ ماه پیش | لینک
داداش میزاشتی اول فیلم منتشر بشه بعدا نقدش میکردی
الانم یکی از نوابغ هفت گانه ی جهان پیدا میشه ریپلی کنه که این فیلم چهارده ساله منتشر شده ??
در آخر هم یه چیزی بگم بترسید : سایه ی هیولا را احساس میکنیم ?

۱ | ۶
moein
moein| ۳ ماه پیش | لینک
یکی از قشنگترین فیلم هایی که دیدم…چه پایان دیوانه واری…شاهکار به تمام معنا…بعد از دیدنش تا مدت ها با خودم کلنجار میرفتم و میگفتم آخه انتقام هم حدی داره!!!!!

۵ | ۱
Mr.Leftover
Mr.Leftover| ۳ ماه پیش | لینک
ممنون بابت نقد
من اصلا نمیدونستم چنین فیلمی وجود داره.
برم ببینم….

۴ | ۱
علی مرعشیان
علی مرعشیان| ۳ ماه پیش | لینک
فیلم که خیلی شاخ بود هیچی، تبریک به مردم کشورم برای نتیجه انتخابات ????????��������??? این اتحاد ما ها توی این دوره خیلی قشنگ بود و این که همه ی مردم سعی کردن بقیه رو متقاعد کنن رای بدن 🙂

۴ | ۳
محمد دهقان
محمد دهقان| ۳ ماه پیش | لینک
فیلمی فک برانداز بعلاوه خورده شدن یه هشت پای زنده میشه old boy

۳ | ۱
hoji jooon
hoji jooon| ۳ ماه پیش | لینک
نکته اصلیش همون فضولی و سرک کشیدن تو زندگی ادمها و تغییر سرنوشتشونه که باعث انتقام میشه
صحنه کتک کاریش عالیه

۲ | ۱
ادامه دیدگاه ها

ویدیوهای اختصاصی

هفته نامه ویدیویی ۶۳: از بازیکنان افسانه‌ای فیفا ۱۸ تا هک شدن شبکه HBO

هفته نامه ویدیویی ۶۲: از فروش فوق‌العاده ریمستر کرش تا انتشار بازی خاله قزی برای پلی استیشن ۴
جدیدترین مطالب

توضیحات ناتی داگ در مورد بازی Uncharted: The Lost Legacy

بیوگرافی هنری فورد، مؤسس کمپانی فورد

نگاهی به سری فیلم های Resident Evil؛ موفق ترین فیلم های ویدیو گیمی سینما

حجم نسخه پلی استیشن ۴ بازی LawBreakers مشخص شد
داغ‌ترین مطالب هفته

نقد فیلم ساعت پنج عصر نقد فیلم ساعت پنج عصر
نقد سریال Game of Thrones: قسمت سوم، فصل هفتم نقد سریال Game of Thrones: قسمت سوم، فصل هفتم
مقایسه طرح جدید اینترنت در ایران با برخی کشورهای دنیا مقایسه طرح جدید اینترنت در ایران با برخی کشورهای دنیا
حتما بخوانید

توضیحات ناتی داگ در مورد بازی Uncharted: The Lost Legacy توضیحات ناتی داگ در مورد بازی Uncharted: The Lost Legacy
بیوگرافی هنری فورد، مؤسس کمپانی فورد بیوگرافی هنری فورد، مؤسس کمپانی فورد
نگاهی به سری فیلم های Resident Evil؛ موفق ترین فیلم های ویدیو گیمی سینما نگاهی به سری فیلم های Resident Evil؛ موفق ترین فیلم های ویدیو گیمی سینما
شاخه‌های برتر

بررسی بازی
زوم‌کست
نیم‌نگاه
معرفی بازی موبایل
اخبار سینما و تلویزیون
زنگ تفریح
یادداشت
اخبار بازی
واقعیت مجازی
خانواده زومجی

عضویت در خبرنامه
تایید
ایمیل خود را وارد کنید.

تهیه شده توسط تیم سایت تیتر اس اس (titrss)

منبع/resource

Related Posts
  • معرفی بازی موبایل Epic Battle Simulator 2